ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم جهان با من برقص, Dance with me!, "ما با مرگ می رقصیم!"

یاسمن خلیلی فرد
۷ ماه پیش - ۱ دقیقه مطالعه
منبعسایت سینما سینما
امتیاز منتقد به فیلم :

«جهان با من برقص» نخستین فیلم بلند سینمایی سروش صحت است که پیش ­تر تجربه­ ی ساخت چند سریال موفق را در تلویزیون داشته است.

  

«جهان با من برقص» نخستین فیلم بلند سینمایی سروش صحت است که پیش ­تر تجربه­ ی ساخت چند سریال موفق را در تلویزیون داشته است.
فیلم او اثری حرفه­ای، لطیف و در عین حال متفکرانه است با شخصیت­هایی که به خوبی می­شناسیمشان. «جهان با من برقص» فیلمی­ست که با لحنی طنز به یکی از تلخ­ترین حقیقت­های زندگیِ بشر یعنی مرگ می­پردازد. صحت، که خود فیلمنامه­ی فیلمش را نوشته است، به درستی از نشانه­ها و اسلوب­های ژانری در جهت دستیابی به واقعه­ای مهلک استفاده می­کند؛ واقعه­ای که آدم­های قصه با شوخی­ها، نمک­پرانی­ها و بعضاً دعواها و بگومگوهایشان آن را به­شدت باورپذیر و تلطیف­شده می­کنند. سروش صحت ضمن آن­که می­کوشد فضای کار خود را کاملاً رئالیستی از آب درآورد وجوه سوررئالی را نیز در بطن کارش قرار می­دهد تا به موازات رخدادهای کاملاً واقع­گرایانه­ی داستان، بر بُعد ماورایی و غیرمادی آن نیز تسلط داشته باشد. موسیقی ذهنی جهان(با بازی خوب علی مصفا) و آن مینی­بوس قرمز در حال گذر به ظرافت بر نشانه­هایی دلالت می­ورزند که فیلمساز از بیان مستقیم آن­ها اجتناب کرده است؛ مفاهیمی که در لایه­های زیرین متن کار قابل خوانش­اند.
سروش صحت در «جهان با من برقص» ثابت می­کند که مهارت بسیاری در روایت­پردازی دارد و درام را بی­نقص و بی­سکته جلو می­برد. او از هیچ­یک از شخصیت­هایش غافل نمی­شود و به میزان مساوی به همه­شان توجه نشان می­دهد و روابطشان را با یکدیگر موشکافانه بررسی می­کند و تفاوت «جهان ...» با دیگر نمونه­های مشابه آن شاید همین باشد که فیلمساز تمرکز خود را به­صورت همه­جانبه بر شخصیت اصلیِ درحال احتضارش نشانه نرفته و گاه با برجسته ساختن دیگر شخصیت­های فیلم و ارجحیت یافتن آن­ها بر شخصیت اصلی علاوه بر تکامل شخصیت اصلی به وسیله­ی اطرافیانش، سایه­ی سنگین مرگ بر کل فضای قصه را نیز کم­رنگ و بی­اهمیت می­کند و بر لزوم جدی نگرفتن مرگ تأکید می­ورزد.
«جهان با من برقص» حاصل مجموعه­ی درستی از انتخاب­هاست که به خلق فیلمی شسته­رفته و قابل­اعتنا منجر شده است.

3

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

مجید فرشید
۶ ماه پیش
واقعا اگه سینمای ایران چند تا کارگردان درست و حسابی مثل فرهادی، مجیدی، بیضایی، حاتمی کیا و نداشت مفت گران بود. این فیلمی حوصله سر بر و آشغالی بود مثل بقیه فیلمهای سینمای ما
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
علیرضا 100
۴۳ دقیقه پیش
کاش ذره ای انصاف در وجود شما بود. فیلمی زیبا و دلنشین با مشخصات حرفه ای بود
مصطفی رجبی
یک ماه پیش
اگر منصف باشیم فیلم خوبی نبود.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
شیده شریفی
۴۳ دقیقه پیش
دقیقا درست می فرمایید
شیده شریفی
یک ماه پیش
شیده شریفی این فیلم ابتدا با یك سوال مفهومی و فلسفی به نام « مرگ» شروع می شود و در پایان با مرگ تمام می شود . ابتدایی ترین مشکلی که خیلی به چشم می آید این است که این فیلم داستان ندارد . با یک مفهوم و فلسفه مرگ شروع شدکه اصلا به تصویر کشیده نشددر سینما مفهوم به سختی نمایش داده می شود مگر به آن پرداخته شود در این فیلم چیزی از این دغدغه نشان داده نشد .«جهان »با بازی #علی_مصفا فقط از بابت اینکه قرار است بمیرد به روستا ، طبیعت ، یک طویله و گاو در آن پناه میبرد . و دوستانش تصمیم می گیرند او را در روز تولدش خوشحال کنند و از این حالت او را بیرون آورند و همه كه باهم تناقضاتی هم دارند در آن خانه جمع می شوند . کاراکتر جهان بسیار منفعل و بی تفاوت است فقط با پرسش از دیگران ادامه میابد« اگر من بمیرم تو ناراحت می شوی ؟ »کل فیلم رو محور خرده داستانها با موضوعات اجتماعی می چرخد مانند طلاق، ازدواج ،عشق مثلثى و .. در نهایت با اجرای نقاشی شام آخر فیلم را کمی زیباتر می کند . شاید اگر آقای صحت کتابی به جای این فیلم می نوشتند موفق تر بودند . زیرا در کتاب مفهوم قابل توضیح است ولی سینما فقط دید بصری را باید تقویت کرد واگر با مفهوم فلسفی فیلم را می نویسد می بایست کاملا به آن موضوع بپردازد .اقای #سروش_صحت از طویله به عنوان اتاق کنفرانس و عقاید در کنار گاوی که از آن شیر می دوشند استفاده کرد اتاقی که در آن عقاید عشق خيانت ،مرگ و زندگی بحث می شود. با کلوز اپ کردن روی گاو و شاخ و پشتش می خواست کمی به فیلم معنا دهد ولی موفق نبود گاو نماد باروری و مام زمین است وبا هماهنگی با طبیعت و دریا مى بایست بهتر پرداخته می شد وجود” خر “ در فیلم و تاختن با آن توسط شخصیت جهان شاید نماد عیسی باشد که بعد از فتح اورشلیم به جای اسب با الاغ به سمت مردم رفت اگر این نماد را برداشت کردم به دلیل وجود تداعی نقاشی شام آخر در فیلم بود . با انتخاب اسم جهان برای شخصیت اصلی این فیلم جهان درونی و بیرونی شخصیتی که می خواهد بمیرد را به تصویر می کشد ولی کاری انجام نمی شود . با استفاده از اپرا و مطربی بیرون از کادر فیلم هیچ چیزی در پرداخت فیلم صورت نمی گیرد اگر فیلم را به سوی طنز کشاند تا با مفهوم مرگی که هنوز پیش نیامده بیامیزد فیلم از کادر اصلی خارج شد . البته ديالوگهاى به ياد ماندنى و فيلمبردارى زيبايي ساختند كه جاى تقدير دارد و همین موضوع مخاطب را به سمت مفهومی بودن فیلم می کشاند که در اصل اینگونه نیست .آقاى صحت مى خواستند فيلمى متفاوت بسازند كه فقط در موضوع فيلم موفق بودند نه مضمون ☘️
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
وحید ملک زاده
یک ماه پیش
یکی از اشغال ترین فیلم های ایران است حتا ایکس لارج هم از این بهتر بود متاسفانه چنین فیلم هایی هم در سینمای ایران وجود دارد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
Masterpeace .
۴۳ دقیقه پیش
دوست عزیز یعنی از اون فیلمی که شبیه برنامه های مهد کودک هم بود بدتره ۱۰ ساله که سمت سینمای ایران نرفتم و با این اوصاف باید هر روز بهش فوحش داد
Guest User
۸ روز پیش
فیلم زیبایی بود سروش صحت بسیار با تجربه هست و ساختن چنین فیلمی ازش بعید نیست داستان متفاوتی داشت و با چاشنی کمدی به اتفاق تراژدیکی مثل مرگ نگاه میکرد بازی علی مصفا در نقش اصلی فیلم خم بی نظیر بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
میلاد ترکمان
۷ روز پیش
بعد از اون سکانس آخر و دکلمه خیلی گریه کردم و این برا اولین بار بود که یک فیلم گریم رو درآورد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
محمد ابراهیم ایرج پور
۱۸ ساعت پیش
(جهان با من برقص) به عنوان اولین فیلم سروش صحت را مثبت و تا حدود زیادی ستودنی ارزیابی می کنم. فیلمی که برای دنیای روان پریش و زبان نفهم امروز می خواهد فلسفیدن و اندیشیدن را به تصویر بکشد. شاخصه اصلی این فیلم را پارادوکس دیدم. موضوع اصلی مرگ است ولی آنچنان این موضوع در زندگی شخصیت ها و داستان زندگی آنها پیچیده می شود که دیگر موضوع غالب فیلم نیست. فیلم در عین حال که رئال و واقعی است گاه به گاه مانند ترجیع بندی صحنه های موسیقی و هنری سوررئال از ذهن جهان این دو دنیا را با هم ترکیب می کند و این بخش های سوررئال اگرچه گاهی پیوند دقیق و مناسبی با جریان فیلم برقرار نمی کند ولی با موضوع اصلی فیلم یعنی مرگ‌ ارتباط معناداری دارد. فیلم با همین گروه موسیقی ذهنی جهان شروع می شود و با آن پایان می یابد که نمادی است از ساز جهانی که از ازل تا ابد می نوازد و هرکسی گاه آن را خوشایند و گاه ناکوک می یابد. در اوایل فیلم جهان این گروه موسیقی را از بالا می نگرد که در کنار چشمه ای در حال نواختن اند و این یادآور شعر معروف حافظ است که بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین. از دیگر پارادوکس های جذاب فیلم طلاقها و ازدواج هاست. پیوندها و جدایی ها. خود جهان طلاق گرفته . جواد عزتی هم از همسرش جدا شده. همسری که دوستش با آن ازدواج کرده و این ازدواج یکی از گره های عمده فیلم را با بحث و جدل و زد و خورد میان این دو دوست پدید می آورد. شایان هم میخواهد با دختر جهان ازدواج کند. اینها همین حرکت و پویایی زندگی است که در جریان مرگ جهان تضاد قابل تاملی را رقم می زند. بازی دو نفر درخشان است یکی علی مصفا در نقش جهان که پس از پناه بردن به روستا و درک قرابت خود با مرگ بیشتر به فیلسوفی عارف مسلک شبیه شده است و این آرامش و عمق را شاید هیچ کس به زیبایی مصفا نمی توانست بازی کند و دیگری هانیه توسلی که به عنوان دختری ظاهری، سطحی، پر شور و خوش گذران بار اصلی تحرک و گرما بخشی را به فیلم‌ بازی می کند. همین دختر عاشق اینستا و عکس و سطحی نگر به یکباره در مواجهه با متلک گویی دختر جهان چنان پخته و فهمیده برخورد می کند که بیننده انتظار آن‌را ندارد. این فیلم را پسندیدم و به هر روی این فیلم را آن قدر موفق می دانم که باعث شد. برای اولین بار در نقد فیلم قلم بزنم. محمد ابراهیم ایرج پور
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: