ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پیلوت, بی ادبان

علی رفیعی وردنجانی
۱۵ روز پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعنسل فردا
امتیاز منتقد به فیلم :

پیلوت نمونه عینی هنرمند بدبین به جامعه است . قصه ای که با مرگ به دنبال جریان دوباره زندگی است . سر و شکل سینمایی ندارد و فرم را فدای مفهومی کرده که از بیان آن نیز عاجز می ماند .

  

پیلوت ابراهیم ابراهیمیان قصه ندارد . شخصیت نمی سازد و تعلیق های به وجود آورده را بدون پیگیری رها می کند . یک ژست روشنفکرانه نسبت به اجتماعی است که مولف از آن بی اطلاع است . 

*ابتر

فیلم با آدم هایی شروع می شود که خود را زرنگ و باهوش نشان می دهند . از درگیری سطحی در پمپ بنزین تا آنجا که خبر مرگ بچه داده می شود مخاطب منتظر بروز هوش کاراکتر است . این خبر نه تنها باعث تعلیق در داستان نشده بلکه به شکلی طرح می شود که گویی پایان داستان است . آنچه که مخاطب را نسبت به آینده فیلم کنجکاو می کند چرایی عمل خودسرانه پزشک بیمارستان و جدایی پدر و مادر از یک دیگر است . هیچ کدام این سوالات پاسخ درستی را برای مخاطب به همراه ندارند . نکته مهم تر اینکه مولف ابتدایی ترین قوانین فیلمنامه را در پردازش داستان و شخصیت ها رعایت نکرده است . به عنوان مثال : شخصیت ها شغلشان چیست ؟ ارتباط و نسبت میان عزتی و آذرنگ چگونه است ؟ پلیس بیمارستان چرا نسبت به خطای مامور انتقال جنازه چشم پوشی می کند (صرف اینکه از شغل خود برکنار می شود کافی نیست) ؟ مسئول تحویل و بررسی پرونده جنازه چرا باید دستور به خاک سپردن در بهشت زهرا داده باشد ؟ و پرسش های بسیار دیگری که فیلم در پاسخ دادن به آن ها ابتر است .

*امید 

پیلوت نمونه عینی هنرمند بدبین به جامعه است . قصه ای که با مرگ به دنبال جریان دوباره زندگی است . سر و شکل سینمایی ندارد و فرم را فدای مفهومی کرده که از بیان آن نیز عاجز می ماند . دوربین روی دست ، میزان سن مصنوعی ، چهره پردازی آشنا و تکراری ، کاراکترهای سطحی و پوچ ، تنها خبر از متعهد نبودن مولف نسبت به وقت و سرمایه مخاطب می دهند . در این اثر امید به واسطه ضعف قصه و فرم از مخاطب سلب می شود . نا امیدی هنگامی بیشتر می شود که مخاطب متوجه حامله شدن دوباره زن شده است و تا انتها پرونده باز می ماند . این اثر می تواند درس عبرتی برای هنرجویان سینما باشد . مصداق بارز از گلستان سعدی : لقمان را گفتند ادب از که آموختی . گفت : از بی ادبان .

*آینده سینما 

با توجه به این که آثاری مانند پیلوت حتی قابلیت نقد شدن و طرح مسئله ندارند باید برای آینده سینمای ایران نگران بود . سینمای بی سروتهی که تنها به بزرگ کردن نام ها و تولید کارگردانان مختلف ختم می شود سینمای خطرناکی است . سینما باید درد جامعه را هنرمندانه بازتاب دهد و مردم از این که اثری برای دردهایشان دلسوزی می کند حالشان خوب شود . هرچند هنوز آثار امیدوار کننده و خوب بر پرده نقره ای نقش می بنند اما تعداد انبوهی از آثار ضعیف ، مخاطب جدی سینما را نا امید خواهد کرد . 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است