نقد فیلم هایلایت, Highlight, سوژه خوب پرداخت ضعیف

۴ سال پیش

۱۷ اسفند ۱۳۹۶

مرتضی کوه مسکن

امتیاز منتقد به این اثر: ۱ از ۱۰

کوروش (همسر لیلی) و نسرین (نامزد سعید) در تصادفی در جاده‌های شمالی کشور به کما رفته‌اند و همسران آنها لیلی و سعید از ارتباط بین همسرانشان با یکدیگر بی خبرند، اما بعد از پیدا کردن تبلتی در بین وسایل این دو و مشاهده فیلمهای درون این تبلت مشخص میشود که همسران آنها با یکدیگر رابطه دوستی برقرار کرده بودند و و آشنایی این دو نیز سبب میشود که جرقه‌هایی بینشان صورت بگیرد و تصور میکنند اگر با هم باشند میتوانند انتقام خود را از همسران خیانتکارشان بگیرند...

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

یک تصادف اتومبیل، آدم‌هایی را در رودرروی یکدیگر قرار می‌دهد. مراقبت از مصدومین و انتظار برای به هوش آمدن آن‌ها، انتظاری طولانی و جان‌کاه است.

"هایلایت"

کارگردان : اصغر نعیمی

تهیه‌کننده : ساسان سالور

نویسنده : اصغر نعیمی

بازیگران : پژمان بازغی / آزاده زارعی / سام قریبیان / مینا وحید / الهه حصاری / جمشید هاشم‌پور و ...

مدیر فیلمبرداری : مسعود سلامی

صدابردار : محمد کتیرایی

طراح چهره پردازی : مسعود عربی

طراح صحنه و لباس : فرحناز نادری

موسیقی : بهزاد عبدی

تدوین : سامان سالور

توضیحات : 

اصغر نعیمی از سال ۱۳۶۸ فعالیت مطبوعاتی خود را به عنوان نویسنده و منتقد در نشریات مختلف آغاز کرد و فعالیت هنری خود را به عنوان برنامه‌ریز و دستیار کارگردان با فیلمسازانی نظیر کیانوش عیاری و فریدون جیرانی ادامه داد و سال 1385 اولین فیلم بلند سینمایی خود با نام "بی‌وفا" را جلوی دوربین برد؛ اصغر نعیمی بعد از فیلمهایی چون "بی‌وفا" و "سلام بر عشق" که از فیلمهای بدنه سینما به شمار می‌آمد و در زمان اکرانشان تقریباً به فروش قابل قبولی هم دست پیدا کردند، این روزها دغدغه‌مند تر از گذشته در مسیر فیلمسازی اش قدم برمیدارد و در انتخابهایش هم حساس تر شده است و پس از ساخت فیلم "سایه‌های موازی" با فیلم هایلایت که چهارمین ساخته بلند سینمایی وی محسوب میشود در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت و برای اولین بار است که یک اثر از او موفق میشود به جشنواره فیلم فجر راه پیدا کند و این اتفاق یک قدم رو به جلو برای اصغر نعیمی است که مهمترین فصل کارنامه کاری‌اش به نگارش فیلمنامه "زندگی خصوصی" بازمیگردد، هایلایت که فیلمی پرلوکیشن محسوب میشود علاوه بر فضاهای مختلف شهری در ارتفاعات سوادکوه و بخشهایی از آن در معدن زغال سنگ این شهر ضبط شده است.

این درام عاشقانه و متفاوت با مضمون و رگه های قوی اجتماعی در رابطه با اتفاقات و کشمکشهای بین افراد پس از یک تصادف اتومبیل و انتظار آن‌ افراد برای به هوش آمدن مصدومان است و فیلمساز با دستمایه قرار دادن موضوع مقابله با روابط خارج از چهارچوب زناشویی سعی میکند تا مرزهای سینمایی را جابجا کند؛ داستان فیلم از اینجا شروع میشود که کوروش (همسر لیلی) و نسرین (نامزد سعید) با بازی مینا وحید در تصادفی سهمگین در جاده‌های شمالی کشور به کما رفته‌اند و همسران آنها لیلی و سعید با بازی آزاده زارعی و پژمان بازغی از ارتباط بین همسرانشان با یکدیگر بی خبرند و نمیدانند چرا این دو باهم در یک ماشین بودند؛ لیلی در بیمارستان کنار تخت همسرش است و سعید هم چند تخت آنطرف تر در کنار نامزدش گهگاهی باهم حرف میزنند و بعد از پیدا کردن تبلتی در بین وسایل این دو و مشاهده فیلمهای درون این تبلت مشخص میشود که همسران آنها با یکدیگر رابطه دوستی برقرار کرده بودند و در حقیقت به آنها خیانت کردند و حالا لیلی و سعید علاوه بر غم و نگرانی برای عزیزانشان با حقیقتی روبرو شده‌اند که هضمش برای هیچ‌کدامشان آسان نیست و آشنایی این دو نیز سبب میشود که جرقه‌هایی بینشان صورت بگیرد و تصور میکنند اگر با هم باشند میتوانند انتقام خود را از همسران خیانتکارشان بگیرند و ...

شاید بتوان گفت که نقطه ای که فیلم را میتواند به اوج خود برساند، سوژه فیلم است که دارای ظرافتهایی است که به گوشه هایی از روان پیچیده ی انسانها و روابط زناشویی و زوجها میپردازد و علیرغم تمام موانعی که فیلمساز برای نشان دادن چنین وضعیتی داشته است و تا حدی هم از پس آن برآمده است، هایلایت یک ملودرام زناشویی است که پیرامون خیانت شکل میگیرد و پرداخت فیلمساز به‌اندازه موضوعی که انتخاب کرده در حاشیه امن قرار دارد و نه بیننده را غافلگیر میکند و نه جذب و موضوع نخ نمای خیانت را با همان کلیشه‌های همیشگی و پرداخت شعاری که تاکنون دیده‌ایم به تصویر میکشد ؛ در این چندساله آنقدر خیانت روی پرده سینما دیده‌ایم که نه‌تنها برایمان جذابیت خاصی ندارد که حتی قباحت خاصی هم در خیانت نمی بینیم و برایمان یک موضوع عادی شده است و شاید تنها وجه تمایز هایلایت با خیل فیلمهای مشابه اش نمایش خیانت زن به شوهر علاوه بر نمایش خیانت شوهر به همسرش است و این تابوشكني پيرامون نشان دادن خيانت توسط شخصيت زن جامعه است كه براي اولين بار بعد از انقلاب شكل گرفته است.

هایلایت فيلمي بدون قصه، پر از ديالوگهاي گل درشت با بازيهاي بسيار ضعيف كه هيچ چيزش به هيچ چيزش نمي آيد و فیلمنامه نه تنها بيننده را با خود همراه نميكند بلکه حتي كوششي هم در جهت باورپذيري قصه و بازيگران هم نميكند و فيلم بيش از اندازه ضعيف است که در آن همه‌چیز مصنوعی و تک بعدی است، بازیها، ديالوگها، فضاها و مسیر روایت؛ هیچ‌چیز عمق ندارد و بیننده را درگیر نمیکند فیلمنامه پر است از شخصیتهایی که بود و نبودشان تأثیری در مسیر روایت ندارد، روابط آنقدر بی‌دقت و شلخته پرداخت‌شده‌اند که تا پایان فیلم هم خیلی از نسبتها در هاله‌ای ابهام قرار دارند؛ انتخاب بازیگران هم به درستی صورت نپذیرفته است و بازیهای ضعیف جمشید هاشم‌پور و سام قریبیان و الهه حصاری این پرسش را به ذهن می‌آورد که چرا در این فیلم هستند و چه نقشی را جز چند جمله منفعل دارند؛ مشخص است که فیلمنامه توسط یک سوژه خام که به ذهن فیلمساز خطور کرده نوشته شده و هیچ پرداختی روی آن صورت نگرفته است و این فیلم با موضوع خطی و ساده‌اش، بدون هیچ پیچیدگی در قالب دیالوگهای میان شخصیتها پرورش پیدا میکند و به همین سادگی هم تمام میشود و کارگردان تصور کرده که موضوع خیانت اندر خیانت میتواند بسیار جذاب باشد و مخاطب ایرانی که کمتر شاهد چنین آثاری در سینمای کشورش هست را به وجد بیاورد؛ در این میان با اضافه کردن چند سکانس مثلاً اروتیک و یا دیالوگهایی که به علت محدودیتها در سینمای کشورمان به طرز احمقانه‌ای بیان میشوند، پیاز داغ فیلم خود را زیاد کرده است، غافل از اینکه اگر اثر قبلی نوشته شده توسط وی یعنی -زندگی خصوصی- تا حدی دیده شد، به دلیل بار سیاسی پشت فیلم بود و نه شهوت برانگیخته شده در بین دو کاراکتر که جایی در سینمای کشورمان ندارد. 

هایلایت شباهت عجیبی به فیلم"زرد" دارد همان فضا و همان تم موضوعی با این تفاوت که در زرد با وجود همه نواقصش شاهد موقعیتی هستیم که پرداخته میشود، شخصیتهایی را می‌بینیم که کم‌ و بیش شناسانده میشوند و مهمتر از همه با یک گره‌افکنی در نیمه اول داستان و یک گره‌گشایی در نیمه دوم روبرو هستیم؛ اما در هایلایت هیچ اتفاقی نمی‌افتد و همه روایت در یکنواختی محض طی میشود، نه گره‌افکنی هست و نه گره‌گشایی، همه‌چیز همین‌قدر که به نظر میرسد خسته‌کننده و حوصله سر بر است و هایلایت را تبدیل به یک فیلم بی‌روح میکنند و فیلم همانقدر که فکر میکردیم، بی‌رمق و خسته‌کننده است و بیننده از اواسط فیلم فقط در انتظار پایان آن می‌نشیند و هیچ عنصری در فیلم وجود ندارد که مخاطب را به خود جذب کند و پایان بندی فیلم نیز معلوم نیست دقیقاً چه می‌خواهد بگوید و چه نتیجه‌گیری کند، حتی بخشیدن فردی که خیانت کرده مراحل و اصولی دارد و با یکی دو سکانس باور پذیر نمیشود. 

از نکات مثبت فیلم موسیقی آن میباشد که توسط بهزاد عبدی به همراه گروهش در اوکراین ساخته شده است، بهزاد عبدی از اساتید موسیقی کشور است که آثار بسیاری چون «دهلیز»، «مزارشریف»، «سیانور»، «قاتل اهلی»، «آل» و ... را در کارنامه کاری خود دارد و فیلم هایلایت اولین تجربه مشترک او با نعیمی است.


نقدهای مرتبط با این اثر

مرتضی کوه مسکن
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
ماهورا (Mahoora)
داستان فیلم ماهورا در روستایی مرزی رخ میدهد و در این روستا رسم بر این است زیباترین دختر روستا به قید قرعه به عنوان عروس هور انتخاب میشود و این دختر برای بقا و رزق و روزی هور باید یک روز در هفته خود را به آب بسپارد تا هور بارور شده و قهرش نگیرد، امین معروف به سمور، قاچاقچی ایرانی که در روستای مرزی ایران زندگی میکند؛ در روزهای آغازین جنگ تحمیلی برای ازدواج با ماهور با بازی اقدام به دزدیدن عروس هور میکند و ...ادامه مطلب
مرتضی کوه مسکن
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
جشن دلتنگی
فیلم در ژانر عاشقانه و درام ساخته شده است مضمونی اجتماعی دارد و به آسیبهای فضای مجازی میپردازد و درباره رابطه واقعی آدمها و گره خوردن آن با فضای مجازی است و فیلم چهار قصه را همزمان با هم روايت ميكند و فیلمنامه پیرامون چند شخصیت متمایز با داستانهایی متفاوت که به طور موازی و متقاطع پیش میروند و پیرامون تنهایی انسان معاصر است که برای ادامه‌ی دلخوشیهای خود در زندگی به فضای مجازی روی می‌آورند و به واسطه این شبکه اجتماعی به یکدیگر متصل میشوند و ...ادامه مطلب
مرتضی کوه مسکن
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
اتاق تاریک
داستان فیلم از یک سوءظن شکل می‌گیرد؛ سوءظنی که از حرفهای یک پسر بچه آغاز و موجب شک پدر و مادر کودک به اطرافیان میشود، بعد از آن که کودک در اطراف منزل گم شده و توسط همسایه ها پیدا میشود، دچار تغییرات رفتاری عجیبی میشود که نگرانیهای والدین را به دنبال دارد تا اینکه بعد از مدتی به پدرش از دیده شدن عضو جنسی‌اش توسط یک غریبه میگوید؛ غریبه‌ای که کودک ادعا میکند او را یادش نمی‌آید…ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده