ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پرنده های شکاری: و رهایی فانتزی یک هارلی کویین, Birds of Prey: And the Fantabulous Emancipation of One Harley Quinn, برازندگی هارلی کوئین بدون جوکر

دیوید سیمز
۱۴ روز پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

مارگو رابی با توانایی خودش توانسته از پس شخصیت کاراکتر هارلی به عنوان یک چالش در مقابل مخاطبش برآید. تکیه فیلم به شوخی های به موقع ، حرکات آهسته و صدای شکستن استخوان در صحنه های اکشن یادآور سبک فیلمی مانند «ددپول» است.در نهایت می توان گفت که تماشای «پرنده های شکاری» مانند یک گشت و گذار رضایت بخش در یک پارک سرگرمی است.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

"من و جوکر؟ جدا شده ایم" این جمله­ ای است که «هارلی کوئین»(با نقش آفرینی مارگو رابی) در فیلم «پرنده های شکاری» ساخته ی «کتی یان» ، اقتباسی از اثر کمیک شرکت دی سی ، رو به دوربین می گوید. این جمله معرفی داستان این فیلم است که حالا یک ماجراجویی جدید پیش روی هارلی کوئین قرار داده است و این ماجراجویی با ماجراجویی قبلی او بسیار متفاوت است. این ابرضدقهرمان کارتونی با لهجه بروکلینی همچنان مامور ایجاد شورش و آشوب است اما حالا دیگر درگیر داستان بتمن نیست. در یک جمله :«پرندگان شکاری ، جوخه ی انتحار نخواهد بود». جوخه انتحار در سال 2016 بر پرده های سینما نقش بست و در گیشه نیز به موفقیت چشم گیری دست یافت اما به شدت مورد حمله ی منتقدین واقع شد. در آن اثر هارلی کوئین به شکل سنتی در بطن داستان بتمن روایت می شد. هارلی کوئین یک جامعه گریز دلقک شکل بود که معشوقی بسیار بدذات داشت. خط داستان آن فیلم بر روی رابطه هارلی کوئین و جوکر متمرکز بود. هر چند که کلمه تمرکز برای آن فیلم کمی زیاده روی به شمار می آید. اما بر خلاف آن ، «پرنده های شکاری» فیلمی بسیار متمرکز درباره ی جدایی است. هدف این فیلم نه فقط جدا کردن هارلی کوئین از جوکر بلکه جدا کردن او از تمام آثاری است که شرکت دی سی و برادران وارنر(در فیلم هایی حاشیه ای مثل بتمن در مقابل سوپرمن یا لیگ عدالت) صرفا برای سرگرم کردن مخاطب تولید کرده اند تا شرایط را برای آینده ای بهتر فراهم سازند.

متاسفانه فیلم های کمیک بوکی خوش ساخت ، امروزه نسبت به آثار بی اساسی مثل جوخه انتحار به ندرت یافت می شوند و فیلمبازان از استودیوهای بزرگ انتظار دارند که فیلم های کمیک بوکی با کیفیت بسازند. «پرنده های شکاری» یک اثر خون بار و ترسناک است که هارلی را به عنوان میزبان سایر قهرمانان زن معرفی می کند. پیش تر از یان «خوک های مرده» را سراغ داریم با اینکه هرگز در آمریکا اکران نشد. او تمام تلاش خود را کرده تا هارلی کوئین را از رنگ و بو و سبک و سیاق آثار زننده ی سابق دور کند. مارگو رابی جنبه ی دیوانه وار هارلی را حفظ کرده اما آن شخصیت بازنده ای که تمام نگاهش به جوکر بود را از کاراکتر هارلی حذف کرده است. فیلمنامه ی «کریستینا هادسون» کمی مرا به یاد «وفای بزرگ» ، شاهکاری در حوزه ادبیات و سینما با موضوع جدایی انداخت که در آن یک جدایی تلخ باعث می شود تا قهرمان داستان به گناهان گذشته اش آگاه شود. با تمام این اوصاف ، علاقه ی شدید هارلی به جوکر در جوخه انتحار باعث می شود تا تصور هارلی بدون جوکر کمی دشوار باشد اما حالا بدون آنکه معشوق وحشت انگیزش از او حمایت کند ، او مجبور می شود با تبهکارانی درگیر شود که به دنبال مجازات او برای اعمال غلط گذشته هستند. ضدقهرمان اصلی داستان «پرنده های شکاری» شخصی است بنام «رومن سایونیس» یا «نقاب مشکی» با نقش­ آفرینی «ایوان مک گریگور» که به دنبال هارلی است زیرا در گذشته باعث آزردگی خاطر رومن گشته است.

مارگو رابی با توانایی خودش توانسته از پس شخصیت کاراکتر هارلی به عنوان یک چالش در مقابل مخاطبش برآید. او به جای خجالت کشیدن از ویژگی های نفرت انگیز هارلی ، سعی کرده تا با آنها ارتباط برقرار کند و مخاطب را مشتاق کند تا با این دختر هروئینی که هرچه زودتر باید به زندان برود ، همذات پنداری کند. رابی یکی از مهمترین ستاره های نوظهور هالیوود در دهه گذشته است که جذبه اش باعث شده تا به خوبی از پس نقش آفرینی های کارنامه سینمایی اش برآید. او همچنین این فرصت را داشته تا در مقابل نقاب مشکی و «ویکتور زاس»(کریس مسینا) که رقابت تنگاتنگی برای احمق نشان دادن خودشان در صحنه های مشترک دارند ، مظلوم به نظر برسد. حس نفرت انگیزی که مک گریگور در کاراکتر خود ایجاد کرده بسیار غنی است. او یک ضدقهرمان کمیک بوکی درجه دو را به یک رهبر تمام اعیار برای تبهکاران تبدیل کرده است. حس خون خواهی او نسبت به هارلی باعث شده تا ضدقهرمان های زن دیگری مانند «رنه مونتویا» ، «شکارچی کمان به دست» ، «قناری سیاه» و «کساندرا کین» با هارلی هم پیمان شوند. این کاراکترها همگی از کتاب کمیک «پرنده های شکاری» با درجات متنوعی از وفاداری به داستان اصلی خود وارد خط داستانی «پرندگان شکاری» شده اند و این فیلم فرصت آن را پیدا کرده تا داستان آنها را به هم گره بزند. تکیه فیلم به شوخی های به موقع ، حرکات آهسته و صدای شکستن استخوان در صحنه های اکشن یادآور سبک فیلمی مانند «ددپول» است.

در نهایت می توان گفت که تماشای «پرنده های شکاری» مانند یک گشت و گذار رضایت بخش در یک پارک سرگرمی است. سبک روایت فیلم یکپارچه است ، فضای مورد نیاز برای سکانس های هیجان انگیز و رضایت بخش را فراهم می کند و آینده را بهانه ای برای یادآوری شکست های گذشته نمی داند. این فیلم در جای خودش سعی کرده تا لقمه را اندازه ی دهانش بردارد تا هم تماشای آن جذاب باشد هم حس ساخته شدن یک هواپیما در حین پرواز را داشته باشد. خوشبختانه در مورد «پرنده های شکاری» ، این انرژی دیوانه وار بر تن هارلی کوئین برازنده است.

منبع : آتلانتیک

مترجم : وحید فیض خواه

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است