ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد سریال کرگدن, ، پاکتی در مغازه که درون آنرا نام نهاده اند , سریال!!

سامان سامانی
یک ماه پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبع.
امتیاز منتقد به فیلم :

سیر نابودی هنری که میتوانست و میتواند ، بیانگر خلاقیت و ابتکار و ........ باشد ، اما دکانی شده برای آنان که فرسنگها با فیلم و سینما بیگانه اند..

این مقال پس از ارائه اولین قسمت این بدنبال ریال نوشته شده و مبحثی کلی را دنبال کرده با نظری در باره قسمت نخست این بدنبال ریال و نشان دادن ، آنچه به همه چیز شبیه است جز محتوا و سیر منطقی کار فیلمی و در اینجا سریال سازی  ، شاید اگر مدعی کارتون بود ،نامش را میگذاشتیم خنده دار اما با ادعای موضوع اجتماعی و هیجان انگیز آمده ، حال به چه قیمت ؟ خودتان بخوانید .


بی میل همی گشت در بقالی های شهر آنگاه به زبان آمد و گفت از پرت و پلاساز و تکرار گوی بی محتوا ملولمو کار بلدم آرزوست 

اندک زمانیست که زٍ لطف!! عزیزی مفتخر به دیدن شبهه هذیانی شدم که دوباره در ، آدامس و پف فیل فروشیها پیدایش شده ، بیگمان از تکرار مکرراتی از این دست من نیز چون بسیار عزیزان دیگر ،ظاهرآ میسوزیم و میگذرانیم ، اما چه کنیم که در بن بستی دقیق ، پردازش شده از سوی آنانیکه میدانند چه میکنند ، گرفتار تحجری گشته ایم که راه گریز از آن فقط امثال ماژلان و کلمب ، مکتشفینی را میطلبید که لطفی شگرف در حق این بینوا بینندگان کنند و کاربلدی را رو کنند وگرنه دانش تصویر سازی در این خطه دیرزمانیست که در باتلاق باند بازی های محفلی و شب نشینی های آنچنانی و پارتی بازی های اینچنینی ، که ظاهرآ فقط مشمول نابازیگرانه ، توسط جامعه مجازی معرف و معروفه شده نیست ، بلکه شامل ناسازندگانیست که در این بی درو پیکر ، در گٍل فرو مانده که با بی مهری متولیانش که نام سازمان های سینمایی و فیلم و هنر را بر خود نهاده اند هر روز ویران تر میشود  . آشناو روشنا داشته باش ، مجوز بگیر ، همین کافیست در گذشته میگفتند پول عروسی و خونه خودش جور میشه ، امروزه باید بگن پول (فیلم سازی) و( سریال سازی) و نابازیگران و نا..... رو که مبادا از بالای میدون ونک بیان پایینتر هم جور میشه ، این طفلکها هم باید دائم برن خارج کشور خستگی در کنند و دائما بدنبال فرهنگ سازی باشند!! ، بگذریم ، قصۀ، غصه است و کو گوش شنوا همانگونه که قبلا گفتم ( برو بابا دلت خوشه ) پول کجاست ؟ 

دقت کنید در توضیح این «هیچریال» که با نام کرگدن پرده برداری شده،  چه نوشته (کارگردان: کیارش اسدی زاده ، ژانر: اجتماعی، هیجان انگیز!!!!! ، تهیه کننده: صادق یارى و در ادامه ( پنج جوان به واسطه مهارت هایشان وارد چالش کرگدن می شوند و این سرآغاز رفاقت بین آنهاست، غافل از اینکه چالش کرگدن از طرف یک مافیای بزرگ و پر قدرت طراحی شده است و ماجراهای غیر قابل پیش بینی را رقم می زنند ) . 

حال با این هارت و پورت های تبلیغی نگاه کوچکی بندازیم به خود «هیچریال»به بازار آمده با نام گندۀ کرگدن.

مثلا در شروع داستان نشان داده میشود دو (معروفه) بهمراه سه (معروف) در مکانی هستند جهت تهیه یک کلیپ موتور سواری ، جالب اینجاست که موتور سوار که یکی از همان حرفه ای هاست که روی جلد هیچریال آمده ، پس از چند پرش از روی یک تپۀ حد اقل نیم متری !! و کمی تکچرخ زدن که رفقایش نیز با عربده و جیغ و دادو بیداد این حرفه ای را تشویق میکنند ، براحتی و در لحظه ای ایشان غیب میشوند و یکی هم نمیگه کجا رفت ؟ طاهرآ هذیان باید یه جوری شروع شود چند دقیقه ای که موتورسوار مهو میشود در پلانی نشان داده میشود که پیر زنی که با سطل رنگ گریم شده که امروزی جلوه کند و البته مقبول موتورسوار ، نخست به او ابراز علاقه  میکند و سپس پول را به او میدهد (ظاهرآ این موضوع برای «فیلمنامه نویسان» در اوضاع ساخت و ساز از نوع «فیلمی» داره حالت اپیدمیک (همه گیری) پیدا میکنه که سن بالا خاطرخواه سن پایین میشه) و پس از آن جناب حرفه ای با پول یا بی پول سرو کله اش پیدا میشود و رفقایش هم کاری ندارند در این مدت ایشان کجا تشریف داشتند ، فقط میگن ...اومد ، و جیغ و فریاد و پس از پرش مجدد جناب موتوری از روی تپه نیم متری !! بناگاه شاهد صحنه ای هستیم که تنها در دری وری سازی های مخصوصآ جدیده امروز ایران میسر و البته گاهی بنجلهای هندی ، جالب , گاف جناب «سازنده» است که چندین بار  کل محیط و فضای سبز  و محل کلیپ برداری  نمایش داده میشود ، (یواشکی پیش خودمان بماند که بجز چند لحظه نخست که یکی با شانه ای تخم مرغ داره میاد و دیگری که میگه با سرویس هماهنگ کردم و عکس یادگاری از این پنج حرفه ای روی جلد فیلم گرفته میشه ، هرگز در هیچ جای این سکانس شما نه فیلمبردار میبینید نه عکس بردار که حتمآ مرخصی گرفتن بعد کلیپ برن تو خونه با کامپیوتر صحنه را ایجاد کنند که ایکاش کرده بودند و این گونه گندش در نمیامد ، بهر رو ، از صحنه اکشن نمایش دور نشویم )  و بجز ان برآمدگی حدودآ نیم متری که سوی دیگر ساختمان است هیچ بلندی دیگری نمایش داده نمیشود اما ناگاه در میان هلهله رفقای موتورسوار «سازنده» ظاهرآ  بیاد فیلمی میافتد و  البته شاید هم این ابتکار و ذوق سرشار خودش باشد در ارائه هیجان!! بله شاید هم بیاد فیلمی خاص   میافتد یا همان (ئی تی ساخته استیون اسپیلبرگ  ۱۹۸۲  که یکی از شاهکارهای فیلمهای تخیلی جهان نامیده میشود) بله در آن فیلم پسر دوچرخه سوار از روی زمین به هنگام فرار با دوچرخه با قدرت فضایی تخیلی ئی تی دوست داشتنی که متعلق به سیاره ای دیگر است ،  بلند میشود و به پرواز در میاید ، 

در اینجا نیز موتور سوار بناگاه ،لابد با توضیح روی جلد ، سی دی ،  بجای قدرت فضایی اینجا حتمآ با قدرت مافیایی به پرواز در میاید و از این سو ی بنا به آن سو میرود ، اینش حالا مافیایی بود اما تو گویی موتور بر زمین افتاده هواپیمایی ، هلی کوپتری چیزی بوده که آن انفجار مهیب روی میدهد بقول امروزینش در حد لالیگا ( شانس دیگری که آوردیم آژانس بین المللی انرژی اتمی این صحنه را ندیده و یا نبیند وگرنه کار به نمونه برداری میکشد !! ) ، پس از رسیدن دوستان وفادار به صحنه انفجار حتی از یک مانکن چوبی هم استفاده نشده که نشان دهد راکب در حال سوختن است ، از این جالبتر اینکه «سازنده» موتور را با ماشین اشتباه گرفته که کمر بند ایمنی یا ایربگ دارد و گاهی راننده در آتش میسوزد ، طاهرا ایشان دستشان و حواسشان جای دیگه بند بوده و البته (فیلمنامه نویس)  هم همینطور و فراموش کرده اند که اگه یک دوچرخه هم به چیزی برخورد کند راکب آن پرتاب میشود چه برسد به موتوری که با قدرت مافیایی به پرواز در آمده . و بلا فاصله مینوسند ۶ ماه بعد،  بالاغیرتآ دوزار به شعور بیننده احترام بگذارید بعد هم الباقی ماجرا و رسیدن کامنت یا پیام تصویری از شخص ناشناسی راجع به ، موتورسوار حرفه ای، که نشان میدهد ، هنوز زنده است برای خانم احتمالآ در رانندگی حرفه ای و در ادامه که جناب حرفه ای دیگری با مبارزات سهمگینش !! نمایش داده میشود که بقول رفیقش اول دستاش کار میکنه بعد مغزش ،  و خانم حرفه ای ماشبن سوار که برایشان افت 

داره رو دست بخورن بعد هم فرار بانوی معروفه خودمون که فعلا معلوم نیست مهارتشان چیست ، حتما فرار از تیمارستان !! آخرین حرفه ای هم خواننده و کمدین فیلم است که با اجرای ترانه ای رپ از نوع امروزینش و کلمات تکان دهندۀ !! و(مفهمومی!!) و روشنفکرانه اش  ،  بگذریم ، و وقت را با ارزش بداریم . در اینجا هشداری شاید نه خوب به سازندگان نیز بدهم و آن اینکه موضوع ساختتان به باور نگارنده بیشتر بدرد کسانی میخورد که در سن و سالی هستند که کلآ اهل فیلم نیستند و با همه جیغ و فریادهای جدید از نوع نویدی آن که مدتیست مٰد شده ، به گمانم این بار به کاهدون زدید. 

لازم به ذکر است عشق مافیا بازی را هم دست کم نگیریم که در «سریالها» و خیرسرشان «فیلمهای» جدید شدیدآ جا باز کرده . نکته ای هم در مورد بازی ها که حیف دم توپ گذاشتنشان ، حتی در همین اولین قسمت که میباید جلب کننده بیننده باشد . 

در پایان به کسانیکه در این چرخه باند بازی پول چاپ میکنند از هر نوع درگیرش ، در «پروژه»شان ، کلامی از زنده یاد علی معلم  را بیاد میاورم که گفت از هر کجا پول آوردی ساختی بماند لااقل کاری بساز بگن خدا پدر مادرتو بیامورزه . 

سامان سامانی

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است