ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم شبی که ماه کامل شد, Night of the Full Moon, درد یک تقصیر ناخواسته در«شبی که ماه کامل شد»

محسن سلیمانی فاخر
یک ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعhttp://jameaecinema.ir/2482/
امتیاز منتقد به فیلم :

آبیار با محدودکردن روایت فیلم به فائزه و زندگی اش به خوبی لایه های عریان بنیادگرایی دینی و اسلامی را به مخاطبان مبرهن و اشکار می کند و از نگاهی شی واره می‌رهاند وتصویری واقعی از تروریست وقربانیانشان نشان می دهد در تصمیمی درست هیچیک را برتر و یا ذی حق معرفی نمی کند. خانواده ریگی را آدماهایی خونخوار و جلاد نشان نمی دهد و دستمایه نابودی آنان را افراط‌گرایی و رادیکالیسم دینی معرفی می کند

 

برای جامعه سینما :محسن سلیمانی فاخر/«شبی  که ماه کامل شد»می تواند در فضای ذهنیت اجتماعی کنشگران روزمره تأثیر  متفاوتی بگذارند. شخصیت‏ های این فیلم بیانگر آن‏اند که سوژه می‏تواند از  حدود ایدئولوژیک زمان و مکان خویش بگذرد و تحت تأثیر دگردیسی روحی وفکری در  مقابل خانواده وعشق و یار دست را به عدوات وجنایت خون آلود کند.

عصر حاضر را می توان غلبه انواع ایدئولوژی  ها بر یکدیگرنامید و تعدد آنها انسان را از لحاظ فکری و عقیدتی با فراز و  فرود هایی همراه می سازد  که بر اندیشیدن و سبک زندگی  او نیز تاثیر گذاشته  است و این تغییرات نگرش انسان ها را نیز به یکدیگر دستخوش تحول های عظیم  کرده است و این تبادلات اندیشه ای،ایدئولوژی انسان ها هم درنوردیده است تا  جایی که عشق را به جنون و فرزند را سدِ رسیدن به خداشناسی می داند. نرگس  آبیاربا روایتی عاشقانه برای نمایش تاثیر ایدئولوژی برمنش و تفکرآدمی با  واقعه ای مستند وسوار برسیاست توانسته است این تاثیرات را به خوبی به مخاطب  ارائه کند هرچند که  لایه عاشقانه فیلم نتوانسته است برلایه ای ایدئولوژیک  فیلم دیزالو شود و به گونه ای دوپاره روایت می شود یعنی بخش های نخستین  فیلم یک درام هندی عاشقانه وعاری ازشخصیت پردازی است .

«شبی که ماه کامل شد» با پیرنگی با انواع  نماد های زنانگی شکل گرفته است که از دل بازار پرزرق و برق سیستان شروع می  شود وبه ازدواج بی هویت عاری از شناخت به خواستگاری مصنوعی و عجولانه ختم  می شود اما در پرده دوم فیلم تاثیر این عاشقانه بر تفکر،ارزش وهنجارهای  ادمی رسوخ میکند.فیلمسازبا رویکردی به جا ومتعادل ماجرایی را دردل یک  واقعیت نظامی وامنیتی که بالقوه می توانست اثری تبلیغاتی وشعاری تبدیل شود  به فیلمی دراماتیزه در مورد زنی که در چشم بر هم زدنی عاشقانه گرفتار گروه  تروریست تکفیری می‌شود، مبدل کرده است وبه جای آنکه شوهرش که در دام«این  گروه خشن »قرار می گیرد راموجودی فراواقعی وهیولاوار نشان دهد تصویری  انسانی  و شیدا از او ترسیم کرده و سیرتحولی او از یک جوان عاشق وشاعرمسلک  که تاب دیدن ذبح یک گوسفند راهم ندارد وحتی به تمساح ها غذا می دهد با  تاثیر از ایدئولوژی بنیادگرا و فاندامنتال  به تروریستی بی‌رحم مبدل می شود  .

از سویی دیگر وآن سوی وادی عشق و داده گی  دختری بی غل وغش و درآستانه ازدواج که حتی برای یک خرید مادر حامی اوست،در  مداری نرم و تدریجی ازآغوش گرم خانواده  و از پایتخت به اتمفسری از فقر،  سیاهی، تلخی، آشفتگی و خشونت سوق داده می شود وحال در کنار تجربه مادر شدنش  با تردیدهایی سخت در تصمیم گیریهای طاقت فرسا وعاری از توان و ظرافتش  مواجه است که راهی برای بازگشت از این ظلمت ندارد،تردید هایی که از جنس  عشق، انتخاب، سردرگمی واجبار میان خواستن ونخواستن و رفتن و ماندن است .

آبیار با محدودکردن روایت فیلم به فائزه و  زندگی اش به خوبی لایه های عریان بنیادگرایی دینی و اسلامی را به مخاطبان  مبرهن و اشکار می کند و از نگاهی شی واره می‌رهاند وتصویری واقعی از  تروریست وقربانیانشان  نشان می دهد در تصمیمی درست  هیچیک را برتر و یا ذی  حق معرفی نمی کند. خانواده ریگی را آدماهایی خونخوار و جلاد  نشان نمی دهد   و دستمایه  نابودی آنان  را افراط‌گرایی و رادیکالیسم دینی معرفی می کند .

از منظری دیگرهر چند که فیلم بر اساس یک  داستان واقعی است وخود ماجرا به گونه ای خود خاسته دراماتیزه است اما  فیلمساز درلبه ای برنده  ای حرکت داشته تا جایی که در فصل های آغازین کنش  ها خنثی و عاری از شخصیت پردازی است اما در میانه مسیر در خدمت فیلم قرار  می گیرد و پایبندی به حقیقت ماجر و القای معنایی به مخاطب مثمر ثمر است و  پرداختن به ماجرای عاشقی برای نمایش سیر نزولی شخصیت عبدالحمید از اوج تا   فوج آمدنش ،از قربانی شدن تا جانی شدن به ریشه های این تحول و مسخ شخصیتی  اشاراتی می شود که از دل واقعیت نشات گرفته است ،حقایقی از جنس  فقروآشفتگی  اجتماعی و فرهنگی ،از ریشه‌های رشد این جریانات افراطی و دگم که از تعصب  خام و تحجر وجمود ابیاری شده است،مخاطب بی نصیب نمی ماند.

مهاجرت فایزه در«شبی که ماه کامل شد»  مفهومی نقش بسته بر کل داستان است. مهاجرت از نوع هر رفتن نیست، سفری عادی  نیست. نشانه شناسی خاصی در او هست. حکایت از مشکلی، مسأله  و تنشی دارد   که  شتافتن به تقدیر زندگی برگرفته از افراط‌گرایی مذهبی ،عشق گرم و آتشین  را به نابودی می‌کشاند. زنی که برای حفظ زندگی با حس مبهمی از حسرت ودلتنگی  از گرمی زندگی واصالت و ریشه هایش به سیاهی،درد و خون و فراق  هجرت می  کند،هویت و اصالتی که در آرزوی عشق و تقلا برای حفظ آن به مسلخ جنون کشیده  می شود وحوادث  روزگار پرابتلا، لبه های تاریک شرایط بشری به مخاطب بازگو  می کند  .

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است