0
افشین علیار
۴ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم 50 کیلو آلبالو, باید به این فیلم خندید؟(به بهانه پخش در سینمای خانگی)

امتیاز منتقد به فیلم :

پارامترهایی که حقیقی برای ساخت یک تجربه در سینمای کمدی در نظر گرفته در حد و اندازۀ یک فیلم تجاری سطح پایین است که تنها در زمان اکرانش به میزان فروش آن توجه داشته...

  

پنجاه کیلوآلبالو بر خلاف ساخته های قبلی فیلمسازش از ساختارِ هنری و روایتِ منسجم درمضمون و فرم فاصله گرفته و حتی از جفنگ هم عبور کرده است  و تبدیل به یک فیلم بی هدف شده که با استفاده از بازیگرانِ چهره و بهره گیری از شوخی های لوث و دمِ دستی قصد خنداندن تماشاگرش را دارد، این فیلم به دلیلِ استفادۀ نادرست از کمدی به یک اثر بی قاعده و بی اساس تبدیل شده، اثری که دائما می خواهد موقعیت های کمدی خلق کند اما این موقعیت های پیش پا افتاده نه تنها کمدی نیستند بلکه موقعیت های فانتزی هم محسوب نمی شوند، در این شرایط فیلمساز با استفاده از چند بازیگر درام و چند بازیگرطنزی که در قاب تلویزیون طنازی می کنند قصد داشته یک کمدی فانتزی متفاوت خلق کند اما جنس و قالب شوخی هایی که در پنجاه کیلو آلبالو شاهد آن هستیم نه تنها سینمایی نیستند بلکه در تک تک نماها لودگی دیده می شود، در خلاصۀ داستان این فیلم آمده که با یک کمدی رمانتیک طرف هستیم، اما پنجاه کیلوآلبالو صرفا یک فیلم فارسی ست، فیلم فارسی که قصد دارد تماشاگرش را برای نود دقیقه وارد دنیای سرخوشانه یی بکند که پوچ و بی هدف است. پنجاه کیلو آلبالو در روایت،شخصیت و موقعیت بیش از حد تحتِ تاثیرفیلم فارسی است اساسا قهرمان ساده لوح فیلم وارد یک موقعیت ناخواسته می شود. مسیر و هدف فیلم کاملا بداهه به نظر می رسد تا حدی که انگار فیلمساز عمدا این مسیر را انتخاب کرده تا به فضای متفاوتی در کمدی برسد، اما شکل روایی فیلم الکن و آسیب دیده است؛ مهم ترین دلیل آن بی توجهی فیلمساز در ساختار و چیدمان کمدی و ذهنیت اشتباه در بوجود آوری موقعیت کمدی است. سینمای کمدی با قاعده و چارچوب می تواند تاثیربرانگیزتر از سینمای ملودرام یا تراژدی باشد اما فیلمسازان با این تفکر که سینمای کمدی سینمای مصرفی و اقتصادی ست سراغ این ژانر می روند، به همین دلیلِ مشخص اصولا فیلم هایشان با شکست محتوایی مواجه می شوند. 

چنان چه کلیت پنجاه کیلو آلبالو اساسا برای اقتصاد سینمایی تدارک دیده شده اما این نکته که چه کسی این فیلم را ساخته بیشتر حائز اهمیت است شاید بسیاری از مخاطبان عادی سینما مانی حقیقی را آنطور که باید نمی شناسند، اما برای مخاطبی که می داند مانی حقیقی کنعان، آبادان،پذیرایی ساده،اژدها وارد می شود را ساخته است موجب بهت و حیرت می شود. مانی حقیقی با تمامی هوش و نبوغش چه در کارگردانی و چه در بازیگری آثاری را خلق کرده است که می شود نما به نمایش را تحلیل کرد، اما حالا به سینمایی رسیده است که می خواهد با تقلب و با قصه یی سطحی و با استفاده از بازیگران شبه کمدی از مخاطبش خنده بگیرد اما این خنده به چه قیمتی تمام می شود؟ در یک مجلس عروسی ماموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد می شوند و مهمانان هم فرار می کنند در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود باعث آشنایی او با مرجان می شود. این خلاصه داستان، خیلی ساده تر از آن است که از حقیقی انتظار فرم های خاص یا میزانسن های روشنفکرانه داشته باشیم ، این فیلم خیلی ساده تر از آن است که منطقی در خط روایی داستان وجود داشته باشد یا حقیقی بخواهد این قصۀ سطحی را در قالب فرمی خاص به تماشاگرش ارائه بدهد. آدم های فیلم بیشتر به کاریکاتور شبیه شده اند تا به شخصیت های کمدی، چرا که کلیت و نگاه فیلم به موضوع ازدواج صوری ، طلاق مصلحتی و در نهایت عشق و ازدواج، تصنعی و کلیشه ای از آب درآمده است، اگر نگاهی به فیلم های تجاری دهۀ هشتاد بی اندازیم متوجه خواهیم شد که پنجاه کیلوآلبالو شباهت زیادی به آن فیلم ها دارد حتی قبل تر از آن به فیلم فارسی های بی سروتهِ دهه ی چهل ،فیلمی سرگرم کننده با پایانی خوش و بی تاثیر و فارغ از پایه و اساس دراماتیک. این فیلم حتی نتوانسته مخاطب عادی سینما را هم راضی نگه دارد، زیرا که پنجاه کیلوآلبالو تنها به بازیگران شبه کمدی اش و دیالوگ های طنز آمیزش بسنده کرده و مطمئنا حقیقی با خلق همچین قصه ای سطحی و پیش پاافتاده نمی تواند مخاطبانش را قانع کند. هر چند که فیلمساز ما بر این باور است که باید تجربه کرد و حال فیلم باید خوب باشد، اما در این میان انتظار مخاطب از فیلمسازی که چهارشنبه سوری اصغرفرهادی را نوشته است چه می شود؟ چه بلایی سر فیلمساز آمده است که به این فیلم رسیده؟ پنجاه کیلوآلبالو هر کاری می کند که شیرین شود،اما نمی شود. شوخی های سیاسی یا جنسی می کند، شرعیت را به بازی می گیرد و می خواهد با اغراق به فرم برسد، که نمی رسد. در سکانسی، فیلم تبدیل به کلیپ مدلینگ  می شود، اما این موقعیت های کلامی و مکانی، فیلم را از مخاطب دور کرده است. از سوی دیگر بازیگران هم نتواسته اند فیلم را در حد یک  کمدی استاندارد و قابل قبول برسانند، چرا که پنجاه کیلوآلبالو در شخصیت پردازی و پردازش داستان ضعف شدیدی دارد؛ پردیالوگ بودن و شلوغی نماها و ازدحام کاراکترها هم نتوانسته این فیلم را به یک کمدی قابل قبول تبدیل کند. پارامترهایی که حقیقی برای ساخت یک تجربه در سینمای کمدی در نظر گرفته در حد و اندازۀ یک فیلم تجاری سطح پایین است که تنها در زمان اکرانش به میزان فروش آن توجه داشته، از آنجایی که این فیلم در نوروز نود و پنج به نمایش درآمد با توجه به تبلیغات ماهواره ای توانست تماشاگران زیادی را به سینما بکشاند، اما میزان فروش و تعداد مخاطب دلیل موجهی برای رضایت از یک فیلم سینمایی محسوب می شود؟ قاعدتا پاسخ خیر است، زیرا ویژگی سینمای کمدی فراتر از آن چیزی ست که در پنجاه کیلو آلبالو دیده می شود. در این برهه ی زمانی فیلمسازان با چیدمان به شدت پیش پاافتاده ای می خواهند به سینمای کمدی برسند از سوی دیگر مخاطبان سینما هم با دیدن این گونه از فیلم ها باور خواهند کرد که سینمای کمدی سینمایی ست سطحی  با چند بازیگر و چند دیالوگ بامزه همراه با شوخی های کوچه و بازاری، اساسا ارزش سینمای کمدی با ساخت این گونه از فیلم ها مثل پنجاه کیلو آلبالو زیر سوال می رود. اگر چه می شود دربارۀ کارنامۀ هنری مانی حقیقی در کارگردانی و  بازیگری اش ساعت ها حرف زد و نوشت، اما نمی شود از پنجاه کیلو آلبالو با این همه بازیگر چهره اش  دفاع کرد. به هر حال این فیلم صرفا برای سرگرم کردن مخاطب ساخته شده است و مطمئنا هدف دیگری هم نداشته، این فیلم در کارنامۀ کارگردانی مانی حقیقی به شدت ناامید کننده است .




داستان «پنجاه کیلو البالو» که در ژانر کمدی رمانتیک تولید شده است از مجلس عروسی مرجان آغاز می شود. در میانه های عروسی ماموران برای دستگیری دامادخلافکار وارد می شوند و میهمانان هم فرار می کنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود باعث آشنایی ناگهانی او و آیدا می شود و اتفاقات ناخواسته ای برای آنها می افتد.