ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پل خواب, خرده جنایت های انسانی

مسعود شعبانی
۳ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

از آن دست فیلم هایی که وجودشان در لیست فاجعه بار گیشه این روزهای سینمای ایران(آینه بغل،خالتور،دختر عمو پسرعمو و ....) غنیمتی است.

از آن دست فیلم هایی که وجودشان در لیست فاجعه بار گیشه این روزهای سینمای ایران(آینه بغل،خالتور،دختر عمو پسرعمو و ....) غنیمتی است. فیلم در پرده اول که باید به معرفی شخصیت ها و مشکلاتی که سر راه پروتاگونیست قرار دارد بپردازد، بسیار درست عمل می کند. ما با شهابی روبه رو ایم که دایی ناتنی اش چندصد میلیون از او کلاهبرداری کرده،استیصال و درماندگی تمام وجودش را فراگرفته و به ناچار و شاید به خاطر کمتر فکر کردن به مشکلات خود به سراغ شغل رانندگی آژانس می رود،آنجا مقدمات تمامی مشکلات او با مصرف شیشه شروع می شود،از طرفی دیگر با پدری مواجه ایم که معلم است و به شدت دارای تعاریف انسانی، اما بی پول که تنها داراییش خانه ایست که در آن  سکونت دارند، با نامزد شهاب هم آشنا می شویم که مولفه های دخترهای امروزی را دارد،به شهاب علاقه دارد،اما پدرش مخالف ازدواج او با شهاب است(با وجود اینکه هنوز از مشکلی که شهاب با آن دست و پنجه نرم می کند خبر ندارد).فیلمساز به خوبی توانسته ارتباط منطقی با اجزایی که در بالا ذکر شد برقرار کند و در پرده اول استانداردهای لازم برای یک فیلم خوب و یک فیلمنامه خوب را نمایش دهد،در پرده دوم فیلمساز به سراغ گره های ایجاد شده در فیلم و تقابل شهاب با این گره ها می رود. از ابتدا هم مشخص است که ما قرار نیست با فیلمی کهن الگو روبه رو باشیم و پروتاگونیست(شهاب)، یکی پس دیگری بتواند مشکلات موجود در فیلم را حل کند و در پرده سوم نامزدش را به قصر آرزوهایش ببرد و پدر معلمش هم به وجود او افتخار کند،بالعکس فیلمساز بصورت کاملا درست نشان می دهد که این حجم از مشکلات می تواند باعث بوجود آمدن مشکلات دیگر و شاید فاجعه گردد،ما در پرده دوم شهاب را در سراشیبی سقوط می بینیم، ابتدا با مصرف شیشه شروع می شود و سپس کشتن زن مسافر و دوست زن مسافر،همه روابط پرده دوم هم توجیه پذیر است و هم به درام فیلم خللی وارد نکرده است. تا اینجای فیلم که حدوداً 75% فیلم را شامل می شود، فیلم زبان سینمایی خود را حفظ کرده و درست در جهت سینمای ضد پیرنگ پیش می رود. اما مشکل درست از جایی شروع می شود که به پرده سوم می رسیم،منطق روایی فیلم و ریتم کنش و واکنش های شهاب تا اینجای فیلم می گوید که ما باید منتظر یک سقوط باعظمت(با اعظمت به معنای سیاهی بیش از حد و پر رنگ و لعاب) باشیم، اما متاسفانه با شهابی مواجه می شویم که منفعل می شود، در لاک خود فرو می رود و با وجود اینکه می داند چه آینده ای در انتظار اوست تقلایی نمی کند،گویی خود را به تقدیر سپرده  و محو گشته. ظاهراً فیلمساز در پرده سوم به سراغ سینمای خرده پیرنگ رفته و قصد بازتعریف مفاهیم سینمایی با چارچوب های ذهنی خود را(البته پایبندی به اقتباس از جنایات و مکافات هم بی تاثیر نبوده ) داشته که نتیجه کار اصلا خوب در نیامده است، به هر حال اگر از پرده سوم فیلم با اغماض عبور کنیم با فیلم خوبی روبه روایم که تمام مولفه های یک سینمای خوب را دارد. موسیقی فیلم هم به شدت روی کار می نشیند و قابل قبول است، از بازی خوب ساعد سهیلی و استاد زنجانپور هم نمی شود عبور کرد، هومن سیدی هم خوب است(البته آقای سیدی در این تیپ به شدت داره تبدیل به کلیشه میشه!!!). به هر حال این فیلم در این روزهای غبارآلود سینمای ایران واقعاً ارزش دیدن داره.

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

پیمان ع
۳ سال پیش
ابتدا عرض کنم که نگارش نقدتون شیوایی لازم رو برای دنبال کردن متن تا آخر داره و یک مسیر خوب رو از ابتدا تا انتها طی کرده است که ازین بابت ممنونم. فیلم از نظر من ( بیننده معمولی سینما و بدون تخصص سینمایی)مشکل اصلی که داشت این بود که چندان من بیننده رو درگیر گره های فیلم نکرد. یعنی تا آخر فیلم چندان ذهنم درگیر این نشده بود که چه فرجامی می خواد پیدا کنه. مشکل دوم فیلم بازی های تصنعی آقای زنجانپور (به ویژه در جایی که میگوید به همه دوستانش تماس گرفته و کسی نم پس نداده است و از بالا رفتن قیمت دلار صحبت میکند) و بازی هومن سیدی است. اما موسیقی وهمچنین دکوپاژ فیلم بنظرم خیلی جذابیت داده بود کار.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: