ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
احسان طهماسبي
۳ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعرونامه آفتاب

گفت‌وگو با بهمن ارك - كارگردان فيلم حيوان

دومین فیلم برگزیده در بخش سینه فونداسیون هفتادمین جشنواره بین المللی فیلم کن – برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه از سي و ششمين جشنواره فيلم فجر اكران از هشتم فروردين 1397 در سينماهاي هنروتجربه

  

ايدة فيلم حيوان چگونه شكل گرفت، در كجا فيلمبرداري شد و چطور به سينه فونداسیون كن راه يافت؟
روزي كه با بهرام براي ثبت نام به مدرسة ملي سينما رفته بوديم و منتظر انجام كارهاي اداري مدرسه شديم، گربه­اي در محوطه توجه ما را به خود جلب كرد و در واقع تبديل به ايدة ساخت حيوان شد. بعد از نوشتن فيلمنامه، مدرسه ملي از طرح ما حمايت كرد و شرايط مالي براي ساخت فيلم فراهم شد. فيلم را هم در استان آذربايجان شرقي (كليبر و آينالو) فيلمبرداري كرديم و آن را براي كن فرستاديم و خوشبختانه در بخش سینه فونداسیون پذيرفته شديم.

از ابتدا مي­خواستيد كه حيوان بدون ديالوگ باشد يا زمان نوشتن فيلمنامه به اين نتيجه رسيديد كه نياز نيست گفت­وگويي در فيلم وجود داشته باشد؟

در فيلم­هاي بدون ديالوگ اصولا بايد حرف اصلي را تصاوير بزنند و به گونه­اي گويا باشند كه نيازي به ديالوگ احساس نشود. ولي نكتة مهم اين است كه در چنين فيلم­هايي نبايد شيوة روايت به گونه­اي باشد كه نياز به گفت­و­گو يا تك­گويي وجود داشته باشد و ما آن­ها را حذف كنيم و مخاطب را آزار دهيم. من فيلم­هايي را مي­پسندم كه كم ديالوگ باشند و وظيفة اصلي بر دوش تصاوير باشد. از طرفي تلاش مي­كردم كه اين فرار از مرز مربوط به اقليم خاصي نباشد و بنابراين بايد زبان را از فيلم حذف مي­كردم.

  در واقع سينماي تاركوفسكي و كيشلوفسكي را بيشتر مي­پسنديد؟

بله. در واقع صامت بودن از ويژگي­هاي فيلم ما به حساب مي­آيد ولي احتمالا در فيلم­هاي آيندمان بيشتر به چنين سينمايي كه بدان اشاره كرديد خواهيم پرداخت.

   از نگاهي فلسفي، اتفاقي كه منجر به خروج از مرز بازيگر فيلم مي­شود تقويت ويژگي­هاي حيواني او است. در حالي كه رسيدن به آزادي از حقوق حقة هر انساني است كه در اين فيلم با زيرپا گذاشتن وجوه انساني شخص، قابل دستيابي است. آيا اين تقليد و تقويت ابعاد حيواني آن فرد است كه باعث مي­شود او به آزادي و رهايي دست يابد؟

من فكر ميكنم كه در دنياي امروز، آزادي و رهايي و مهاجرت معناي واقعي خودش را از دست داده است. چرا كه سرزمين مقصد و موعود هم مانند كشور مبدا درگير مشكلاتي است و همون طور كه در فيلم هم مي­بينيد آنجا هم با وجود ظاهري جذاب­تر، شكارچي دارد و همچنان خطر و سختي وجود دارد. علاوه بر اينها ما در فيلم سعي داشتيم كه وجوه داستاني فيلم را تقويت كنيم تا بدين شكل مخاطب به معناهاي پنهاني فيلم هم پي ببرد.

 در سكانسي از فيلم كه ناگهان مرد به دستش نگاه مي­كند و آن را به شكل سُم مي­بيند به نظر مي­آيد كه او كاملا در پوستة حيواني خود فرو رفته و همانند فيلم گاو به ديدگاه ديگري از خود رسيده است.

در واقع آن شخص اينقدر در قالب حيوان رو رفته كه دست را به شكل سُم مي­بيند و حتي در زمان مرگ هم گويي جسمش به شكل انسان باقي مانده ولي روحش به حيوان تبديل شده است. در واقع در اينجا بيشتر قصد داشتيم كه مسخ را به تصوير بكشيم

 با توجه به جزئيات فيلمنامه­، به نظر مي­آيد كار بازيگر مرد در زمان فيلمبرداري سخت و طاقت فرسا بود. بازيگر مورد نظرتان را چگونه انتخاب كرديد؟

آقاي داود نورپور بازيگر و مدرس تئاتر در تبريز بودند. در زمان فيلمبرداري هم سختي­هاي زيادي را تحمل كردند و در حين انجام كار زخمي شدند و حتي مجبور شديم بعضي از پلان­ها را با كمك بدل فيلمبرداري كنيم. 

نگاهي زيست محيطي را هم در فيلم دنبال مي­كرديد؟

جمله­اي در ابتداي فيلم در خصوص آسيب نرسيدن به حيوانات وجود دارد كه به جهت حفظ ملاحظات بين المللي مجبور به نوشتن بوديم ولي نگاه خاصي نسبت به محيط زيست در فيلم نداشتيم.

در مورد موسيقي حيوان و فضاسازي­هايي كه به كمك موسيقي شمني در فيلم به وجود آمده است بگوييد. 

ريشة اصلي موسيقي اين فيلم از موسيقي­هاي جادوگري و شمني گرفته شده بود كه در دورة تاريخي خاصي بر دنيا حاكم بودند و اعتقاد داشتند كه انسان بايد با طبيعت ادغام شود. آنها بيماران را با موسيقي درمان مي­كردند و سازهاي خاصي مثل زنبورك و دیجریدو مي­نواختند و ما هم در اين فيلم هم از چنين آواها و صداهايي استفاده كرديم. 

در فيلمهاي بعد سعي داريد بيشتر به درام بپردازيد و يا همين سينماي سورئال و صامت را ادامه دهيد؟

حقيقتا ترجيح مي دهم كه بيشتر منتظر بمانم و فيلمنامة خوبي داشته باشم و برايم تفاوتي نمي­كند كه در چه فضا و ژانري باشد. همان طور كه در فيلم­هاي قبلي يعني آفتاب سوخته و نجس هم علاقه­مندي­هاي متفاوتي را دنبال كرده بودم.