ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم درخونگاه, darkhoongah, حرکت رو به افول

فرزان امیری
۲ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

جشنواره سی و هفتم شروع شد.پس از جشنواره نسبتا ضعیف سال قبل، با امید به اینکه امسال جشنواره ای خوش آب و رنگ تر و بهتر از جشنواره قبل تجربه کنم وارد سالن سینما شدم.امروز در خونگاه آخرین و سومین  تجربه سیاوش اسعدی را دیدم.آنچه که اول نظر من را جلب کرد ،تیتراژ ابتدایی فیلم بود؛اول اینکه تقدیم شدن فیلم به مسعود کیمیایی که مثل فیلم قبلی کارگردان خبر از فیلمی می دهد که رنگ و بوی سینمای کیمیایی دارد و دوم موسیقی فیلم ،که موسیقی هم حال و هوای فیلم های...

جشنواره سی و هفتم شروع شد.پس از جشنواره نسبتا ضعیف سال قبل، با امید به اینکه امسال جشنواره ای خوش آب و رنگ تر و بهتر از جشنواره قبل تجربه کنم وارد سالن سینما شدم.امروز در خونگاه آخرین و سومین  تجربه سیاوش اسعدی را دیدم.آنچه که اول نظر من را جلب کرد ،تیتراژ ابتدایی فیلم بود؛اول اینکه تقدیم شدن فیلم به مسعود کیمیایی که مثل فیلم قبلی کارگردان خبر از فیلمی می دهد که رنگ و بوی سینمای کیمیایی دارد و دوم موسیقی فیلم ،که موسیقی هم حال و هوای فیلم های دهه شصت و هفتاد سینمای ایران و ویژه تر سینمای کیمیایی دارد؛موسیقی که در طول فیلم هم زیاد می شنویم و حجم موسیقی در فیلم به عقیده من زیاد بود.فیلم روایتگر شخصیت به نام رضا است که بعد از هشت سال زندگی در ژاپن و کار در آنجا ،به ایران برمی گردد وفیلم روایتگر اتفاقات بعد از بازگشت رضا به ایران است.

فیلم روایت باحوصله ای دارد،حرکت دوربین هم به این روایت باحوصله کمک می کند.کاراکتر رضا که ،فردی عاشق خانواده و خانواده دوستی محوری ترین موضوع برای اوست،به خوبی شکل گرفته است و خوب در آمده است.روایت موازی تلاش رضا برای به قول خودش پادشاهی کردن و کشمکش مادر و خواهر رضا از وقتی که او برگشته است،خوب نشان داده شد.فیلم خوب پیش می رود خصوصا سکانس آشنایی امیر با شهرزاد که یادآور رابطه کاوه و رعنا در ساخته قبلی اسعدی یعنی جیب بر خیابان جنوبی می افتیم  تا جایی که رضا با دوستش در تیمارستان دیدار می کند از آنجا حفره های فیلمنامه شکل می گیرد و بیشتر و بیشتر می شود؛اینکه به چه علت رضا و دوستش سالها پیش داشتند فرار میکردند وامیر دوستش را رها کرده است،به چه علت دوست امیر داخل تیمارستان است، بیان نمی شود و بعد از سکانس معاشقه شهرزاد و با دوست امیر ،که حتی یک دیالوگ هم نداشت و به نظرم خوب درآمده بود،دیگر خبری از دوست امیر نیست جز یک گردن بند که به امیر داد.از مشکلات دیگر فیلمنامه می توان به نوع رابطه امیر با پدرش اشاره کرد که جز صحنه های اول فیلم که سوغاتی برای پدرش آورده است از نوع رفتار و بیانش نشان می دهد دل خوشی از پدر ندارد که می توانم به سکانس رویارویی رضا با پدرش در خانه لاجوردی اشاره کنم و دوباره علت این سر سنگینی امیر با پدرش بیان نمی شود و شخصیت پدر خوب پردازش نشده است و در جاهایی ادبیات پدر با سطح سواد او هماهنگی ندارد و شخصیت پدر و شخصیت لاجوردی،که خیلی کم می دانیم از او، در  درخونگاه از ضعیف ترین شخصیت پردازی های فیلم است که به فیلم لطمه زده است.در مورد یک سوم پایانی فیلم هم باید بگویم که نتیجه روایت بد در میانه فیلم،باعث شد یک سوم پایانی شبیه یک فاجعه باشد جز سکانس تعقیب و گریز لاجوردی و امیر که خوب درآمد و امیر به مانند  شخصیت های فیلم های کیمیایی(مثل رضا در ردپای گرگ،امیر علی در اعتراض) که دل زده از جامعه و زخم خورده است با این تفاوت که زخم را از خانواده خود خورده است،خانواده ای که مفهوم والایی در فیلم کیمیایی داشت اما اینجا به شکل دیگری نمایش داده می شود، حتی ما در این فیلم می بینیم که رضایی که عاشقانه از مادر بزرگش نگه داری می کرد موقع رفتن از خانه حتی ذره ای به او توجه نکرد.در مورد سکانس پایانی فیلم هم نمی دانم چه بگویم ،پایانی پر از ابهام و گنگی در حالیکه می توانست با یک میزانسن درست تر و دقیق تر ،پایانی با شکوه برای یک فیلم متوسط باشد .درخونگاه از تغییر در ضرب آهنگ بیان روایت ضربه می خورد؛درحالیکه روایت به آرامی و خوبی بیان می شود یک دفعه با حضور پدر ضرب آهنگ تند می شود و مخاطب با اطلاعات زیادی روبرو می شود که فقط از زبان شخصیت ها بیان می شود و این اطلاعات ضد و نقیض و متفاوت است که یک نمونه اش در دیالوگ ها بیان می شود از زبان مادر که پدر با خرید قوری پول ها را خرج کرده.در جاهای دیگری  دلایل دیگری گفته می شود از جممله عیاشی،خرید گاوداری و ربا .

در مورد نکات روشن و مثبت فیلم علاوه بر فیلمبرداری،نورپردازی و طراحی صحنه خوب ،به انتخاب نام فیلم و متناسب بودن آن با جغرافیا و آدم ها که ما در فیلم قاب های زیادی از محله در خونگاه و آدم هایش می بینیم و کارگردان در ایجاد فضا و روح به جغرافیایی که در آن کاراکتر ها  زندگی می کنند،موفق عمل می کند و به نظرم مهمترین شاخصه مثبت فیلم، بازی خوب بازیگران خصوصا امین حیایی و مهراوه شریفی نیا بود و امین حیایی نشان داد که همچنان  در حال تجربه کردن در راه جدیدی که در بازیگری پیش گرفته، است و البته خیلی زود است و تعداد زیادی فیلم مانده است که ببینیم  اما با توجه به ضعف های زیاد فیلمنامه ای در فیلم وجود دارد ،در رشته ای شانس نامزدی ندارد مگر اینکه در بازیگری و فیلمبرداری که احتمالش خیلی کم است.


1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

حسام یوسفی
۶ ماه پیش
همه نقدات دوزار ارزش نداشت ، در جای که فرهنگمان به ما میگفت به خانواده کمک کنید و در جایی که دین و اسلام و هزار حدیث از کمک کردن به انسان و هم نوع سخن میگفت ، چی شد !؟ چندین سال کار و محاجرت و بدبختی و بعد سرمایه یک جوون از بین رفتن؟ چه امیدی برای زندگی هست جز خلاف مجدد تا جبران بشه ، این داستان زندگی من در حالت دیگه بود که من به ۹ نفر از خانواده کنک کردم و الان به سختی باید بعد از ۱۰ سال زحمت میدیدم سرمایه منو خانواده خوردن و بردن و مقصر اصلی مادر بی همه چیز رضا و من بود و بس ، پس تف به ننه هایی اینجوری
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: