نقد فیلم دشت خاموش, The Wasteland, «دشت خاموش» گرفتار در نما‌های طولانی محتوازده

یک ماه پیش

۴ مهر ۱۴۰۰

در این میان مفهوم برای فیلمساز همان رسیدن به هیچ است که از نهیلیسم می‌آید

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

«دشت خاموش» به شرایط دشوار کاری و روابط انسانی پیچیده چند خانواده می پردازد که در یک محیط کارگری زندگی می کنند...

 

«دشت خاموش» ساخته احمد بهرامی که این روز‌ها در سینمای هنروتجربه اکران شده در جشنواره‌های مختلف مثل ونیز نگاه‌ها را به خود جلب کرده است. دشت خاموش فقط می‌تواند یک اثر جشنواره‌ای باشد؛ جشنواره‌هایی که چشم امیدشان به آثاری است که ذلت و درماندگی یک کشور را نشان بدهند؛ اثری که با پُز شبه‌روشنفکری می‌خواهد مثلاً حال و احوال انسانی را روایت کند، اما این روایت آنقدر کش و قوس دارد که دچار محتوازدگی می‌شود و هر آنچه در چیدمان فرم تلقی می‌شود در حد ادا و اطوار اجرایی یا تکنیکی (!) متوقف می‌ماند.

فیلمساز آنقدر تحت تأثیر آثار شهید ثالث و فیلم‌های اینچنینی بوده که فقط توانسته سکانس پلان طولانی بگیرد، دوربینش را آرام حرکت دهد، ریتمش را کند و تصویر را سیاه و سفید کند تا بدبختی آدم‌های فیلم گیراتر شود، تکرار یک موقعیت و ایستادگی زمان و روایت زندگی آدم‌های کوره‌پزخانه نه تنها نمی‌تواند ایجاد فرم کند بلکه باعث پرت شدن مخاطب به بیرون از فیلم می‌شود. اگر فیلمساز تا این حد تشنه خودنمایی نبود، قطعاً دشت خاموش می‌توانست یک فیلم کوتاه باشد چراکه فیلم در دقیقه ۴۰ تمام می‌شود و دیگر تا سکانس آخر چیزی برای گفتن ندارد. قطعاً فیلم هنری ساختن اولویت فیلمساز بوده، اما نمی‌شود تمهیدات ناکارآمد را با متنی که وجود ندارد، منطبق کرد.
دشت خاموش متن کوتاهی دارد. یک مدیر آجرپزی به دلیل مشکلات مالی قصد دارد کارگاهش را تعطیل کند، حالا فیلمساز با عقاید ضدانسانی و ضدکارگری قصد داشته یک فیلم هنری! بسازد، اما این فیلم هنری که فقط نمای طولانی مفهوم‌زده دارد، چگونه می‌تواند بسترساز مناسبی برای یک اثر دغدغه‌مند انسانی باشد؟ به طوری که کارگردان سمت آقاخان ایستاده و می‌خواهد شاهد لجن‌مال شدن انسان‌هایی باشد که کارگر آن کوره‌پز خانه‌اند، در این میان مفهوم برای فیلمساز همان رسیدن به هیچ است که از نهیلیسم می‌آید.
پوچ‌گرایی مطلق در فیلم موج می‌زند و آن یخ و باد که می‌تواند نماد زندگی باشد در یک ابهام می‌ماند. دشت خاموش در به تصویر کشیدن عشق و خیانت و مذهب دچار محتوازدگی مفرط است و نتوانسته در متن به چنین عناصری پاسخ مشخصی بدهد چراکه اساساً نگاه فیلم جشنواره‌ای بوده و به همین دلیل فیلمساز با هوشمندی تاریخ روایت قصه را هم لو نمی‌دهد. اینکه این قصه برای قبل انقلاب است یا بعد مشخص نمی‌شود. هیچ ابزار تکنولوژیکی حتی تلویزیون یا تلفن هم در فیلم وجود ندارد و یک بدویت محض حاکم بر جهان فیلم است و این همان میل فیلمساز به عقب‌ماندگی جامعه را نشان می‌دهد.
جامعه کدر، سیاه و مأیوس‌کننده که آخرش اجبار به خودکشی است. این نگاه ترسناک کارگردان به جامعه نمی‌تواند برای یک برهه خاص باشد و او با اجرای تکراری در سخنرانی آقاخان نشان داده است این اتفاق‌ها می‌تواند در سال‌های مختلف رخ بدهد و همه آدم‌ها مانند کارگران آن کوره‌پزخانه با کشیدن ملحفه به روی خود، خود را تمثیل‌وار دفن می‌کنند و در آخر لطف‌الله با مواجه شدن با بی‌کسی مطلق خودش را با آجر‌ها زنده به گور می‌کند.
دشت خاموش ادعای مدرن بودن در روایت و اجرا دارد، بنابراین شخصیت‌پردازی کلاسیک وجود ندارد، یعنی نحوه و چرایی عشق ابراهیم به گوهر و همینطور نحوه عاشق شدن لطف‌الله به سرور نشان داده نمی‌شود یا اینکه چطور ابراهیم و گوهر فرار می‌کنند یا اینکه لطف‌الله چطور از صیغه بودن سرور با آقاخان خبر داشته است و دوباره به او عشق می‌ورزیده؟! فیلم دچار زیاده‌گویی در اجراست و این هم ربطی به فرم یا تکنیک ندارد چراکه انتخاب چنین موضوعی با چنین شکل و شمایل اجرایی فقط می‌تواند جایزه‌های فیلم را زیاد و اعتبار زیست و طرز زندگی ایرانیان را زیر سؤال ببرد.


نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پوست (skin)
اگر فیلم کوتاه حیوان را دیده باشید فیلم از همان مولفه ها و همان نمادها را دارد. نماد های بومی گرایی فیلم مانند شیر در فیلم می بینیم. بیان تعلیق و کشمکش های عمیق از خصوصیات خوب این فیلم است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده