ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم سرگیجه, سرگیجه فیلمی فراتر از سینما

امید عباس آبادی
۲ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعوبلاگ خودم http://afilmanaghd.blogfa.com/
امتیاز منتقد به فیلم :

سرگیجه آلفرد هیچکاک نه تنها یک فیلم سینمایی در سطح عالی بلکه فراتر از سینما یک اثر هنری بی بدیل است ( سینما خیلی سخت است که به اثر هنری تمام و کمال تبدیل شود گرچه خود هنر است ) زیرا پر است از سکانس هایی که به مانند یک قاب عکس و تابلوی نقاشی میتوان ساعت ها به آن خیره شد و لذت برد و این که نوآوری های هیچکاک در استفاده از دوربین که نمونه اش در همان سکانس اول برای نشان دادن ترس از ارتفاع اسکاتی به کار رفته این فیلم را خاص و زیبا کرده ...

 

سرگیجه فیلمی از آلفرد هیچکاک که در سال 1958 از روی رمان در میان مردگان نوشته پیر بولی ساخته شد، سرگیجه گرچه از روی رمان در میان مردگان ساخته شده اما فیلم هرگز به متن کتاب وفادار نیست و تغییرات عمده ای در شکل روایت داستان به وجود آمده ... سرگیجه را هیچکاک ساخته که استاد تعلیق و ایجاد دلهره در تماشاگر است و خیلی از کارگردانان بزرگ سینما برای تعلیق در فیلمشان هیچکاک را الگوی خود قرار داده اند حالا همین کارگردان در فیلم سرگیجه در بالا ترین توان خود ظاهر شده و توانسته اثری را خلق کند که تا الان در اکثر نظرسنجی ها بین پنج فیلم برتر تاریخ سینما قرار میگرد... اگر فیلم سرگیجه را در چند کلمه بتوان خلاصه کرد باید گفت یک اثر تریلر رمانتیک پر تعلیق مسحور کننده درباره یک رابطه عاشقانه هولناک و متوهم ... نوشتن از این فیلم به اندازه درک برخی سکانس ها و شعبده بازی های هیچکاک با دوربین سخت و جذاب است ...

داستان فیلم درباره پلیسی به نام جان اسکاتی فرگوسن است که به دلیل ترس از ارتفاع و مشکلی که در یک تعقیب و گریز به دلیل همین ترس از ارتفاع برایش به وجود آمد و با عث مرگ همکارش شد از کار برکنار میشود،گاوین الستر دوست قدیمی اسکاتی از او خواهش میکند مراقب زنش باشد و از دور او را کنترل کند زیرا زنش مادلین درگیر اختلالات روانی است و کارهایی میکند که هر لحظه او را به مرگ نزدیک میکند،ارتباط اسکاتی با مادلین و عشق عجیبی که میان این دو شکل میگرد داستان فیلم را شکل میدهد ...

فیلم سرگیجه از همان ابتدا یعنی تیتراژ فیلم به اصطلاح میخش را محکم میکوبد و موسیفی (هرمان برک) همراه با تصاویری که آنقدر به هم پیوسته و منظم است که به مانند یک فیلم کوتاه هنری عمل میکند تا بیننده از همان تیتراژ درگیر شود و موسیقی رعب آور و هنرمندانه هرمان برک همراه با تصاویر هنری و شیک نوید یک فیلم دلهره آور را به بیننده میدهد بعد از این تیتراژ خاص بلافاصله در اولین سکانس وارد یک تعقیب و گریز میشویم ، فردی از دست دو پلیس که یکی از آن دو اسکاتی است از روی پشت بام های شیروانی خانه ها فرار میکند در یکی از این پرش ها پای اسکاتی لیز میخورد و با دستش لوله ای را روی دیوار میگرد حالا اسکاتی بین زمین و هواست در اینجا اولین تعلیق شکل میگیرد و هیچکاک با یک حرکت استادانه دوربینش یک لحظه جلو و عقب میکند تا هم ترس اسکاتی از ارتفاع را به بیننده نشان دهد هم این که تعلیق  نگرانی تماشاگر برای اتفاقی که احتمالا برای اسکاتی می افتد پر رنگ تر شود بعد از تیتراژ و صحنه تعقیب و گریز در سکانس بعد آرامش حکمفرما میشود اسکاتی در خانه دوستش میج نشسته و با او صحبت میکند این سکانس بیننده را مهیای یک تعلیق و دلهره ای میکند که تا پایان فیلم ادامه دارد تا سرگیجه ساخته آلفرد هیچکاک پر تعلیق ترین فیلم تاریخ سینما باشد انگار هیچکاک خواسته یک سکانس به تماشاگر تخفیف بدهد تا او آرامش را تجربه کند ...

در جایی از فیلم گره داستان برای تماشاچی باز میشود اما شخصیت اول فیلم اسکاتی از آن بی اطلاع است تماشاگر ماجرا را فهمیده و حالا دنبال این است که بداند اسکاتی چگونه پی به راز مادلین خواهد برد و این نوع دیگری از تعلیق را ایجاد میکند که به تعلیق هیچکاکی شهرت گرفته که در دیگر فیلم های او هم این نوع تعلیق وجود دارد که نشان از هوش و ذکاوت این نابغه سینما دارد زمانی که گره داستان باز شده حالا ما درگیر این مهم هستیم که اسکاتی چگونه این راز را خواهد فهمید و وقتی بفهمد چه عکس العملی خواهد داشت همین امر بر جذابیت فیلم می افزاید زیرا ذهن ما با وجود فهمیدن راز مادلین همچنان درگیر است پس حالا با انرژی مضاعف ادامه داستان را پی میگیرد...

همه بازی های فیلم بی نظیر و یکدست و چشم نواز است اما شخصیت جودی که آن را کیم نواک بازی میکند درخشان ترین بازی فیلم سرگیجه است دختری که دچار نوعی استیصال و دو گانگی است لحظاتی سعی دارد این دوگانگی را از بین ببرد و همه واقعیت را بگوید تا خود واقعیش را آشکار سازد و نقابی که باید همیشه به چهره داشته باشد را از بین ببرد اما در آن واحد نظرش برمیگردد و تمام این ها را میمیک صورتش به خوبی انتقال میدهد سکانسی که جودی و اسکاتی از رستوران برگشتند و اسکاتی از جودی خواهش میکند که او را بیشتر بتواند ببیند را به یاد بیاورید ،یک فضاسازی بی نظیر از هیچکاک، اتاق کوچک هتل نسبتا تاریک است و فقط جلوی در با نور ضعیفی روشن است جودی به طرف پنجره میرود که نور سبزی تا پشت پرده  آمده روی صندلی مینشیند چهره اش در سیاهی گم میشود دوربین در زاویه اسکاتی قرار دارد جودی در سیاهی آغشته با نور سبز میخواهد راز را برملا کند و خود واقعی اش را نمایان سازد همه چیز آماده است اسکاتی جمله ای میگوید دوربین بلافاصله به داخل سیاهی میرود جودی در نور سبزی که از بیرون می آید قرار گرفته میمیک صورتش بازی بی نظیری از یک برگشت به نمایش میگذارد جودی هنوز میخواهد با اسکاتی باشد حتی با نقاب مادلین ... این سکانس با فضا سازی استادانه هیچکاک و بازی درخشان کیم نواک به نظر من بهترین سکانس سرگیجه ای است که چندین و چند سکانس خاص و ناب دارد...

در پایان باید گفت سرگیجه آلفرد هیچکاک نه تنها یک فیلم سینمایی در سطح عالی بلکه فراتر از سینما یک اثر هنری بی بدیل است ( سینما خیلی سخت است که به اثر هنری تمام و کمال تبدیل شود گرچه خود هنر است ) زیرا پر است از سکانس هایی که به مانند یک قاب عکس و تابلوی نقاشی میتوان ساعت ها به آن خیره شد و لذت برد و این که نوآوری های هیچکاک در استفاده از دوربین که نمونه اش در همان سکانس اول برای نشان دادن ترس از ارتفاع اسکاتی به کار رفته این فیلم را خاص و زیبا کرده ...

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است