نقد فیلم منصور, Mansour, زنِ روز برای مرد دیروز

۲ ماه پیش

۵ آذر ۱۴۰۰

علی رفیعی وردنجانی

امتیاز منتقد به این اثر: ۵ از ۱۰

   منصور ساخته سیاوش سرمدی فیلمی سر راست است که در زیرمتن و گرایش سیاسی گم شده. فیلمی که اگر شخصیت قهرمانش یک تیمسار نبود شاید هیچ وقت به نمایش در نمی آمد. برای تمام کسانی که مانند من در نیروی هوایی خدمت کرده اند این فیلم می تواند تداعی گر نوستالژی های ژست گرفتن کنار جت جنگی باشد و اقتدار تلطیف شده تیمساری که قبل از یک ارتشی بودن انسان است، زیباست. شاید این موضوعی است که تا به حال در سینمای ما به طور واضح به آن پرداخته نشده. من بارها در...

سال‌های پایانی جنگ است؛ ایران درگیر کمبود تسلیحات نظامی است؛ سرتیپ ستاری بر یک پروژه مهم کار می کند...

  

منصور ساخته سیاوش سرمدی فیلمی سر راست است که در زیرمتن و گرایش سیاسی گم شده. فیلمی که اگر شخصیت قهرمانش یک تیمسار نبود شاید هیچ وقت به نمایش در نمی آمد. برای تمام کسانی که مانند من در نیروی هوایی خدمت کرده اند این فیلم می تواند تداعی گر نوستالژی های ژست گرفتن کنار جت جنگی باشد و اقتدار تلطیف شده تیمساری که قبل از یک ارتشی بودن انسان است، زیباست. شاید این موضوعی است که تا به حال در سینمای ما به طور واضح به آن پرداخته نشده. من بارها در یادداشت هایم و جلسات مختلف عنوان کردم که به گفته هاوارد سوبر: قهرمان اخلاق برتر دارد و نه ابزار برتر. «منصور» و کارگردانش سیاوش سرمدی این را خوب فهمیده اند. البته سینمای ما همواره به دنبال خلق چنین اُبژه ای است که هر چند سال یک بار اتفاق می افتد، اما تماشای قدرت نمایی انسانیت در چنین ابعادی داخل سینماهای ایران زیبا است.

*یک مسئله اجتماعی

مسئله من با این فیلم شاید مسئله ای باشد که بارها تکرار شده اما آنچه من می خواهم بیان کنم موضوعی است جامعه شناسانه. شکاف تاریخی میان جامعه خانوادگی منصور بسیار بد و زشت است. به این معنا که ما زنی را می بینیم که امروزی لباس پوشیده و گریم امروزی دارد. هرگز بچه های منصور را نمی بینیم که البته این می تواند شیطنت کارگردان باشد برای نمایش عدم فرصت داشتن یک فرمانده برای در کنار خانواده بودن، از قهرمان تنها شعارهای تربیتی می شنویم اما هرگز عملی شدن آنها را نمی بینیم. یعنی من اگر جای سرمدی بودم، یک سکانس اضافه می کردم به فیلم که نشان دهم پسر بزرگ او بعد از یک مشاجره با مادرش از خانه خارج می شود و برای تهیه کارتن خالی اقدام می کند. خانه ای که گماشته ای همواره از آن محافظت می کند. در حالی که ما فقط از او شعار آن را می شنویم که مگر این سرباز نوکر ما است. اما برگردیم سر مسئله ای که من از نظر جامعیت و تاریخ با زن منصور که لیندا کیانی آن را بازی می کند و به نظر من خوب نیست، دارم. ناخودآگاه در ذهن بیننده این باور شکل می گیرد که قهرمان یک روشن فکر است. این به هیچ عنوان بد نیست. نمی توان از یک شخصیت قهرمان هم افسانه ساخت و هم روشن فکر. در جایی می بینیم که او به راننده ماشین خود می گوید بازگردد تا خانه مورد اصابت موشک را وارسی کند و کودک آن خانه را شخصا نجات می دهد. در سکانسی دیگر می بینیم که او درس اخلاق یک روحانی را خراب می کند و یقه نیروی خود را می گیرد و از او بازخواست می کند. این ها هیچ ربطی به جامعه درون خانواده او ندارند. این دو قطبیتی در سینما از نظر دراماتیک به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست. از سویی دیگر می بینیم که خانواده او حتی خانم او بالا سر منصور نیستند هنگامی که در بیمارستان بستری است. به نظر می رسد سرمدی دچار هیجان شده و تمرکز کامل بر فیلم نامه و کاراکترهای خود را در جاهایی از دست داده است.

*فیلمنامه پر چاله

فیلم با یک اُپنینگ خیلی خوب آغاز می شود. منصور به جایی می رود که می خواهند تصرف آن شهر را گردن او بیندازد. اما ول می شود. فیلمنامه نویس در این جا نیز کوتاهی کرده. البته من به عنوان بیننده ای که این فیلم را در جایی غیر از جشنواره دیده است نمی داند چقدر از آن سانسور شده و اصلا چرا سانسور شده. اما باید این نکته را در نظر بگیریم که فیلم از نظر رعایت قواعد موقعیت و اتفاقی اصلا خوب نیست. در واقع ما چیدمان نقاط اوج و فرود داستان را در پیرنگ اصلی نمی یابیم بلکه مدام در پیرنگ های فرعی که هیچ سلسله موازی روایی با داستان پیدا نمی کنند، جست و جو می کنیم. از یک منظر دیگر شخصیت صعود و نزول ندارد. بلکه همانطور که اشاره کردم دوقطبیتی آن در مواجهه با همسر امروزی اش که اصلا انتخاب خوبی به لحاظ ساخت کاراکتر نه فقط بازیگر، نیست. می خواهد از خود فراتر رود و در حال ساخت منصور احساسی و شخصی است. فیلم نامه زمان را در نوردیده است. تاریخ را به وجود نیاورده بلکه تنها اشاره ای به آن کرده است. بر طبق قواعد فیلم نامه نویسی در هنگام نگارش چنین داستان هایی که بیوگرافی هم عصر را روایت می کند باید به فاصله زمانی و تغییر ماهیت فرهنگی توجه داشته باشیم. اما کلیت فیلم فارغ از چاله های فراوان فیلمنامه که سینما نمی سازد و دو قطبیت اجتماعی در آن زننده است، قابل ستایش است چرا که به نظر من فیلمی است که از یک قهرمان نظامی ابعاد غیر نظامی اش را دلیل بر قهرمانی اش نشان داده است.

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی


نقدهای مرتبط با این اثر

علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
جوکر - فصل 2 - قسمت 4 (joker - episode 2 - season 4)
  سریال جوکر به کارگردانی احسان علیخانی باعث شد تا لحظاتی را در کنار خانواده بنشینم که به نظر من تنها دستاورد این سریال است. اما آنچه که باعث شد تا قلم به دست بگیرم مسائلی است که گریبان گیر نظام هنر و فرهنگ جامعه مان شده. جوکر می خنداند مخاطب و بازیکنانش را اما خندانش به مراتب سطح پایین تری از خلق موقعیتی فرهنگی – هنری دارد. در ادامه این مسائل را به صورت موضوعی بررسی و مطرح می کنم. مسئله نخست تفکیک جنسیتی: بازیکنان این سریال تا به امروز همگی...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
تراژدی مکبث (The Tragedy of Macbeth)
   تراژدی مکبث تازه ترین اثر جوئل کوئن مورد انتظار ترین فیلمی است که از سال 2021 همواره اخبارش را دنبال کردم. شناخت روانی کوئن از مکبث در تصویر و انتزاعی است که نمایشنامه شکسپیر به خواننده القا می کند. مسئله من با فیلم درست از جایی شروع می شود که روان آدمی را با نور و تکنیک های خارق العاده سینمایی نمی توان به نمایش کشید. بازی مک دورمن در این اثر ستودنی است اما باید این پرسش را مطرح کرد که: این فیلم چه چیز برتری از سینمایی «مکبث» ساخته رومن...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
جاودانگان (Eternals)
   جاودانگان فیلمی به کارگردانی کلوئی ژائو چینی است که به شدت خلاق و مستعد است اما برای سینمایی که می خواهد همه رسانه ها را معطوف به خود بکند همچنان کم است. قبل از اینکه به بحث خود فیلم بپردازم دوست دارم در مورد فیلم ساز ژائو چند کلمه ای بنویسم. اولین فیلم او که خود کارگردان، نویسنده، تهیه کننده و تدوین گر آن بوده به نام «ترانه هایی که برادرهایم به من آموختند» ثابت می کند با فیلم سازی بالفطره روبه رو هستیم که بعد ها با فیلم «سرزمین خانه به دوش...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
خانه دختر (The girl's house)
این نقد در سال 1393 و در زمان جشنواره فجر بر فیلم نوشته شده است:«خانه دختر» را يکي از بهترين فيلمهاي اين دوره جشنواره به لحاظ بازيگري دانست. درباره «خانه دختر» مي توان صفحه ها نوشت. فيلمي که يکي از قوي ترين فيلمهاي جشنواره تا به امروز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده