ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پروژه مرغ مگس خوار, The Hummingbird Project, اثری تهی درباره ی سرمایه داری جهانی

پت براون
۴ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلمنامه این سیگنال را به مخاطب می دهد که گویا می بایست نگران از بین رفتن باغ های لیمو توسط بازارهای آینده باشد که این مسئله در نوع خود می تواند قابل توجه باشد. گذشته از تمام این مسائل این فیلم تا حدودی توانسته تا شرایط حاکم بر فضای جهان را در دوران سرمایه داری جهانی به خوبی نشان دهد.

 ترجمه اختصاصی سلام سینما

همزمان با پدیده تجارت در بورس و بازارهای آینده که به میزان زیادی به تغییرات سریع اطلاعات در شبکه های فیبرنوری وابستگی دارد ، برای حفظ قدرت در وال استریت کسی را نیاز دارید که بتواند کارهایتان را با سرعت شبکه اطلاعاتی انجام دهد. در دنیایی که یک الکترون می تواند اطلاعات را در عرض 16 میلی ثانیه از کانزاس تا نیویورک انتقال دهد ، شاید نیاز به یک مرغ مگس خوار است تا بال هایش را بگشاید و سرنوشت بنگاه های مالی را تعیین کند.

در فیلم «پروژه ی مرغ مگس خوار» ، دو نفر از تکنیسین های وال استریت یعنی «وینی زالسکی»(جسی آیزنبرگ» و «آنتون زالسکی»(الکساندر اسکارسگارد) به دنبال این هستند تا ایده ی خود را به یک شرکت تجاری بفروشند. ایده آنها این است که تعدادی کابل را در تونلی به طور مستقیم از مرکز کانزاس به سروری در نیوجرسی قرار دهند. رقابتی که برای تبدیل شدن به سریع ترین شرکت میان بنگاه های تجاری برقرار است و مباحثی که در مورد کوچک کردن سرمایه در یک جامعه ی اطلاعاتی به گوش می خورد ، بسیار جذاب و البته گاهی مانند یک پدیده ی خظرناک به نظر می رسد. اما از نظر سرمایه گذاران ، بستن قراردادها و کاغذبازی های اداری از طریق یک تونل باریک که از ایالت های مختلفی عبور می کند ، ایده ی قانع کننده ای نیست. این داستان نه درباره ی یک شبه ثروتمند شدن است و نه درباره ی یک نوآوری که زتدگی بشر را تغییر دهد. «پروژه مرغ مکس خوار» هیچ شباهتی به «گرگ وال استریت» یا «شبکه ی اجتماعی» ندارد.

بنظر می رسد که کارگردان و نویسنده ی این فیلم یعنی «کیم انگوین» از مشکل دراماتیک فیلم خود آگاه شده اما خیلی دیر این اتفاق افتاده است. پس از تلاش و شکست او در جهت ساماندهی خط روایت داستان پیرامون کاراکترهایش ، او موفق به ایجاد ارتباطی معنادار بین آنها نمی شود. آنتون و وینی پسرعموهایی از یک خانواده ی روسی مهاجر هستند که در یک شرکت فناوری مالی به ریاست «ایوا تورس»(سلما هیک) کار می کنند. وینی آنتون را متقاعد می کند تا دیگر به کار کردن برای تورس ادامه ندهند و پروژه ی خط فیبر نوری را برای شرکت دیگری اجرا کنند. دلیل علاقه ی وینی به این پروژه مشخص نیست. می توان حدس زد که او چشم اندازی دارد ولی فیلم در تعریف کردن چشم انداز او موفق نیست. با تکیه بر روش آشنای صحبت کردن آیزنبرگ و حرکات پرشور و جوان او می توانیم خودمان قانع کنیم که پروژه ی او یک پروژه ی مهم است.

حتی پس از اینکه خودمان را از بابت انگیزه ی کاراکترهای فیلم قانع می کنیم ، باز هم نشانه های فیلم بسیار مخشوش است. آنتون خانواده ای دارد که باید نگران آن باشد. تورس از او به جرم استفاده ی غیرقانونی از کدهای مخصوص شرکتش به عنوان یک برنامه نویس شکایت کرده است. وینی در یک سکانس بسیار مصنوعی به این موضوع پی برده که به زودی میمیرد. دکتر در حالتی بسیار مبهم به او می گوید که سرطان شکم داری و هرچه زودتر باید تحت درمان قرار بگیری. این سکانس ها کیفیت پایین داستان پردازی را نشان می دهند و آنقدر ضعیف هستند که مخاطب به هیچ عنوان نگران کاراکترها نمی شود. 

«پروژه مرغ مگس خوار» در اینکه به سمت خواسته های واقعی و طمع کاراکترهایش حرکت کند ، ضعف جدی دارد. این فیلم سعی ندارد تا مسائل را اخلاقی جلوه دهد اما از سویی دیگر نیز توان بررسی اتفاقاتی که درون داستان و پیرامون روایت آن رخ می دهند را ندارد. فیلمنامه این سیگنال را به مخاطب می دهد که گویا می بایست نگران از بین رفتن باغ های لیمو توسط بازارهای آینده باشد که این مسئله در نوع خود می تواند قابل توجه باشد. گذشته از تمام این مسائل این فیلم تا حدودی توانسته تا شرایط حاکم بر فضای جهان را در دوران سرمایه داری جهانی به خوبی نشان دهد. 

منبع : مجله اسلنت

مترجم : وحید فیض خواه

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است