ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم چیزهایی هست که نمی دانی, چیزهایی هست که نمی خواهد بدانیم

علی علیخانی
۳ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

 شاید تمام فیلم را بتوانم در این جمله خلاصه کنم: راننده تاکسی ایرانی غوطه ور در فضای فیلم های تارکوفسکی! کاراکتر علی برخلاف تراویس به انزجار از جامعه نرسیده است بلکه آگاهانه به غار تنهایی خود پناه برده است.علی منفعل است اما تراویس دست به اصلاح می زند.علی روشنفکرنماست اما تراویس از بطن جامعه آمده و طعم خشونت و طرد شدگی را با پوست و خون و استخوان خود لمس کرده است.علی جامعه را طرد کرده و جامعه تراویس را.به همین خاطر علی و تراویس دو روی یک سکه...

 شاید تمام فیلم را بتوانم در این جمله خلاصه کنم: راننده تاکسی ایرانی غوطه ور در فضای فیلم های تارکوفسکی!

کاراکتر علی برخلاف تراویس به انزجار از جامعه نرسیده است بلکه آگاهانه به غار تنهایی خود پناه برده است.علی منفعل است اما تراویس دست به اصلاح می زند.علی روشنفکرنماست اما تراویس از بطن جامعه آمده و طعم خشونت و طرد شدگی را با پوست و خون و استخوان خود لمس کرده است.علی جامعه را طرد کرده و جامعه تراویس را.به همین خاطر علی و تراویس دو روی یک سکه اند.تراویس در عشق خود بی محابا و بی احتیاط جنبه های شهوانی را دنبال می کند و طرد می شود. علی اما زیاد از حد دچار عشق افلاطونی و در عین حال بی تفاوتی کامویی شده است.تراویس نجات فاحشه جوان را رستگاری خود می داند در حالی که علی در باغ این امیال نیست و سودای نجات چیزی را در سر نمی پروراند(هرچند در گذشته می خواسته دنیا را عوض کند اما بعد تراویسی وجودش به آرامی فروکش کرده و ته نشین شده است).

زلزله ای در کار نیست.نهایت لرزش دنیای علی تکان خوردن شمشاد ها از حرکت یک گربه است اما همین حرکت به ظاهر کوچک دنیای رازآلود علی را از آتش آینه وار ابتدای فیلم به شیر ملایم و سرشار از زندگی و امید انتهای فیلم می رساند.

اما هر دو کاراکتر مرا به یاد نیچه انداخته اند.علی دوره ی غار نشینی و گریز از جمع زرتشت را به خاطرم آورد و تراویس عصیان ابرمرد یاغی است.

بخاطر همین کاراکتر منفعل اما آگاه و هوشیار است که فیلم از ساخته های پر شور و پر هیجان اسکورسیزی به فضای سرد و ایستای آثار تارکوفسکی رجعت می کند.مرزی که سینما مفهوم تماشاگر پسند سرگرم کننده خود را از دست داده و بار معنایی عمیقی پیدا می کند.باری که خواندن یک رمان خوب یک متن فلسفی عمیق و یک شعر ناب به انسان اهل اندیشه می دهد.

مرحوم کیارستمی می گفت حاضرم فیلمی را ببینم که وسط آن چند خمیازه بکشم قدری چرت بزنم ولی وقتی تمام شد تا روزها درگیر آن باشم.درگیر چراها و چگونه ها.حق با با او بود.این گونه فیلم ها بیشتر در وجود آدمی رسوخ میکنند تا فیلمی سراسر هیجان که به محض تمام شدن واقعا تمام می شود. دود می شود و به آسمان می رود و جالب آنکه چند روز بعد حتی خاطره ای نیز از آن نمانده است.

پس بهتر است بپذیریم چیزهایی هست که نمی دانیم تا برای یافتن آن چیزها تلاش کنیم،فکر کنیم،جستجو کنیم و از سینمایی که رسالتش سرگرمی نیست لذت ببریم.


0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

علی گنجی
۵ ماه پیش
مرسی خیلی نقد خوبی بود .
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: