ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم حکایت دریا, Tale of The Sea, ساخته بهمن فرمان آرا

علی امیرسیافی
۲۳ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبع-
امتیاز منتقد به فیلم :

حکایت دریا نهمین اثر بلند بهمن فرمان آرا است که در زمان ساخت دل دیوانه نام داشت و بعد از ساخته شدن به حکایت دریا نامش تغییر کرد . شاید بتوان گفت یکی از آثار ضعیف این کارگردان در بین فیلم هایش می باشد ...

⚠خطر لو رفتن داستان

حکایت دریا نهمین اثر بلند بهمن فرمان آرا است که در زمان ساخت دل دیوانه نام داشت و بعد از ساخته شدن به حکایت دریا نامش تغییر کرد . شاید بتوان گفت یکی از آثار ضعیف این کارگردان در بین فیلم هایش می باشد .  فیلم داستان نویسنده معروف و استاد دانشگاهی را مطرح میکند که مدتی است دچار نوعی کابوس ها در خواب و شاید نوعی افسردگی خفیف شده است و کم کم همین امر موجب بستری وی در تیمارستانی می شود . تمام لوکیشن های فیلم در شمال کشور قرار دارد.  فیلم با گفت وگوی طاهر(فرمان آرا) و ژاله (معتمد آریا) شروع میشود ، فضای سرد گلخانه و شاخه های خشکیده نشان از آینده ای سرد و تاریک میدهد . در همین سکانس معرفی اجمالی از سرگذشت دو بازیگر اصلی(زن و شوهر)و نحوه آشنایی آنها باهم داده میشود . حرکت دوربین هنگام صحبتشان کاملا بی مفهوم است و هیچ استفاده ای از آن نشده .  پس از تیتراژ شاهد سکانس کابوس طاهر هستیم ، دلیل این کابوس ها چیست؟ به این سوال در تمام مدت فیلم پاسخ داده نمیشود شاید همین کمی مخاطب را گیج کند . طاهر از خواب هراسان بلند میشود و زاویه ای کج از دوربین میبینیم که خبر از حالت درونی او به ما می دهد.  در مطب دکتر(علی مصفا)بحث جدایی ژاله از طاهر مطرح میشود ، شاید یکی از ضعف های فیلم در این سکانس این باشد که زمان گفت و گو بیش از حد معمول طولانی میشود و مخاطب را از فضای داستان دور میکند این در حالی است که هنوز بیننده نمی داند در خیل داستان به دنبال چیست؟! حتی بازگو کردن برخی اتفاقات نظیر عمل پیوند قلب ژاله ، ماجرای چاپ رمان طاهر نیز کمکی به ما برای ادامه دادن داستان نمی کند . ورود به خانه و استفاده از تاریکی ها و رنگ های سرد به نظرم حاکی از رابطه سرد این زن و شوهر و نیز فضای حاکم بر زندگی هردو آنها است .

دقیقه 27 فیلم ، امیر(صابر ابر) وارد ماجرا میشود ، حضوری نه چندان طولانی که بدتر مخاطب را سردرگم میکند ، این درحالی است که ما هنوز هم نمی دانیم که در داستان به دنبال چه چیزی هستیم.

 توهمات طاهر تازه در دقیقه 42 فیلم به نمایش گذاشته میشوند که این قضییه همرا با حضور هوشنگ(علی نصیریان) است.شاید کارگردان بخواهد با استفاده از این داستان فرعی طعنه ای هم به برخی جبهه گیری ها علیه بغضی از هنرمندان بزند ولی در این زمینه هم موفق نیست زیرا داستان اصلی به خوبی بسط داده نشده است که حال این ماجرای فرعی بتواند کمکی به آن کند!

 حدود نیم ساعت پایانی فیلم شاهد حضور پروانه(لیلا حاتمی) هستیم ، که در ابتدا فقط به عنوان دختر یکی از دوستان قدیمی ژاله به ما معرفی میشود. بعد از گذشت حدوداً 10 دقیقه متوجه آن مشویم که پروانه درواقع دختر طاهر و حاصل رابطه او با دوست ژاله میباشد . 

حتی بعد از باخبر شدن ژاله از این موضوع هم مخاطب درگیر داستان فیلم نمیشود ، چون هیچ پرداخت درستی به شخصیت ها و صد البته ماجرا نشده است . 

 دقایق پایانی ، تیر خلاص را بدنه فیلم میزند و حضور ناگهانی امیر در خانه طاهر ، حضور بی منطق رویا نونهالی در آن شرایط هم نتنها گره را از داستان فیلم باز نمیکند بلکه این تعدد شخصیت ها بدتر مخاطب را از فیلم دور میکند و حتی جایی گیج و سردرگم . 

 پایان فیلم هم خوب از آب درنیامده است ، مرگ امیر و به احتمال خیلی زیاد دستگیری طاهر ، هیچ پایانی درستی برای این فیلم نبود ، به نظرم به برخی از داستان های فیلم که تا به اکنون حل نشده و نیمه کاره رها شده اند ، حال این ماجرا هم اضافه میشود که پایانش معلوم نیست!

 دریافت ضعف های این اثر بلند فرمان آرا نیاز به بررسی های آن چنانی ندارد ، بلکه حتی خود 

مخاطب هم بسیاری از آن ها را درک میکند .

 فیلم نامه بیشترین ضعف را دارا میباشد ، از حضور بدون دلیل امیر که به قول خود طاهر: (اصلا نمیدانم برای چه آمد و برای چه رفت؟!) گرفته تا ماجرای پر حفره مربوط به پروانه . و نیز داستان بی سر و ته فیلم که مدام موجب این میشود که مخاطب از خود سوال کند ، برای چه چیزی فیلم را دنبال میکنم؟!

 عدم استفاده از تدوین در بخش هایی از فیلم نمایان میشود ، برای مثال صحنه قهر کردن ژاله و حضورش در اتاق . دوربین پشت آن قرار گرفته بود در حالی میتوانست با یک کلوزآپ از صورت او کار را بهتر جلوه دهد.

 بازی ضعیف از طاهر و ژاله هم خود میتواند از نکات مهم این اثر باشد ، به یاد آورید لحضه ایی را که ژاله ماجرای طلاق را با طاهر مطرح کرد ، بازی فرمان آرا در این صحنه واقعا بی حس بود و حتی هیچ واکنشی را به مخاطب انتقال نداد.

 حتی مخاطب با زندگی یک نویسنده حرفه ای روبرو نمیشود و نمیتواند با آن شخصیت ارتباط برقرار کند . صرفاً از نمایش چند صحنه کوتاه کتاب خواندن و نوشتن متنی که معلوم نیست چه موضوعی دارد نمیتوان زندگی یک نویسنده باتجربه را برداشت کرد . 

 ریتم کند داستان و طولانی کردن صحبت ها مثلا صحبت های ژاله و دکتر در تیمارستان یا صحبت های پروانه و طاهر در آشپزخانه نه تنها به پیشبرد فضا کمک نمیکند بلکه ضربه های اساسی به پیکره داستان وارد میسازد.

 پوستر اصلی فیلم هم هیچ ارتباطی با این اثر نداشته و صرفا بازیگران را به نمایش میگذارد.

 شاید یکی از نکات مثبت فیلم موسیقی متن آن باشد که به درستی ساخته شده است ولی در برخی صحنه ها بی مورد استفاده شده یا اصلا استفاده نشده است . 

 در کل ، نهمین اثر فرمان آرا نه تنها مخاطب را درگیر خودش نمیکند بلکه حتی موجب این میشود که بیننده بدون هیچ احساسی به پایان فیلم برسد .

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است