نقد فیلم کسانی که آرزو دارند من بمیرم, Those Who Wish Me Dead, بازگشت آنجلینا جولی با یک وسترن هیجان‌انگیز

۷ ماه پیش

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰

پیتر بردشاو

امتیاز منتقد به این اثر: ۶ از ۱۰

در مجموع «کسانی که آرزو دارند من بمیرم» را می‌توان اثری شجاعانه و قدرتمند دانست که فاصله‌ی زیادی با «جایی برای پیرمردها نیست» اثر «برادران کوئن» ندارد. تصادفاً از نقش‌آفرینی کلانتر لاغر اندام و مسن فیلم با بازی «دیوید هایت» در سکانسی که هنگام خوردن صبحانه شروع به نصیحت «ایتن» می‌کند، لذت بردم. و همچنین پیش‌درآمدی درباره‌ی «گیلن» و «هولت» در نقش دو قاتل می‌تواند بلیط برنده‌ی «کسانی که آرزو دارند من بمیرم» باشد.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

کودکی یتیم به همراهی یک آتشنشان حرفه‌ای در میان آتش جنگل‌های ایالت مونتانا از دو قاتل که به دنبال آن‌ها هستند، فرار می‌کنند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

«آنجلینا جولی» پس از مدتها با نقش‌آفرینی در یک وسترن هیجان‌انگیز و تماشایی بازگشته است. او نقش یک آتش‌نشان در بیابان‌های ایالت مونتانا را ایفا می‌کند که اتفاقات غرمنتظره‌ی عجیبی برایش رخ می‌دهد. کاریزمای طبیعی ملکه‌وار و چشمان گیرای او باعث می‌شود که حتی در حال حمل تبر، دستگاه اکسیژن، نارنجک دودزا و به تن داشتن شلوار جین و تی‌شرت، باز هم مثل یک ملکه در قاب دوربین همگان را تحت تأثیر قرار دهد.

«کسانی که آرزو دارند من بمیرم» اقتباسی از آزاد از رمانی به قلم «مایکل کوریتا» است که در نوشتن فیلمنامه با کارگردان فیلم یعنی «تیلور شریدن» همکاری داشته است. «شریدن» فیلمسازی است که برای ساختن تریلرهای پر تنش مثل «رودخانه باد»، «سیکاریو» و «اگر سنگ از آسمان ببارد» شناخته می‌شود. او فیلمنامه‌ی تمام فیلم‌هایش را خودش نوشته است و شاید بتوان به او لقب سخت‌کوش‌ترین مرد در عرصه‌ی هنرهای نمایشی را داد.

«هانا»(جولی) یک آتش‌نشان حرفه‌ای و متخصص است که مستقیم به دل آتش می‌زند. او پس از تلاشی ناکام که منجر به کشته شدن تعدادی از انشان‌ها شد، بسیار خشمگین، دمدمی مزاج و بی‌حوصله شده است. اما رستگاری او نزدیک است. «هانا» در مسیر خود با کودکی به نام «کانر»(فین لیتل)‌ برخورد می‌کند که پدر بیوه‌ی او «اوون»(جیک وبر) دریافته که زندگی آنها در خطر است. «اوون» یک حسابدار است که به دلیل دسترسی‌اش به اسناد مالی، متوجه بروز یک فساد سیاسی شده است.

«اوون» تنها کاری که از دستش برمیاد، فرار به همراه پسرش است. او برای این کار از برادر پلیسش «ایتن»(جان برنثال) و همسر باردار «ایتن» یعنی «الیسون»(مدینا سنگور) استفاده می‌کند. اما این نقشه‌ی «اوون» با پیدا شدن «کانر» تنها در میان جنگل که در مقابل دو قاتل با ایفای نقش «ایدن گیلن» و «نیکولاس هولت» به نتیجه نمی‌رسد. تنها کسی که می‌تواند به کمک «کانر» بیاید، «هانا» است که در جنگل در حال گشت‌زنی است.

در این فیلم تقریباً هرکسی ممکن است به دست «گیلن» و «هولت» کشته شود. آنها که لباس مشکی می‌پوشند و نشان تقلبی مأموران قانون را حمل می‌کنند، هرکسی که ممکن باشد بتواند آنها را شناسایی کند را از بین می‌برند. چهره‌ی «گیلن» با آن لبخند ملیح، شرارتی را حمل می‌کند که رفتار آن به عنوان یک فرد باتجربه در کنار جوانی و خامی «هولت» ترکیبی جذاب را شکل داده است. اینها چه کاره هستند؟ در ابتدا بنظر می‌رسد که دو مأمور باشند که برای آدم‌ةای بد کار می‌کنند. یا شاید پدر و پسر باشند. جذابیت وحشتناکی در مکالمه‌های آرام، حرفه‌ای‌گری و خونسردی آنهاست. وقتی «گیلن» و «هولت» به تنهایی در تصویر هستند، فرآیندی کامل از ایفای نقش یک ضدقهرمان را می‌توان به وضوح دید.

«هانا» تصمیم می‌گیرد تا در برج مراقبتی که در آن مستقر است از «کانر» مواظبت کند. او این کار ار تا زمانی می‌تواند انجام دهد که رعد و برق ارتباط او را با همکارانش قطع نکرده باشد. پس از اینکه او ارتباطش را با همکارانش از دست می‌دهد، تصمیم می‌کرد تا به همراه «کانر» از برج پایین بیایند و به دل طوفان بزنند. اینجاست که تا حدودی خط اصلی داستان غیرمنطقی و بی‌اساس می‌شود. دلیل آتش زدن جنگل توسط آتش‌افروزان مشخص نیست و از طرفی دیگر مشخص نیست چه اتفاقی افتاده است که «هانا» و «کانر» مجبور می‌شوند برگردند و باری دیگر در برج مراقبت پناه بگیرند. 

در مجموع «کسانی که آرزو دارند من بمیرم» را می‌توان اثری شجاعانه و قدرتمند دانست که فاصله‌ی زیادی با «جایی برای پیرمردها نیست» اثر «برادران کوئن» ندارد. تصادفاً از نقش‌آفرینی کلانتر لاغر اندام و مسن فیلم با بازی «دیوید هایت» در سکانسی که هنگام خوردن صبحانه شروع به نصیحت «ایتن» می‌کند، لذت بردم. و همچنین پیش‌درآمدی درباره‌ی «گیلن» و «هولت» در نقش دو قاتل می‌تواند بلیط برنده‌ی «کسانی که آرزو دارند من بمیرم» باشد.

منبع: گاردین

مترجم: وحید فیض خواه


نقدهای مرتبط با این اثر

پیتر بردشاو
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
بادیگارد همسر مزدور (The Hitman's Wife's Bodyguard)
برای افزودن اضطراب به شخصیت مایکل، او در مقام مقایسه با ناپدری خود که یک محافظ باسابقه افسانه ای است قرار می گیرد و دچار احساس حقارت شخصیتی می شود: این موضوع پتانسیل ایجاد یک کمدی عالی را دارد که کاملاً در این قسمت هدر رفته است. بعضی سکانسهای واقعا خنده دار در فیلم وجود دارد، اما لطفاً به من بگویید که ما در سال 2023 منتظر فیلمی تحت عنوان "بادیگارد مادر زن یک آدمکش" نیستیم!ادامه مطلب
یک مکان ساکت 2 (A Quiet Place 2)
چیزی که این فیلم را جالب می‌کند، نمایش یک وضعیت آخرالزمانی است که در مدت کوتاهی جامعه‌ی انسانی را وحشت زده کرده و در حالت زندگی استعماری و مغلوب قرار گرفته است. انسانها یک پله پایین‌تر به موجوداتی وحشی تبدیل می‌شوند که بی‌صدا یکدیگر را به جنب و جوش می‌اندازند. کمی شرم آور است که فیلم برای هنرنمایی «امیلی بلانت» که خیلی عالی است، وقت زیادی نمی‌گذارد.ادامه مطلب
پیتر بردشاو
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
مالکوم و مری (Malcolm & Marie)
موضوع اصلی «مالکوم و مری» اعتبار است و اینکه چگونه این فضیلت ضروری توسط کسانی که تخصص و دانش کافی درباره‌ی موضوعات مورد ادعای خود را ندارد ولی تصور می‌کنند که تفکرات و سر و صداهای بی‌پایه‌ی آنان است که اصالت دارد، لطمه می‌بیند. این فیلم درباره‌ی نیاز و احترام به صحت و اعتبار است. این نکته‌ای زیرکانه درباره‌ی «مالکوم و مری» است. مهم نیست که سکانس نقد فیلم «مالکوم» معتبرترین چیز درباره‌ی آن فیلم است اما این بخشی از هوشمندی و اجرای شجاعانه‌ی فیلم...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده