ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم انگل, Parasite, عامل شرارت چه کسی است ؟

علیرضا مظاهری
۱۸ روز پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

انگل یک کمدی تاریک است ! نه، یک درام وسوسه کننده است که دل بیننده را اسیر خود میسازد ! یا که هیچکدام ، یک فیلم لایه ای و با ساختاری شکننده است که انحاء جامعه را در هر طبقه ای به چالش میکشد !

  

نقد فیلم انگل 

عامل شرارت چه کسی است ؟

انگل یک کمدی تاریک است ! نه، یک درام وسوسه کننده است که دل بیننده را اسیر خود میسازد ! یا که هیچکدام ، یک فیلم لایه ای و با ساختاری شکننده است که انحاء جامعه را در هر طبقه ای به چالش میکشد ! این ها همه عناوینی است که به دست رنج 11 میلیون دلاری "بونگ جون هو" نسبت میدهند و هر روز با تمجید های بیشتری مواجه میشود ، اول از نخل طلا که همه را شوکه کرد و حالا با نظرات مثبت و بعضا اغراق آمیزی که غیرقابل انکار است . بونگ جو هو کیست ؟ یک تازه کار کره ایست که برای خود اسمی دست و پا کرده یا یک تکنسین متفکر است که برای هریک از قدم های خود برنامه ای دارد؟ جواب این سوال با نگاه به سابقه درخشان و دست توانای او در ساخت آثار تحسین برانگیز پیشینش روشن میشود . فقط کافیست یکبار "اسنوپرایسر" را دیده باشید تا به عمق معنای کار او پی ببرید . ساختار لایه ایه فیلم از سه طبقه تشکیل شده که با کمال میل به توضیح آن میپردازم . ساختار سطحی : بیس کار هر اثر هنری بخصوص در سینما، جنبه های دراماتیک و پرجذبه ای است که گروه اول مخاطبین را در خود جای میدهد . این هویت سینماست و امری است اجتناب ناپذیر ؛ ما در این فیلم شاهد دست و پا زدن یک خانواده ی بی بضاعت برای بقائیم . خانواده ای که چونان انگل به قشر بالاسر خود میچسبد و تا آخرین قطره خونش را نمکد او را رها نمیسازد . انگیزه بقا محرکی است که باعث هرنوع دلیل تراشی برای انجام اعمال شوم و بعضا گناه آلود میشود مثل دزدی که گناه خود را گردن قشر مرفه میندازد یا فرد معتادی که به اطرافیانش آسیب میرساند اما با این حال خود را صاحب حق میداند ، سوال اصلی اینجاست: هدف از نمایش این قاب خاص چیست ؟ ؛ لایه دوم ما را به سطحی فراتر میبرد . اینجا خبر از یک داستان خطی ساده و همه پسند نیست . مساله اختلاف طبقاتی است و به چالش کشیدن صاحبان قدرت . برای چه ؟ برای مظالمی که در حق بینوایان روا داشتند ؟ خیر! قشر بالادست متهمند چون نفس میکشند! آنها باعث همه این اختلافات و کشمکش و گرسنگی و بیچاره گی اند و هر لحظه حیاتشان به ضرر جامعه انسانی است . شاید در ظاهر در پوسته ای لطیف و آراسته به حیات فردی خود مشغولند اما این قشر ضعیف است که برای انگیزه بقا دست به قتل هم نوع خود میزند و زندگی خود را برای لحظه ای احساس آرامش به خطر میندازد.

لایه سوم نقطه اشتراک تمام فیلم های بونگ جون هو است . لایه ای بسیار عمیق و به چالش کشنده که کارگردان را به این وامیدارد تا شما را 132 دقیقه پای فیلمش بنشاند به امید اینکه ذره ای در سبک نگرش و تفکر شما تغییری حاصل گردد . پیامی که بونگ جون هو در طول فیلم و به بهانه یک داستان سرگرم کننده قصد دارد به ما القا کند چندان قابل دسترس نیست، همچنان که در "برف شکن" تا همراهی شخصیت اصلی فیلم به واگن نهایی و رد و بدل شدن آن مکالمات مقصود اصلی کارگردان مشخص نبود . اما انگل یک نمونه بسیار هوشمندانه تر از تمام آثار اوست . انگل نه شروعی دارد نه پایانی ، نه هدف مشخصی را دنبال میکند و نه کلماتی را به تو القا میکند . فیلم تو را درون جریانی راه میدهد که تصمیمش با مخاطب نیست مثل رودخانه ای که هرچیزی سر راهش باشد با خود میشود و میبرد . انگل مجموعه ای از رفتار هاست و مجموعه ای از تصمیمات افراد است که بگوید دست بالاسری در این دنیا وجود ندارد ! ، دنیا همین است که هست، با مشکلاتش بساز به امید آینده ای تاریک و مبهم . از نظر منِ مخاطب، تمام افق دید کارگردان در این دیالوگ حیاتی بین پدر و پسر در آن شب تاریک بعد از یک سیل طاقت فرسا خلاصه میشود :

- بابا ! نقشه ت چی بود ؟ 

- میدونی چه نقشه ای هیچوقت شکست نمیخوره ؟ هیچ نقشه ای . میدونی چرا ؟ اگه نقشه ای بکشی زندگی هیچوت وفق مرادت پیش نمیره ، وقتی نقشه ای نباشه هیچی اشتباه پیش نمیره و اگه چیزی از کنترل خارج شه مهم نیست چه بخوای کسی رو بکشی یا به کشورت خیانت کنی .. 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است