ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم سرخ پوست, The Warden, تعقیب و گریز

یاسمن خلیلی فرد
۷ ماه پیش - ۱ دقیقه مطالعه
منبعماهنامه فیلم
امتیاز منتقد به فیلم :

این یادداشت در زمان اکران فیلم در جشنواره فیلم فجر نوشته شده است و نقد مفصل فیلم را در زمان اکران عمومی آن خواهم نوشت

  

سرخپوست، جدیدترین ساخته­ی نیما جاویدی، شاید در نگاه اول از این حیث باعث جلب توجه­ها شود که در میان خیل عظیم فیلم­های اجتماعی و آپارتمانی دست به یک سنت­شکنی اساسی زده و به­سراغ ژانر و شیوه­ای از روایت­پردازی می­رود که در سال­های اخیر کم­تر شاهدش بوده­ایم.
«سرخپوست»، داستانی یک­خطی دارد که به شیوه­ی کلاسیک روایت می­شود. نقاط درام در روایت سه­پرده­ای آن در جای درست خود قرار گرفته­اند و همین چینش هوشمندانه و وفاداری فیلمساز بر اسلوب ژانر و ساختار کلاسیک باعث می­شود فیلم علاوه بر ریتم خوب، جذابیت­های دراماتیک خود را نیز حفظ کند.
«سرخپوست» علاوه بر گره­افکنی­ها، نقاط عطف و گره­گشایی­های فیلمنامه­اش که اوج و فرود سینمای کلاسیک را در کار زنده نگاه داشته­اند، از شخصیت­های خود نیز غافل نمی­شود. فیلم به رغم درونمایه پررنگ و برجسته­ی پلیسی­اش، تصویرگر آدم­هایی­ست که مصمم به حفظ فردیت خود در کنار حضورشان در دل یک تشکیلات­اند؛ درواقع همین تقابل و کشمکش میان فردیت و وظیفه است که وجه تییکال آدم­های قصه را پاک کرده و آن­ها را به شخصیت­هایی قوام­یافته و منحصر به فرد تبدیل می­کند. اساساً فیلمساز با خلق درست شخصیت­ها و بخشیدن وجوه درونی و فردی مختلف به آن­هاست که می­تواند سیر دگردیسی عمیق جاهد (نوید محمدزاده) را در طول فیلم ترسیم نماید؛ همان تحولی که منجر به آن غافلگیری نهایی می­شود.
«سرخپوست» در آغاز یک شخصیت اصلی دارد اما با پیشرفت درام، زندانی گمشده (سرخپوست) به­رغم غیابش در داستان به شخصیت اصلی دیگر قصه بدل می­شود و درواقع تعقیب و گریز که عنصر اصلی سینمای پلیسی­ست با غیاب شخصیت دوم در روند درام شکل می­گیرد. جاویدی کوشیده است که حضور شخصیت­ها در فیلم به­اندازه باشد. با آن­که جاهد دانای کل نیست اما محور اصلی قصه است و دیگر شخصیت­ها در کنار او تعریف و به مخاطب شناسانده می­شوند. در بخش­هایی که حضورشان کمکی به پیشبرد روند قصه بکند حضور دارند و در غیراین­صورت حذف می­شوند.
جاویدی در «سرخپوست» فضای مربوط به طرح مشکلات و گره­ها را رئالیستی ترسیم می­کند و نوع اجرا و فضاسازی درخشان کار نیز به باورپذیری­اش دامن می­زنند. فیلمساز با وارد کردن عنصری چون "عشق" به لایه­های زیرین متن، بستر را برای پایان­بندی کار مهیا می­کند و درنتیجه تصمیم نهایی جاهد باور مخاطب را مخدوش نمی­کند.
«سرخپوست» علاوه بر روایت­پردازی قوی و اجرای درست، یک نوید محمدزاده­ی درخشان هم دارد که با شمایلی متفاوت نقشی خاص را به کارنامه­ی خود اضافه می­کند؛ نقشی که شاید رویی دیگر از سکه و بخش­هایی تازه از توانمندی او را به مخاطبان یا شاید منتقدان او نشان می­دهد.
 

4

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است