ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم شعله ور, ضد جریانی مثبت: سلام توهم...

علی سالاری نسب
یک سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعمنظوم
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم در مجموع فیلم قابل قبولی بود،می‌توانست خیلی موفق‌تر باشد اگر ضعف‌های فیلمنامه‌ای برطرف می‌شد و کشمکش مناسب در فیلم می‌دیدیم، شاید بتوان گفت داستان کشش لازم را نداشت. اما کارگردانی خوب، گروه گشایی و نتیجه اخلاقی فیلم آنقدر ارزش دارد که به تماشای فیلم بنشینیم.

شعله ور آخرین ساخته ی حمید نعمت الله است،او به طور مشترک با هادی مقدم دوست مسئولیت نویسندگی را نیز بر عهده داشت،قبل از هر چیز باید از شجاعت حمید نعمت الله و محمدرضا شفیعی قدردانی کرد،کمتر پیش می آید که کارگردان و تهیه کننده این شجاعت را داشته باشند تا از محیط آپارتمانی تهران فاصله گرفته و در شهرستان فیلم بسازند،سختی کار در شهرستان خیلی بیشتر از تهران است،یکی از مشکلات مهم هزینه ی زیاد است،اما نعمت الله و شفیعی این شجاعت را داشتند،و با هنرمندی تمام زیبایی های استان سیستان و بلوچستان را به تماشاگر نشان دادند،همان گونه که پیشتر کمال تبریزی در فیلم محترم طعم شیرین خیال از طبیعت استان کرمان و لهجه زیبای کرمانی استفاده کرد.

وقتی اسم نعمت الله به گوش می رسد مخاطب خود را آماده ی دیدن یک فیلم خوب می کند،او در فیلم و سریال هایش به خوبی خود را به مخاطب ثابت کرده است،در شعله ور مانند بقیه کار هایش از دکوپاژ جذاب و میزانسن حرفه ای نعمت الله لذت می بریم،تجربه نعمت الله و استفاده ی به جای او از طبیعت بکر سیستان و بلوچستان باعث خلق صحنه های زیبای سینمایی شده است،در بعد فنی عملکردی مناسب در کارگردانی از او می بینیم،در انتخاب بازیگر و گرفتن بازی خوب عمل کرده است،امین حیایی در نقش خود عالی ظاهر شد،استفاده از حیایی و فرزندش(دارا حیایی) در نقش پدر و پسر ایده ی جالب و در عین حال موفقی بود،در مجموع شاهد بازی های قوی بودیم،تنها نقطه ی منفی در بازی ها بازیگر نقش مصطفی آقای بهمن پرورش غواص فداکار بود،آقای پرورش بازیگر حرفه ای نیست و انتخاب نعمت الله بخاطر نزدیکی شخصیت آقای پرورش به نقش بود.

شعله ور شباهت های زیادی به رگ خواب دارد،نعمت الله در هر دو فیلم اضمحال تدریجی شخصیت اصلی داستان را نشان می دهد و این بخاطر پرداختن فیلمنامه به بعد درونی شخصیت است،نوشتن این نوع فیلمنامه ها بسیار سخت و شاید سخت ترین کار در حرفه ی محترم فیلمنامه نویسی است،به دو دلیل:اول آنکه انسان پیچیده ترین موجود جهان است و ویژگی ها روان شناختی اش پیچیده ترین بعد هر انسانی است و برای تصویر کشیدن بعد انسانی نویسنده باید به یک اشراف کامل به ابعاد درونی فرد برسد که امری بسیار سخت و مهم است.

و دلیل دوم ایجاد کشمکش است،کشمکش داستان را جلو می برد و ما بی داستان فیلمی نداریم،در این گونه کارها باید با استفاده از ابعاد درونی فرد و همچنین روابط بیرونی اش با اجتماع ایجاد کشمکش در فیلمنامه کرد،سینمایی کردن این کار بسیار سخت است.
نعمت الله با استفاده از صدای درون شخصیت تا حدودی این مشکل را کم کرده است،شعله ور در مقایسه با رگ خواب استفاده ی بهتری از این تکنیک داشت چون امین حیایی از لیلا حاتمی بهتر عمل کرد.
این گونه فیلمنامه ها سلیقه ی مخاطب ایرانی نیست،برای درک این فیلمنامه ها نیاز به توجه و دقت بسیار داریم،فیلمنامه های به این صورت اگر صاحب محتوایی مناسب باشند می توانند اثرات بسیار خوب فرهنگی در جامعه داشته باشند،حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست بسیار خوب داستان را بنا کردند،داستان فردی که اعتیاد خود را ترک کرده است و تحت نظارت پزشک از متادون استفاده می کند و بخاطر اعتیاد از همسرش جدا شده است،این فرد در بین خانواده خود و دوستان هم دوره ی خود به موفقیتی نرسیده است و فردی سرخورده است،او برای دوری از سرخوردگی هایش طی اتفاقاتی به زاهدان می رود و بخاطر متادون سر از زابل در می آورد و فرصتی برای کار و شروع زندگی دوباره پیدا می کند،اینجاست که مخاطب انتظار دارد مبارزه ی شخصیت داستان برای موفیقت و زندگی نو را ببیند تا شخص با خودش و تمام احساس های منفی درونش بجنگد و در نهایت پایانی مانند فیلم افسانه بگر ونس(حماسه ساز) ردفورد ببیند،اما نویسندگان تصمیم می گیرند ضد جریان فکری مخاطب عمل کنند،با آمدن نوید(دارا حیایی) به زابل و همراهی اتفاقی اش با فردی موفق و مشهور که از قضا هم مدرسه ای سابق امین حیایی بوده است جریان فیلم تغییر می کند،مصطفی موفق داستان امین حیایی را به یاد ندارد،موفقیت او و نزدیکی مکانی اش به امین حیایی باعث می شود بعدی نو از شخصیت در مقابل مخاطب ظاهر شود:"حسادت و واقع بین نبودن"

حیایی جای کنار آمدن با حقیقت و اشتباهاتش با حسادت تمام در پی نابود کردن مصطفی و دوستش می رود،انگار فکر می کند دلیل بدبختی اش مصطفی است،جای آنکه شرایط را بهتر کند بدتر می کند،و در آخر همان وقتی که فکر می کند همچی را برده است بیش از همیشه به باخت نزدیک است،او می بازد چون در اولویت بندی هایش برای زندگی اشتباه کرده است،درست زمانی که باید باشد نیست چون توانش را جایی دیگر خرج کرده است،شخصیت داستان با ندانم کاری هایش خود و عزیزانش را به نابودی راهنمایی می کند.
نعمت الله و مقدم دوست گره گشایی درستی برای فیلم در نظر گرفتند آن ها شعله ور شدن انسانی را نشان می دهند و اسبابش را نیز نشان می دهند،مواد و مخدر و حسادت که هر دو یک محصول دارند:توهم...

فیلم در مجموع فیلم قابل قبولی بود،می توانست خیلی موفق تر باشد اگر ضعف های فیلمنامه ای برطرف می شد و کشمکش مناسب در فیلم می دیدیم،شاید بتوان گفت داستان کشش لازم را نداشت.اما کارگردانی خوب، گروه گشایی و نتیجه اخلاقی فیلم آنقدر ارزش دارد که به تماشای فیلم بنشینیم.


2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

محمد علی معقول
یک سال پیش
ایشالا وقت کردم ببینمش 🌷
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
سینا امیری
یک سال پیش
عجب نقد درستی
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: