7
یاسمن خلیلی فرد
۶ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم دیو و دلبر, Beauty and the Beast, در ستایش زیبایی درون

امتیاز منتقد به فیلم :

«دیو و دلبر»، فیلمی به کارگردانی بیل کاندن محصول سال 2017 با بازی اما واتسون، ایوان مک گریگور، اما تامپسون و دن استیونز است. این فیلم براساس انیمیشنی ماندگار تحت همین عنوان (محصول 1991 / کمپانی دیزنی) ساخته شده است.

  آن چه در وهله اول در رابطه با «دیو و دلبر» شاید کمی عجیب برسد، حجم انبوهی از صحنه های خشونت آمیز در آن است. با توجه به این که فیلم برای مخاطب کودک و نوجوان ساخته شده است و در مقایسه با نسخه ی انیمیشنی آن، فیلم مذکور صحنه های زد و خورد و خشونت نسبتاً زیادی دارد؛ به عنوان مثال حمله گرگ ها به کاراکتر اصلی فیلم شاید برای مخاطب بزرگسال چندان فجیع به نظر نرسد اما صحنه ایست که شاید مخاطبان بسیار خردسال را تا حدودی بترساند.
با آن که فیلم در ژانر کودک/ موزیکال ساخته شده، به نظر می رسد شخصیت پردازی ها با فضای رویاگونه ی آثار دیزنی فاصله دارند و حتا در برخی بخش های کار، رگه هایی از پرداخت فمینیستی به شخصیتِ بِل دیده می شود که گرچه شاید برای دختربچه هایی که فیلم را تماشا می کنند تأثیرگذار باشد اما با دنیای کودکانه ی انیمیشن مورد اقتباسش بسیار فاصله دارد.
 فارغ از قیاس نسخه ی سینمایی و انیمیشنی که قطعاً نسخه انیمیشنی را سر و گردنی بالاتر نگاه می دارد، «دیو و دلبر» (نسخه انیمیشنی) داستانش را خوب و سرراست تعریف می کند و بخش عاشقانه ی کار نیز می تواند برای گروه سنی ای که فیلم برایشان ساخته شده ملموس و باورپذیر باشد.
آنچه همواره در آثار ژانر کودک باید به عنوان عنصری مهم مورد توجه قرار گیرد، جنبه ی آموزشی آن است. فیلم های این ژانر جدا از جذابیت های بصری و به زبان ساده تر "خوش آب و رنگ بودن"شان که لازمه ی ایجاد جاذبه برای مخاطب کودک است، باید پیام هایی را نیز به مخاطبین خود منتقل سازند. «دیو و دلبر» از این نظر نسبتاً موفق عمل می کند و هسته ی مرکزی داستان که همان "ارجحیت زیبایی درون به زیبایی ظاهری" است به وضوح در قالب نماهای گیرا و زنده ی فیلم و البته محتوای ترانه ها، به مخاطب منتقل می گردد. همچنین فیلم به زبانی گویا به تقبیحِ غرور بیجا و خودپرستی می پردازد.
بازی های فیلم بیرونی اند که این اغراق و بیرونی بودن، با اسلوب های ژانری فیلم همخوانی دارد. اِما واتسون انتخاب شایسته ای برای ایفای نقش "بِل" در فیلم است. این بازیگر جوان، علاوه بر بازی خوبش و شباهت ظاهری با کاراکتر مذکور، در بخش های موزیکال فیلم نیز حضوری موفقیت آمیز دارد و مانند بسیاری دیگر از بازیگران مطرح، خواندن آهنگ های فیلم را خود برعهده دارد.
بهترین بخش فیلم "موسیقی" آن است. بخش های موسیقیایی فیلم با نسخه ی انیمیشنی آن مطابقت دارند و حسی نوستالژیک را به مخاطبانی که کودکی خود را با انیمیشن های والت دیزنی سپری کرده اند القا می کند.
بازسازی داستان های افسانه ای کهن در قالب فیلم یا انیمیشن، اتفاق جالب و خوشایندی ست که بی اغراق، والت ویزنی و کمپانی او طی دهه ها، در این جریان نقش به سزایی را ایفا کرده اند. این روند، در سال های اخیر نسبت به دهه های پیشین افت به سزایی چه به لحاظ کمّی و چه به لحاظ کیفی داشته است. بسیاری از اقتباس های سینمایی آثار و افسانه های کهن ادبی نتوانسته اند تصویر درخشانی را از اثر ادبی زنده کنند و بنا بر بسیاری از نقصان ها به شکست انجامیده اند، اما «دیو و دلبر» پس از مدت ها، نسبتاً موفق عمل می کند و چه مخاطبان بزرگسال و چه مخاطبان خردسال را به وجد می آورد. البته همان طور که گفته شد، فیلم، از برخی جهات از دنیای کودکانه و افسانه ای آثار دیزنی متمایز می شود اما اگر با دیده ی اغماض به آن بنگریم، تلاش کارگردان در بازسازی یکی از ماندگارترین انیمیشن های کمپانی والت دیزنی، قابل احترام است و به نظر می رسد او از تمام قوای خود برای خوشایند بودن فیلم و مرور نوستالژی های شیرین گذشته بهره می برد.



صنم طاهریان
۶ ماه پیش
انیمیشنش واقعا یه چیز دیگه بود
راضیه جعفری
۵ ماه پیش
من اهل انیمیشن نبودم و ندیدمش ولی فیلمش رو دوست داشتم و با اینکه طرفدار فیلم موزیکال نیستم ولی موسیقی این فیلم واقعا زیبا و زنده بود.

داستان "دیو و دلبر" از جایی آغاز می‌شود که یک شاهزاده (دن استیونز) توسط جادوگری نفرین می‌شود و توسط این نفرین او تبدیل به یک دیو می‌شود و در قلعه‌ای قدیمی دور از انسانها تبعید می‌شود، او در این قلعه آینه‌ای خواهد داشت که او را در جریان اتفاقات پیرامون قرار می‌دهد و همچنین یک گل رز که نمادی از عمر دیو خواهد بود. این دیو فقط زمانی از طلسم رهایی پیدا خواهد کرد که بتواند عشق واقعی‌اش را پیدا کند.