ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم در جستجوی فریده, از غربت ها...

مدیسا مهراب پور
۳ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعبلاگ نماوا
امتیاز منتقد به فیلم :

یکی از بزرگترین دستاوردهای سینمای هنر و تجربه، آشتی دادن شماری از تماشاگران با سینمای مستند است. فیلم‌های مستند متفاوتی در این سال‌ها در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمده‌اند و با استقبال متفاوتی روبه‌رو شده‌اند. «صفر تا سکو» که برنده جایزه بهترین مستند از جشنواره سینما حقیقت بود، به موفقیت قابل توجهی در اکران عمومی هم دست یافت. در «صفر تا سکو» این موضوع ویژه و کاراکتر جذاب خواهران ورزشکار بود که مردم را به فیلم چنین نزدیک کرد و خب البته رونقی...


یکی از بزرگترین دستاوردهای سینمای هنر و تجربه، آشتی دادن شماری از تماشاگران با سینمای مستند است. فیلم‌های مستند متفاوتی در این سال‌ها در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمده‌اند و با استقبال متفاوتی روبه‌رو شده‌اند. «صفر تا سکو» که برنده جایزه بهترین مستند از جشنواره سینما حقیقت بود، به موفقیت قابل توجهی در اکران عمومی هم دست یافت. در «صفر تا سکو» این موضوع ویژه و کاراکتر جذاب خواهران ورزشکار بود که مردم را به فیلم چنین نزدیک کرد و خب البته رونقی به سینمای مستند در فروش و بازگشت سرمایه بخشید. 

جریان مستندسازی اما این روزها قوی‌تر و عمومی‌تر از هر وقت دیگری در سینمای ایران به پیش می‌راند و تماشاگران هم نشان داده‌اند که اصلا به این ژانر سینمایی بی‌علاقه نیستند. جامعه ایران اتفاقا پتانسیل‌های زیادی برای دست و پنجه نرم کردن با فیلم‌های مستند دارد. هم تاریخ معاصر این امکان را می‌دهد که موضوعات جذاب و دست اولی در چارچوب مستند ساخته شوند و هم شرایط اجتماعی امروز اقتضا می‌کند که مستندهایی اجتماعی بر پرده سینماها به نمایش دربیایند و خب البته مخاطبان سینما هم شوق و ولع تماشای مستندهای اجتماعی و تاریخی را در خود دارند. تجربه ساخت مستندهایی مانند «آخرین روزهای زمستان» و «ترور سرچشمه» ساخته محمد حسین مهدویان، «تهران انار ندارد» ساخته مسعود بخشی، «من ناصر حجازی هستم» ساخته زنده یاد نیما طباطبایی یا «سفر سهراب»‌ درباره سهراب شهید ثالث نشان داده است که مخاطبان با تماشای مستند در سال‌های اخیر به خوبی ارتباط برقرار کرده‌اند.

«در جستجوی فریده»‌ هم در ادامه همین مسیر مستندسازی قرار می‌گیرد. فیلمی که در جشنواره سینما حقیقت سال گذشته عنوان بهترین فیلم مستند را از آن خود کرد و با استقبال بسیاری هم مواجه شد که استحقاقش را داشت. فیلمی که هم موضوعی بکر و ویژه دارد و هم مهم‌تر از آن بسیار ویژه ساخته شده است. برخلاف مستندهایی مانند «ترور سرچشمه»، « صفر تا سکو» یا «من ناصر حجازی هستم» که همگی موضوعاتی بسیار جذاب دارند اما در ساخت از الگوی مشخصی استفاده کرده‌اند؛ مهدویان فیلم را در ادامه سبک شخصی خود ساخته که پیش از این بارها با آن روبه‌رو شده بودیم، «صفر تا سکو» ساختی بسیار معمولی دارد و فرمش با مستندهای صدا و سیما چندان تفاوتی نمی‌کند و «من ناصر حجازی هستم» هم با تمام بدعت‌هایش از پس درآوردن یک فرم به‌هم پیوسته درنمی‌آید. در این میان تکلیف « در جستجوی فریده» از دیگر مستندها جداست، نمی‌توان منکر خاص بودن موضوع انسانی و قهرمان درجه یک و فانتزی‌اش شد اما برگ برنده فیلم در تفاوت دستاوردهای فنی‌اش است. با خواندن این جملات گمان نبرید که با اثری اکسپریمنتال یا تجربه‌گرا مواجهید که در فرم کارهای عجیب و غریب کرده است یا سعی کرده با پیچیده کردن فرم و روایت خود را خفن‌تر از آنچه هست نشان دهد، اتفاقا «در جستجوی فریده» یک فرم ساده و بی‌شیله پیله را برای روایت خود انتخاب می‌کند و این‌را می‌توان هوشمندانه‌ترین انتخاب سازندگانش دانست. آن‌ها به خوبی توانسته‌اند از پس اجرای درست و درمان فرم مورد نظرشان بربیایند. حتما این جمله را بارها شنیده‌اید که خوب از کار درآمدن یک فرم ساده و بدون پیچیدگی صدها بار از طراحی و اجرای یک فرم پیچیده و غریب سخت‌تر است، نه؟ در فرم‌های پیچیده‌گو، کارهای دفرمه و عجیب همواره این امکان را به فیلمساز می‌دهد تا از زیر نقصان‌های روایی و کم و کاستی‌های فرمی و داستانی‌اش شانه خالی کند و آن‌ها را زیر ظاهر پر زرق و برق و پر مدعای خود پنهان نماید. اما آنچه دست نیافتنی‌تر به نظر می‌رسد اینست که فیلمساز با فرمی ساده و بدون زرق و برق از پس اجرای روایت و داستانی پیچیده و شدیدا احساسات برانگیز، موفق برآید و این همان اتفاقی است که در «در جستجوی فریده» می‌افتد و اصلا آنچه سبب نزدیکی بیش از حد تماشاگر با فیلم و خصوصا قهرمان می‌شود، در کنار صمیمیت ذاتی قهرمان یعنی فریده، به همین فرم ساده و البته غنی فیلم برمی‌گردد که تماشاگر را در جهان فیلم به دام می‌اندازد.

دو نکته مهم و قابل تامل دیگر که درباره «در جستجوی فریده» باید به آن اشاره کرد یکی اینست که فیلم به دام احساسات‌گرایی افراطی نمی‌افتد و دیگر اینکه در مواضع سیاسی و فرهنگی‌اش سعی دارد انصاف و میانه‌روی را رعایت کند. موضوع فیلم به گونه‌ای است که پتانسیل‌های ملودراماتیک زیادی دارد و چنین پتانسیلی برای سینمای ایران در اکثر مواقع خطرآفرین عمل می‌کند چراکه فیلمسازان به دام احساسات‌گرایی و جلب ترحم تماشاگر خود می‌افتند و از واقعیت عینی داستان دور می‌شوند. آزاده موسوی و کورش عطایی به عنوان کارگردانان فیلم اما به خوبی از کنار ملودرام افراطی گذر می‌کنند و اصلا سعی در جلب ترحم و درآوردن اشک اضافی مخاطب ندارند. (هرچند که واقعیت خود داستان احتمالا اشک همه را سرازیر می‌کند.) مواضع سیاسی و اجتماعی فیلم هم به همین شکل است. با وجودیکه نیمی از فیلم در اروپا (آمستردام) می‌گذرد و به راحتی می‌تواند درگیر غرب‌گرایی افراطی شود تا به این واسطه تصویر تیره و تاری از جامعه ایران به نمایش بگذارد، اما همواره موضعی میانه اتخاذ می‌کند و با وجودیکه یکی از کارگردانان فیلم زن است و این می‌توانست خصوصا روی مواضع زن آزادخواهانه فیلم تاثیر بگذارد و تجربه شخصی و گلایه‌های زنانه را در فیلم وارد کند اما به خوبی کنترل شده و خارج نمی‌زند که حتی سعی دارد آن تصویر سیاه را هم بشکند. نمونه اش جایی در اوایل فیلم است که فریده تماسی تصویری با نگار در ایران برقرار می‌کند و درباره شرایط زنان در ایران صحبت می‌کنند. 

مهم‌ترین ویژگی «در جستجوی فریده» اما نمایش تضادها و تناقض‌های طبیعی و انسانی زیست در ایران و اروپاست که بسیار ظریف و ریزبینانه پرداخت شده. فیلم از آمستردام به عنوان یکی از آزادترین شهرهای اروپایی که در آن مصرف ماریجوانا مثلا قانونی است یا خیابانی معروف در امور فاحشگی دارد، به مشهد یعنی مذهبی‌ترین شهر ایران می‌رسد و این سفر از یک سر پاره‌خط به سر دیگرش بسیار جذاب و چالش‌برانگیز می‌نماید. صحنه‌ای را به یاد بیاورید که فریده برای اولین بار وارد ایستگاه راه‌آهن مشهد می‌شود. جایی که سه خانواده به استقبال او آمده‌اند و او با همه مردان این سه خانواده دست می‌دهد و روبوسی می‌کند. نمونه جالبی از نمایش تناقضات فرهنگی و البته زیست و تداوم این تناقضات در کنار یکدیگر. 

«در جسنجوی فریده» یک فیلم انسانی است که بدون اینکه بخواهد شعارهای گل‌درشت و صلح‌طلبانه بدهد خود نمود انسان‌دوستی در هم‌نشینی تناقضات می‌شود. چیزی که در سینمای ایران خیلی کمش داریم. 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

سیدعلی موسوی
۱۶ ساعت پیش
اگه وارد روایت شرایط اجتماعی و سیاسی نمی‌شد بهتر بود البته چندان هم وارد نشده. موضع میانه فیلم در این زمینه، در طول زمان میانه بودنش رو از دست میده و فیلم رو محدود به یک دوره‌ی زمانی می‌کنه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: