ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم نجات سرباز رایان, Saving Private Ryan, به کارگردانی استیون اسپیلبرگ(1998)

نیما افراسیابی
۲۰ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

   "نجات سرباز رایان"(1998)فیلمی در ژانر درام جنگی ساخته استیون اسپیلبرگ کارگردان نامدار آمریکایی است. داستان فیلم در گرماگرم جنگ جهانی دوم رخ میدهد. جوخه ای از نظامیان آمریکایی با فرماندهی سروان میلر مامور میشوند تا سرباز رایان را در پشت خطوط دشمن پیدا کنند و به خانه بازگردانند. رایان که چترباز یگان هوابرد است در یک هفته سه برادر خود را در جنگ از دست داده و با دستور فرمانده کل ارتش از ادامه خدمت معاف میشود تا به مادرش در آمریکا ملحق شود....

  

"نجات سرباز رایان"(1998)فیلمی در ژانر درام جنگی ساخته استیون اسپیلبرگ کارگردان نامدار آمریکایی است. داستان فیلم در گرماگرم جنگ جهانی دوم رخ میدهد. جوخه ای از نظامیان آمریکایی با فرماندهی سروان میلر مامور میشوند تا سرباز رایان را در پشت خطوط دشمن پیدا کنند و به خانه بازگردانند. رایان که چترباز یگان هوابرد است در یک هفته سه برادر خود را در جنگ از دست داده و با دستور فرمانده کل ارتش از ادامه خدمت معاف میشود تا به مادرش در آمریکا بپیوندد. (مطالعه این نقد پیش از تماشای فیلم توصیه نمیشود.)

در آغاز وقایع روز دی(D-Day) به تصویر میشود: در ششم جون 1944 بزرگترین عملیات آبی خاکی تاریخ انجام شد که به "نبرد نرماندی" مشهور است.در این روز قوای متفقین در سواحل فرانسه پیاده شدند تا جبهه جدیدی در برابر آلمان بگشایند.این نیروها بلافاصله در برابر "دیوار آتلانتیک"قرار گرفتند.دیوار آتلانتیک به مجموعه ای از سنگرها و استحکامات نظامی گفته میشود که به فرمان هیتلر و توسط مارشال رومل در سواحل غربی اروپا ایجاد شده بود تا درحالیکه قوای اصلی آلمان در جبهه شرق مشغول نبرد با روسیه هستند مانع از نفوذ متفقین در غرب شود. مدافعین آلمانی تحت تاثیر عملیات های ایذایی و ضدجاسوسی متفقین تصور میکردند که آمریکائیها ساحل پادوکاله را برای حمله در نظر میگیرند و عمده قوای خود را آنجا متمرکز کرده بودند. شرایط آب و هوایی نیز به گونه ای بود که تصور نمیشد متفقین چنین روزی را برای حمله برگزینند. در این روز مارشال رومل برای ملاقات خانواده اش به مرخصی رفته بود و در آن ساعت هیتلر که شخصا فرماندهی نیروهای ذخیره را بر عهده داشت خوابیده بود و کسی از اطرافیانش جرات بیدار کردن او را پیدا نکرد! به این ترتیب حدود یکصد و پنجاه و شش هزار نفر از قوای متفقین تحت فرماندهی ژنرال آیزنهاور وارد سواحل نرماندی میشوند، عملیاتی که تنها در روز اول حدود سه هزار آمریکایی را به کام مرگ میفرستد.

کارگردان با تصویرسازی ماهرانه و استفاده از تکنیک دوربین لرزان دستی وقایع میدان نبرد را به مخاطب نشان میدهد: درحالیکه شناورهای متفقین به ساحل نزدیک میشوند مدافعین آلمانی از درون سنگرهای بتونی به آنها شلیک میکنند و سربازانی که امید به زندگی در آنها به چند دقیقه کاهش پیدا کرده است به دعا متوسل میشوند. در ادامه و پس از استقرار در ساحل سروان میلر(تام هنکس) به ماموریتی نامتعارف اعزام میشود که طی آن قرار است سرباز جیمز رایان(مت دمون) را از جبهه جنگ بیرون کشیده و به نزد مادرش در آمریکا باز گرداند.

به گمان سرباز ریبن عضو گروه انجام چنین ماموریتی کاملا بیهوده است، چراکه همه سربازان مادر دارند و  اظهار میکند:"کدام منطق میگوید که هشت نفر باید جان خود را به خاطر یکنفر به خطر بیندازند؟!" درمقابل میلر در انجام این ماموریت مصمم است و آنرا بخشی از هدف اصلی خود میداند که همانا پیروزی در جنگ است، اما او نیز دچار شک و تردید شده و امیدوار است که رایان ارزش چنین تلاشی را داشته باشد! میلر در مسیر خود خلبانی را ملاقات میکند که پس از سقوط بیست و دو نفر از سرنشینان هواپیمایش کشته شده اند تنها به این دلیل که برای حفاظت از جان یک ژنرال به بدنه هواپیما ورق های فولادی جوش داده اند! به زعم فیلم جنگ منطق خاص خود را دارد که با هیچ معیار دیگری قابل ارزیابی نیست!

سرجوخه آپهام( جرمی دیویس ) نظامی اخلاق مداری است که به دلیل نقشه خوانی و تسلطش بر زبان های فرانسوی و آلمانی توسط میلر به گروه میپیوندد. آپهام مشغول نگارش کتابی در خصوص پیوندهای برادری در جنگ است و از منظری اخلاق گرایانه به مقوله جنگ مینگرد. او با اسیر آلمانی دستگیر شده توسط جوخه طرح دوستی میریزد و مانع اعدامش میشود اما اسیر آلمانی از موقعیت استفاده کرده و میگریزد. در ادامه آپهایم این سرباز آلمانی را در صفوف دشمن میبیند که همرزمانش را بیرحمانه میکشد. پس از فراز و نشیب های فراوان دوباره همان شخص را به اسارت میگیرد اما اینبار در کشتنش درنگ نمیکند و به این ترتیب نشان میدهد که به درک جدیدی از جنگ و  نظام اخلاقی حاکم بر آن رسیده است.

میلر شخصیت مرموزی دارد و به همین دلیل اعضای گروه بر سر گذشته او با یکدیگر شرطبندی کرده اند. در نهایت کنجکاوی ها به پایان میرسد و میلر برای توجیه نیروهای خود میگوید که در آمریکا معلم انشاء و مربی بیس بال بوده است. میلر از جنگ اظهار بیزاری میکند و اذعان میکند که با کشتن هر یکنفر از خانه دورتر میشود. در جریان فیلم دست سروان میلر میلرزد تا نشان دهد که شخصیت او با جنگ و آدم کشی همخوانی ندارد. به نظر میرسد حتی گروهبان هورواث ( تام سایزمور )که ظاهرا برای جنگ ساخته شده است و خاک کشورهایی که در آن جنگیده را با خود به یادگار میبرد در ذات خود با مقوله جنگ بیگانه است!! فیلم نشان میدهد که چگونه انسانها ناخواسته در موقعیت هایی  قرار میگیرند تا مرتکب اعمالی شوند که با فطرت و سرشت آنها همخوانی ندارد.

سرانجام پس از جستجوهای فراوان میلر موفق میشود تا رایان را در جبهه پیدا کند. رایان سربازی شجاع است که تمایلی به ترک همرزمانش ندارد. بدین ترتیب اعضای جوخه تحت تاثیر رایان قرار میگیرند و به او در محافظت از پلی استراتژیک در خط مقدم کمک میکنند. میلر در این راه جان خود را از دست میدهد و در لحظات پایانی عمرش به رایان میگوید که شایسته چنین ماموریتی بوده است!

"نجات سرباز رایان" فیلم خوش ساختی است اما در طول فیلم رویکرد یکجانبه و تبلیغ محور کارگردان بر کل داستان سایه می اندازد. در جاییکه اسیر آلمانی با حقارت به نظامیان آمریکایی التماس میکند و به هیتلر بد و بیراه میگوید نشان داده میشود که از نگاه کارگردان سربازان دشمن اشخاصی پست و فرومایه هستند. مخاطب با ملاحظه این تصاویر از خود میپرسد که اگر  عکس این ماجرا اتفاق می افتاد و نظامیان آلمانی  اسلحه خود را به سمت میلر نشانه میگرفتند او با چه لحنی از چرچیل و روزولت تعریف میکرد؟! در فیلم نشان داده میشود که سربازان آمریکایی با بمب های دست ساز و مضحک ساخت میلر به جنگ تانک های تایگر و پنزر آلمانی میروند که توان رزمی آنها در اروپا زبانزد بوده است!! در پایان و با رسیدن قوای کمکی هواپیماهای آمریکایی در آسمان به گونه ای حماسی به تصویر کشیده میشوند درحالیکه در آن زمان نیروی هوایی آلمان(لوفت وافه)زمین گیر بوده و تهدیدی برای متفقین محسوب نمیشود! در واقعیت آمریکاییها از بهترین امکانات لجستیکی بهره میبردند و تانک های آلمانی حتی سوخت کافی برای حرکت در اختیار نداشته و با حداقل امکانات به نبرد ادامه میدادند!!

در مجموع "نجات سرباز رایان" فیلم موفقی محسوب میشود که جوایز بسیاری ازجمله بهترین کارگردانی آکادمی اسکار را به خود اختصاص داده است. اسپیلبرگ با ساخت این فیلم نشان میدهد که ذائقه تماشاگران را به خوبی میشناسد و توانایی بالایی در جذب مخاطب عام سینما دارد. همین ویژگی او را به پولسازترین کارگردان تاریخ سینما تبدیل کرده است.

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است