نقد فیلم پلتفرم, The Platform, پلتفرم؛ استعاره ای از ماهیت بشر

۲ سال پیش

۱۳ فروردین ۱۳۹۹

رامتین سراج پور

امتیاز منتقد به این اثر: ۸ از ۱۰

پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.

کارگردان : گالدر گازتلو اوروتیا
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

گورنگ برای ترک سیگار به طور داوطلبانه وارد محیطی قرنطینه گونه می شود که از شرایط داخل آن بی خبر است. یک ساختمان عمودی مشابه زندان که هر طبقه دو نفر اقامت دارند و بنا به دلیلی در آن حضور دارند. هر روز طبق ساعت مشخصی از حفره وسط برای انها از بالاترین نقطه ساخمان غذا ارسال می شود و افراد طبقات پایین به ترتیب باید از باقیمانده نفرات بالا تغذیه کنند.

ساختمانی مخوف و عمودی که در نهایت متوجه می شویم ۳۳۳ طبقه دارد و از آنجا که هر طبقه محل اقامت دو نفر در نظر گرفته شده پس ۶۶۶ نفر طبیعتا باید در این برج منحوس مبحوس باشند که خود   استعاره ای از انسان به شیطان است هرچند که طبقات پایین از گرسنگی مطلق عملا مرده اند. این فیلم هرچند در ژانر وحشت قرار گرفته اما از نکات قابل توجه ایجاد ترس در ضمیر ناخودآگاه بر ترس آنی غالب است و ممکن است در لحظه ترس خاصی آدرنالین هیجانی ما را ترشح نکند اما بنا به ماهیت و فضای فیلم ترسی که ایجاد می کند از آن دسته ای است که مخاطب را به فکر و تامل نسبت به ماهیت خود و جامعه پیرامون و حتی ماهیت کلی انسانی وا می دارد. هرچند در فضای فیلم حس تقسیم نا برابر و  نا عدالتی بنظر می رسد اما بی اغراق و به صورت استعاری نمایش داده می شود که بی عدالتی موجود در دنیا و طبقات مختلف اجتماعی و جغرافیایی توسط انسانها شکل گرفته است؛ انسانهای بالاتر همیشه به انسانهای پایین تر از خود زور می گویند و با استعاره از جاذبه زمین افراد بالاتر مدفوع و ادار خود را روی سر افراد پایین تر می ریزند در حالی که نمی توانند بالا دستی های خود را با مدفوع، ادرار یا پرت کردن شی حقیر کنند. گورنگ به عنوان حق انتخاب برای خود کتاب به سلول میاورد که نشان دهنده قشر روشن فکر جامعه انسانی است در حالی که تریماگاسی اولین هم سلولی او یک چاقو به همراه دارد و در لحظه گرسنگی در آستانه تکه تکه کردن و تغذیه از گورنگ هم پیش می رود تا بیانگر ان باشد که قشری از انسان ها در بدترین شرایط تنها به برندگی چاقو و سیر کردن شکم خود اکتفا می کنند اما در پایان مشخص می شود که میل برای حل مشکل ریشه ای در کورنگ بیشتر است و تریماگاسی با توجه به آنکه تنها بخاطر فریب خوردگی یک تبلیغ اغوا کننده چاقو در تلویزیون به این مکان آمده یک انسان ظاهر بین و لحظه بین است که به محض پر شدن حفره با میز غذا های دستخورده با اشتیاق از آنها تغذیه می کند هرچند گورنگ هم در ادامه از گوشت انسان در شرایط بدتر تغذیه می کند تا اهمیت میل به حیات در انسان نسبت به هر اعتقاد درونی را عنوان می کند. ناعدالتی که در چند سطر پیش  بیان نمودم توسط انسانها شکل گرفته در افراط گرایی و زیاده خواهی های انسانی در هجوم به غذا ها می باشد که این طمع انسان های سایر جوامع و اقشار پایین دست را از خوردن حق  خود محروم می کند. طبقه پایین نیز به هیچ عنوان حاضر به حرف شنوی از زنی که می گوید هر کس به اندازه خود بخورد و در دو ظرف دیگر برای طبقات پایین غذا بگذارد نیست؛ این خود یک تبعیض تحمیلی از منع تنوع طلبی و دموکراسی در جوامع است هرچند که خود در ظاهر امری قانونمند و پسندیده به نظر می رسد حال آنکه این میز پر زرق و برق آنچنان متنوع است که حتی اگر بخواهی از مرکز آن انتخابی داشته باشی ناگزیری روی  بسیاری از غذا ها لگد کنی تا حقوق بسیاری را له کنی. در مسیر زندگی و خواستن برتی رسیدن به یک هدف، انسان حقوقی را بی دلیل و بی بدیل ضایع می کند بدون آنکه توجهی به پایین یا پشت سر خود داشته باشد. پلتفرم استعاره ای هندسی و منظم از ذات و فطرت انسان است بدون تاریخ انقضا و بدون تعلق به جغرافیای خاص. کودک آسیایی که توسط گورنگ پیدا می شود نمادی است از آینده بشر که شاید او حل کننده فطرت بیمار انسان باشد و این جهان کثیف را از شر تبعیض نژادی و نظام یک سویه و بی رحم سرمایه داری نجات دهد. حتی افراط در زیاده خواهی  توسط یک سیاهپوست مذهبی نشان داده می شود زمانی که در طبقه ششم که طبقه ای ایده آل محسوب می شود با توسل به خدا و دین و کمک خواستن از انسان در طمع رسیدن به طبقه ای  بالاتر است که تنها مدفوع افراد طبقه بالا نصیبش می شود هرچند در صحنه غذا در این طبقه میل به لذت مادی ندارد اما گورنگ او را شریک مناسبی برای کشف انتهای حفره می داند و سعی می کنند به پایین حرکت کنند چون راه نفوذ به بالا در میان اشراف یا بالا دستی  ها سخت است این در حالی است که به نوعی بیانگر آن است که دین در کنار روشنفکری و با نفوذ به اقشار پایین تر و ضعیف تر حقیقت و معما را روشن می کند و پیدا کردن آن بچه که نمادی از آینده بشر است در دل این تکمیل شدن شکل می گیرد. زمانی که کودک به بالا حرکت می کند چشمانش  بسته است که بیانگر آن است که بشر آینده از گذشته همچنان درس نمی گیرد و مجدد تکرار خواهد کرد و در تعبیر دیگر باید چشمان خود را به روی گذشته ببندد و قلبش را برای شروع یک ایدئولوژی جدید پاک کند که همان ایدئولوژی انسانی است که در عالی ترین طبقه قرار می گیرد. این فیلم جهان بینی خاصی را از بشر نشان می دهد و داستان پیوسته ای ندارد لذا بدین لحاظ شاید نکته قابل توجهی باشد که سینما دوستان باید پیش  از دیدن این نکته را در نظر بگیرند. پلتفرم را می  توان اقتباسی از فیلم کوتاه اتاق هشت به کارگردانی جیمز گریفیتز در نظر گرفت.

نویسنده: رامتین سراج پور


نقدهای مرتبط با این اثر

رامتین سراج پور
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟ (Who's Afraid of Virginia Woolf)
زمانی که دیالوگ ها در یک فیلم فرمانروایی می کنند؛ مشاجره مارتا و جورج با مصرف بیش از حد مشروبات الکلی بعلاوه چاشنی این نیش و کنایه ها فضایی را می سازد که اعتبار واقعیت و توهم متمایز نیست.ادامه مطلب
حدس بزن چه کسی برای شام می آید (Guess Who's Coming to Dinner)
این فیلم اثر جسورانه ای از کارگردان موج سوار جریانات جنجالی است، استنلی کریمر که با شجاعت ابزار فیلم را به زبان یا فریاد فردی و اجتماعی تبدیل می کند، این ویژگی توانسته خالق اثر و فیلم را در زمره تاثیرگذار ترین فیلم های وقت قرار دهد، حال آنکه درون مایه فیلم تاریخ انقضایی ندارد و در جنبه های مختلف زندگی قابل بهره مندی است. تزریق خرد به ذهن مخاطب از جمله ویژگی های این فیلم محسوب می شود که تشویق به اندیشیدن جهت تغییر رویکرد نهادینه شده در قاطعیت...ادامه مطلب
جزیره شاتر (Shutter Island)
پس از گذشت سالها از ساخت "جزیره شاتر" اثر مارتین اسکورسیزی نقدهای متعددی تا امروز از این فیلم صورت گرفته اما همچنان شامل نکات و رموزی است که به آنها اشاره نشده یا نکاتی که عمیقا به آنها پرداخت نشده و بیان آن خالی از لطف نیست هرچند نقد های سینمایی من در هیچ رسانه و سایتی واکاوی جامع از فیلم نیست بنا به اینکه پرداخت جز به جز از یک فیلم قطعا امری زمانبر بوده همچنین ارائه به مستندات تحقیقات علمی پژوهشی را با توجه به مقتضیات می طلبد.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده