ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
مهیار محمد ملکی
۳ سال پیش - ۵ دقیقه مطالعه

نقد و بررسی تئاتر آن سوی آینه

منتقد و تحلیلگر:مهیار محمد ملکی  #مهیارمحمدملکی اجازه بدید از همان واژه اول یعنی تیاتر آغاز کنم  میتوانم اینطور به عرض برسانم که ما در دنیای پیرامون با سه مدیوم مختلف سرو کار داریم  مدیوم اول...

منتقد و تحلیلگر:مهیار محمد ملکی 

#مهیارمحمدملکی

اجازه بدید از همان واژه اول یعنی تیاتر آغاز کنم 

میتوانم اینطور به عرض برسانم که ما در دنیای پیرامون با سه مدیوم مختلف سرو کار داریم 

مدیوم اول واقعیت است یعنی تمام انچه که با چشم میبینیم با گوش میشنویم و گاها با دست لمس میکنیم لازم به ذکر است قبل از انجام فعل لمس کردن هیچگاه القای حس که همان فرم میباشد شکل نمیگیرد 

و در آخر همه این داشته هایمان دست به دست هم میدهند تا باور پذیری و کنار ان همذات پنداری تحقق پیدا کند

مدیوم دوم سینما و تلویزیون میباشد در این مدیوم دیگر چشم ما نیست که میبیند و گوش ما توانایی شنیدن همه انچه که در جعبه جادویی اتفاق میافتد را ندارد همچنین با دستانمان قادر به لمس نیستیم  

به عبارتی همین اول مهمترین سوال پیش میاید و ان اینکه  با تمام این تفاسیر  بر انگیختگی احساسات انسانی در این مدیوم چگونه محقق میشود ؟

پاسخ سوال بدین شرح است که دنیای سینما سرشار از دروغ هاییست که ما دانسته آن را باور میکنیم 

از دنیاهای ابر قهرمانی مارول بگیرید تا همین آثار با مضامین اجتماعی خودمان همگی دال بر این حقیقت هستند که در تمام مراحل ساخت و تولید یک اثر سینمایی و تلویزیونی، تلاش کارگردان،در جهت  ایجاد بستری دروغین و مجازی برای دستیابی مخاطب به آن حسی است که وی مد نظر دارد بدین ترتیب با یک مقایسه ساده با مدیوم اول در میابیم که در مدیوم اول هر شخص ممکن است بسته به نقطه نظر خود ،نوع تفکر،و حتی زاویه دید خودش نسبت به موضوع ،مساله ای تلخ را طنز امیز مشاهده کند یا بر عکس 

اما در سینما و تلویزیون بسته به میزان تلاش کارگردان ما با اجباری طرف هستیم که برای مثال 

چشم ان چیزی را میبیند که لنز دوربین به نمایش میگذارد 

و گوش ان چیزی را میشنود که در تصویر قابل شنود است 

و غیره 

بدین ترتیب در خوشبینانه ترین حالت یک اتفاق نظری بین تمامی مخاطبان در رابطه با درک وقایع حادث شده  شکل میگیرد

بعد از مدیوم دوم به مدیوم سوم که همان تیاتر است میرسیم این مدیوم حد واسط بین مدیوم اول و دوم است بدین شکل که از طرفی همان چارچوب دروغین سینما را تا حدودی در خودش دارد اما از طرفی دیگر نگاه یا بحث شنوایی محدود به یک میزانسن خاص نیست 

ضمن اینکه در تیاتر هنرمند میتواند هنر خود را با فراغ بال و آسودگی خاطر بیشتر در اختیار مخاطب خود قرار دهد

با این مقدمه نسبتا طولانی راه را کمی هموار کردیم تا بتوانیم با هم و در کنار هم نگاهی به تیاتر آن سوی آینه داشته باشیم

از انجا که درون مایه و چارچوب روایی این تیاتر حول مباحث کمدی ان میگذرد قبل هر چیز  بهتر میدانم  کمی در مورد چگونگی شکل گیری فعل خندیدن صحبت کنیم 

اساسا خنده برگرفته از حالتی از انسان است که ما ان را شادی خطاب میکنیم اما  میزان شکل گیری این فعل بسته به نوع فرد و البته محتوایی که شاهدش هستیم متفاوت است اساسا کمدی در سه حالت به وقوع میپیوندد 

کمدی اول کلامی است یعنی تمام انچه که به صورت دیالوگ در ذهن بازیگر مرور میشود  و بعد با بازی لحن و نوع گویش، پرداخت ؛و به نوعی مزه دار شده و  سپس  به زبان آورده میشود 

کمدی نوع دوم از نوع اکت یا بازی میباشد بدین صورت که ما تماما شاهد بازی هایی با بدن ،توسط کاراکتر قصه میباشیم که آن بازی ها تولید خنده میکند 

و کمدی نوع سوم کمدی موقعیت میباشد 

این کمدی شاید از حیث روایی نسبت به بقیه اقسام کمدی ارزشمند تر و دقیق تر باشد به عبارت دیگر در این نوع کمدی بازیگر هر چه جدی تر و قصه هر چه تلخ تر باشد قرار گیری این موقعیت ها همچون شوکی میماند که مخاطب را  ضمن تحیر به خنده وا می دارد

بدین ترتیب یکی از نکات اساسی و مهم مباحث کمدی ایجاد غافلگیری میباشد

اما قبل از ورود به این موضوع ببینیم تیاتر ان سوی اینه از کدام یک از انواع کمدی بهره میبرد از انجا که با میزانسن های موجود در تیاتر طرف هستیم باید به عرض برسانم عمده تمرکز روی کمدی کلامی میباشد کمدی ای که در اکثر زمان نمایش از زبان بازیگر و کارگردان این نمایش ،علی سرابی شاهد هستیم

اما همانطور که عرض شد 

غافلگیری در کنار تکرار یک واقعه روتین تولید شوک ودر نهایت فعل خنده میکند 

مثال :موشی هر روز از دست گربه ای فرار میکند 

یک روز گربه از دست موش فرار میکند 

چون ...

بدین ترتیب اگر دلیلی هم برای پاراگراف پیشین طراحی نشده باشد به خودی خود بستر خندیدن شکل گرفته است و از طرفی محیط تیاتر به واسطه ارتباط چشمی بازیگران با مردم  یا شکستن دیوار چهارم  این موضوع را هر چه بیشتر فراهم میاورد این تکرار به مرور در دل کار به وضوح دیده میشود

در عین حال از انجا که نمایشنامه اصلی هیچ سنخیتی با فضای متعارف کشورمان نداشته علی سرابی سعی داشته با تلفیق میزانسن های ملی و وطنی این فاصله گیری تماشاچی را از اثر مورد نظر به حداقل برساند 

که البته موفق ظاهر شده است چون با یک بار حضور

در میان تماشاچی ها میتوان فید بک جالب توجه آنها را شاهد بود 

سوالی که در ادامه شکل میگیرد 

چقدر میتواند خندیدن های مخاطب تیاتر تعیین کننده در بحث برتری کیفی اثر باشد ؟

در پاسخ باید اظهار داشت از انجا که تیاتر .تلویزیون و سینما غذای روح و فکر قلمداد میگردند هیچگاه نمیتوان بر این موضوع صحه گذاشت که قطع به یقین خندیدن مخاطب ملاک برتری ان اثر میباشد چرا که بنده معتقدم اگر هر روز بد ترین فیلم یا تیاتر را ببینیم این موضوع میتواند به خودی خود به ریشه های فکری ما رخنه کند و ما را دچار دگرگونی روحی سازد یا بر عکس .

بدین ترتیب توجه به بازخورد تماشاچی مهم است اما همه چیز نیست 

و لازم به ذکر است نباید فراموش کنیم که مردم کشور ما به دلیل دغدغه های بی شمار روز مره که هر یک به نوعی گرفتارش میباشند این ضرورت را در خودشان حس میکنند که خندیدن را ولو به صورت اجباری و ناخواسته و به بهانه ای ناچیز بلند و پر تکرار سر دهند

علیرغم آزادی بیشتر  فضای تیاتر نسبت به سینما و یا تلویزیون ،ممیزی اینجا هم دست بردار نبوده است بدین معنا که برخی کلمات با تغییر شکل و به ناچار در دل تیاتر آن سوی آینه گنجانده شده اند 

واژگانی همچون سمالتی (به جای سلامتی)و یا گیلاس(به جای شراب)،

علی سرابی بیکار ننشسته و از این محدودیت برای شکوفایی کارش بهره برده است 

چرا که این واژگان هیچگاه نمیتواند در ذهن مخاطب تولید ابهام کند بلکه انها را به خنده وا میدارد چون محیط کار طنز امیز است

قویا باید به عرض برسانم نمایشنامه پیش رو هیچگاه نمیتواند از لایه سطحی خود گذر کند و تمام انچه که ما شاهدش هستیم تنها یک ایده دو خطی میباشد که هیچ فراز و فرود قابل توجهی از حیث حضور گره های متعدد داستانی در  خود نمیبیند

به عبارت دیگر تمام تمرکز ش روی دیالوگ هاییست که برخی از انها را میتوان به راحتی از دل نمایشنامه حذف کرد بی انکه به خط روایی بسیار کمرنگ ان اسیبی وارد شود 

و این تازه شروع فاجعه است چرا که این نمایشنامه غالب جذابیت خود را در گروی همین  تیکه های طعنه امیز و گاها کمیک خود میداند که هیچ بار معنایی قابل توجهی ندارد اما حذف انها سبب افت فاحش ریتم کار میگردد

با تمام این تفاسیر نمیتوان از ان دور همی شیرین و جذابی که شب گذشته بازیگران این تیاتر برای من فراهم آورند چشم پوشی کنم 

بازی ها خوب و به جا بود 

دوستان علاقمند به تیاتر میتوانند با پرداخت بهای ناچیزی از هنرمندان دوست داشتنی این اثر حمایت بفرمایند 

با ارزوی موفقیت 

نمره ارزشیابی از ده :۶

منتقد و تحلیلگر:مهیار محمد ملکی

#مهیارمحمدملکی


مقاله های مهیار محمد ملکی