ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم جن زیبا, سکوت مطلق

یاسمن خلیلی فرد
یک ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه بانی فیلم
امتیاز منتقد به فیلم :

برخی از رویدادهای فیلم بسیار ساده ­انگارانه طرح شده ­اند و تأثیر منفی بر پیکره­ ی کلی داستان می ­گذارند.

  

در سال­های اخیر تولید فیلم­هایی که در آن­ها از بازیگران غیرایرانی استفاده می­ شود و یا در خارج از ایران فیلمبرداری می­ شوند تاحدودی باب شده است. «جن زیبا» یکی از همین دسته فیلم­هاست که نورگل یشیلچای، ستاره­ ی سینمای ترکیه نقش اصلی آن را ایفا کرده است. این­ که چنین فیلم­هایی می­توانند گیشه­ ی موفقی داشته باشند یا خیر یک بحث است و این­که کیفیت این دسته از فیلم­ ها تا چه اندازه قربانی ویترین­ های پرزرق­ و­برق ­شان می­ شود بحثی دیگر.
«جن زیبا» روایت زندگی مردی تنهاست که پس از مرگ همسرش به اختلال روانی دچار شده و تحت درمان است؛ در همین حال او در یک بیمارستان روانی نیز کار می­ کند. ورود پنهانی زنی از بیماران همان بیمارستان به خانه­ ی مرد زندگی او را دستخوش تغییراتی می­ کند.
فیلم به لحاظ اجرا ساختاری شسته­ رفته دارد. موقعیت اولیه­ ی داستان و ایده­ ی مرکزی آن نیز به­ خودی خود بد نیستند اما اشکالاتی در منطق روایت فیلمنامه باعث می­ شود این ایده ­ی اصلی به­ درستی به بار ننشیند و در حد یک تجربه­ گرایی شکست­ خورده باقی بماند. یکی از اصلی­ترین ضعف­ های فیلمنامه به شکل روایت آن مربوط می­ شود. فیلم مقدمه­­ ی نسبتاً قابل­ قبول و به ­اندازه ­ای دارد و از ترسیم اضافات پرهیز می­ کند اما اشکال آن جایی ­ست که فصل فرار زن از بیمارستان و رخدادهای پس از آن را یک بار از زاویه­ ی دید یدالله (فرهاد اصلانی) می­بینیم و سپس همه ی آن رویدادها را یک بار دیگر از زاویه­ ی دید زن (نورگل یشیلچای) مشاهده می ­کنیم؛ این درحالیست که در تکرار این الگوی دراماتیک ثابت نه اطلاعات جدیدی به مخاطب داده می­ شود و نه گره­ ای بر درام افکنده یا از آن گشوده می گردد. شروع رازآلود و به­ اندازه­ ی فیلم با این شیوه از روایت ­پردازی د رادامه ­ی روند درام لطمه می­بیند و موقعیت با جان کندن به قصه تبدیل می­ شود. این تکرار روایت از دو زاویه ­ی دید مختلف، در فصل نهایی فیلم نیز دیده می ­شود که باز هم می­ توانست به شکلی خلاصه ­تر و ازطریق راویِ دانای کل روایت شود. شاید به همین جهت است که فیلمی که مقدمه­ چینی خوبی دارد با کم­ترین جذابیتی پیش می ­رود و به پایان می­ رسد.
سوال دیگری که پیش می ­آید این است که آیا ظرف اولیه ­ی «جن زیبا» گنجایش یک اثر بلند سینمایی را داشته است؟ حقیقت این است که فیلم، فیلمنامه ­ی لاغری دارد. فیلمنامه ­ای که با بهره­ گیری از گریزهای زیاد، شاخ و برگ­های اضافی، مکث­های طولانی و صحنه ­های تکراری به یک فیلم بلند تبدیل شده است. شاید اگر فیلمساز به این ایده­ ی خامِ ساکن بهتر می­پرداخت و پاسخ بسیاری از ابهامات بی­ دلیل را در متن اثر می­ داد می­توانست کم ­ملاطی داستان را تاحدودی جبران کند اما در شرایط فعلی با فضا و روابط سرد و پوچ شخصیت هایی طرف هستیم که از بی­ مایگی داستان رنج می­ برند، داستانی که قطعا می­توانست در یک فیلم کوتاه بهتر عرض­ اندام کند.
 یکی دیگر از نقاط ضعف فیلم آن است که انگیزه و علت کنش­ های اصلی شخصیت­ هایش را تا پایان مشخص نمی کند و از طرفی فیلمساز آن­ قدر در ترسیم خلقیات و ارائه­ ی ویژگی­های اخلاقی آدم­ هایش خساست به خرج می­ دهد که این علل را با واکاوی و بررسی شکل شخصیت­­پردازی، گذشته­­ ی شخصیت­ ها و موقعیت­هایی که پشت­ سر گذاشته­اند نیز نمی ­توان دریافت. بنابراین نوعی عدم سنخیت میان رفتارها و تصمیماتِ شخصیت­ ها با هویت بیرونی تعریف­ شده­ شان به چشم می­ خورد که ملال­ آور است؛ بنحوی که تا پایان فیلم نیز مخاطب خود را از آدم­های آن دور می­بیند و نمی­تواند به دنیایشان وارد شود. شاید بتوان گفت فیلمساز تاحدودی به هدفش که خاکستری طرح کردن دو شخصیت اصلی ­اش باشد دست­ یافته است اما به شکلی عاریه ­ای و درنیامده.
برخی از رویدادهای فیلم بسیار ساده ­انگارانه طرح شده ­اند و تأثیر منفی بر پیکره ­ی کلی داستان می­گذارند. شاید یکی از اصلی­ترینِ این رویدادها، فرار زن از بیمارستان روانی به آن شکلِ خام ­دستانه و ورودش به خانه­ ی مرد باشد که با تمهید فکر نشده ­ای چون خراب بودن درب ورودی توجیه می­ شود. وقتی مقطع بروز بحران در فیلمنامه بر چنین محور سستی استوار گردد بدیهی­ ست که دیگر نقاط درام نیز منطقی به­ نظر نخواهند رسید و اساساً زنجیره­ ی علت و معلولی داستان در هم می­ شکند. این اتفاقات ساده ­انگارانه با رویدادهایی چون ورود شبانه­ ی یدالله و دلارام به پرورشگاه، خارج کردن کودک از آن­ جا، فراری دادن دلارام توسط یدالله و ... ادامه می ­یابد. این تکرار مکرر موقعیت ­ها و گره­افکنی­ ها و گره ­گشایی­های بدون­ مقدمه و بی­ منطق تهی بودن متن را به شکل مضاعفی نمایان می­ سازند و اثباتی بر این مدعایند که بایرام فضلی در تبدیل ایده­ ی خود به داستانی منسجم ناکام مانده است.
احتمالاً فیلمساز خواستار دستیابی به لحنی خاص برای فیلمش بوده است، لحنی حاصل از ترکیب چند لحن مختلف. شاید به همین دلیل است که فیلم مدام تغییرلحن می­دهد؛ تغییرلحنی که بیش از هرچیز آزاردهنده از آب درآمده و عملاً بی­ حاصل و بی­ نتیجه است. این چندپارگی در ژانر اثر هم دیده می­ شود. درواقع شالوده­ ی فیلم بر پایه­ ی اسلوب­هایی از ژانری مشخص بنا نشده است و از طرفی هم مصالح کافی را برای جست­و­خیزهای مداومش از یک ژانر به ژانر دیگر ندارد.
یک فیلم مجموعه ­ای­ از انتخاب­ های سازنده ­اش است بنابراین این­ که چرا فیلمسازی برای ایفای یکی از نقش­ های فیلمنامه­ اش به سراغ بازیگری خاص می­ رود به خود او مربوط است. اما مخاطب این اجازه را دارد که درباره­ ی آن انتخاب سوال کند و حالا پرسش نگارنده این است که انتخاب یک بازیگر غیرایرانی برای این نقش اساساً چه دلیلی داشته است؟ ایفای نقشی که دیالوگ ندارد کار دشواری­ست. بازیگر در چنین شرایطی باید بر حس­هایش متکی باشد و بتواند بده ­بستان­ های درست درونی با بازیگر مقابلش برقرار کند. در چنین موقعیتی بازیگر باید هنگام ایفای نقش به چیزی جز همان نقش نیندیشد و خود را در اختیار آن قرار دهد. بنابراین نمی­ توان به صرف دیالوگ نداشتنِ نقش، یک بازیگر غیرایرانی را برای ایفای آن مناسب دانست. خرده­ ای به نقش ­آفرینی یشیلچای نمی­گیرم که اتفاقاً او بازی درست و خوبی هم در مقابل فرهاد اصلانی ارائه داده اما این نقش دقیقاً چه مختصات و مشخصه ­هایی داشته است که فیلمساز یک بازیگر خارجی را برای ایفایش انتخاب کرده است؟ این سوالی­ست که دست ­کم برای من بدون پاسخ می­ماند.
در انتها باید گفت «جن زیبا» از آن دسته فیلم­های شریفی­ست که ایده ­ی خوب اولیه­ شان در موقعیت­ سازی و قصه­ پردازی ناکام مانده و حضور بازیگری غیرایرانی هرگز نمی­ تواند کمکی به ارتقای سطح کیفی­ اش بکند، فیلمی که اذیت­ ات نمی­کند اما در عین حال دلنشین هم نیست.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است