ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
افشین علیار
۲ سال پیش - ۷ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

سایۀ سیاه "هُمای سعادت" برسرهنروتجربه

یادداشتی دربارۀ سینمای هنروتجربه

  

اخیرا رییس شورای صنفی نمایش خانه سینما، گروه هنروتجربه را به یک محفل تشبیه کرده که جای تامل بیش از حد دارد، باید از همایون اسعدیان پرسید که معنی محفل چیست؟ اساسا این فیلمساز دلواپس آنقدر درگیر مسائل اداری و ساخت فیلم های سفارشی شده که مطمئنا فیلم های این گروه را ندیده است چرا که هر کسی با هر میزان سلیقه یی می تواند تشخص بدهد که گروه هنروتجربه به یک جریان اصلی در سینما تبدیل شده و حتی مخاطب عام سینما هم فیلم های این گروه را با رضایت کامل در سینماها تماشا می کند، متولیان این گروه هیچ گاه با رانت و اولویت فیلمی را اکران نکردند به طور مثال در این گروه هیچ گاه فیلمی اکران نشده که فیلمساز یا تهیه کننده اش از مدیران این گروه باشند، اما در بهترین فصل اکران عمومی یعنی عید نوروز فیلمی را بر پرده سینما می بینیم که رییس شورای صنفی نمایش  خانه سینما آن را ساخته که فضای سرد و بی روح و سریال گونه اش هیچ سنخیتی با اکران نوروزی ندارد یا از سوی دیگر در میان این همه فیلم های توقیف شده رییس شورای صنفی با همکارانش تصمیم می گیرد فیلمی را اکران کنند که مبتذل است و فیلمسازش در خارج از  کشور سریال های مبتذل تر می سازد، اساسا واژۀ محفل کاربردی در گروه هنروتجربه ندارد و از آن جایی که واضح و مشخص است این واژه در اکران های عمومی و تصمیم گیری هایی که بر اساس اولویت صورت می گیرد کاربرد بیشتری دارد، اینکه بعضی از فیلم ها مثل لانتوری یا فروشنده یا ایستاده در غبار در سالن های گروه هنروتجربه به نمایش درآمدند به معنی بیشتر شدن گیشه و سرمایۀ این گروه نیست بلکه دست اندرکاران این گروه برای بیشتر دیده شدن این فیلم ها بعد از اکران عمومی صلاح دیدند که این فیلم ها در سالن های این گروه نمایش داده شوند که مخاطبان بیشتری این فیلم ها را تماشا کنند، با شکل گیری این گروه فیلم هایی اکران شدند که اگر قرار بود آزاد اکران شوند با میزان سطح سلیقۀ شورای صنفی نمایش، ممکن بود این فیلم ها هیچگاه رنگ پردۀ سینما را نمی دیدند، اساسا فیلم هایی که در این گروه اکران شده اند نه هجو و نه کمدی تجاری مستهجن هستند، فیلم هایی با مختصات ساختاری مسحتکمی مثل مُفت آباد، مات، پرویز، ماهی و گربه، پرسه درحوالی من یا مستندهایی مثل قهرمان آخر یا 76 دقیقه و 15 ثانیه با کیارستمی و فیلم های کوتاه فیلمسازان جوان و خیلی از فیلم های دیگر که منتظر اکران بودند در این گروه به نمایش درآمدند انتخاب و نمایش بیش از صد و ده فیلم در سی ماه کار آسانی نیست، بی انصافی محسوب می شود که بگوییم کلیت این گروه یک محفل است، اگر دلسوز هنر و سینما هستیم به جای چوب لای چرخ انداختن و به کاربردن اصطلاحات غلط بهتر است سکوت کنیم یا می شود در حین سکوت کردن چشم ها را بست که موفقیت و رشد روزافزون گروه هنروتجربه را ندید. رییس دلواپس، اگر نگران سینما هستید که این گونه به نظر نمی رسد اما بهتر است به جای تکیه پرانی کاری برای فیلم های توقیف شده بکنید. که وقتی زمانِ مدیریتی شما به سرانجام رسید لااقل کار مفیدی برای این سینما  انجام داده باشید کاری مثل پایان دادن به دخالت ها و تحریم هایی که از سوی حوزه هنری برای برخی از فیلم ها صورت می گیرد.
کسی فکر نمی کرد گروه سینمای هنر و تجربه دوام پیدا کند اما این گروه به یک جریان روشنفکرانه یا خاص رسیده ، روشنفکرانه نه به آن معنای پیچیدگی بلکه ساختاری اصولی و فرمیک در غالب سینمای هنری، جریانی تاثیرگذار در موازات جریان اصلی سینما؛ این محبوبیت یا ماندگاری در بدترین شرایط ممکن بدست آمده یعنی با تعداد اندک سینماها و سانس هایی که اغلب بصورت تک سانس فیلم را نمایش می دهند، البته این گروه منتقدان سختگیری هم دارد که فکر می کنند این تشکیلات دولتی ست و بودجۀ آن از دولت تهیه می شود اما نگارنده به این مسائل مالی یا ضرب و تقسیم هیچ کاری ندارد زیرا که هدف این یادداشت صرفا حمایت از یک قشر خاص که این گروه را راه اندازی کردند نیست، چرا که اساسا ما با اکران فیلم هایی در این گروه مواجه هستیم که قابلیت اکران در گروه های آزاد را دارند، اما در این میان مشخص نیست چرا بعضی از آدم های سینمایی با این گروه مخالف اند مگر می شود کسی عضو این سینما در هر پست و مقامی باشد آن وقت از اکران فیلم و بدست آوری مخاطب دل نگران باشد؟ این دل نگرانی های تقلبی از سوی آدم هایی ست که اساسا با مسئله های دیگر یا با آدم های این گروه مشکل دارند، این مشکلات باز هم از آن مسائل بغرنجی است که نگارنده به آن ورود نمی کند چرا که دعوا و بحث و جدل همیشه بوده و هست، مهم تر از این مسائل اکران فیلم ها در این گروه است که باعث شده نگرش و سلیقه ی مخاطب هم افزایش یابد، اگر فکر می کنید نمایش فیلم ها در این گروه برای آدم های خاص است سخت در اشتباه هستید، فیلم هایی که در بخش هنر و تجربه به نمایش در می آیند از بیشتر فیلم هایی که به صورت آزاد اکران می شوند ارجحیت بیشتری دارند، فیلم هایی که در این گروه به نمایش درآمدند گاها موجب شگفتی تماشاگران شده است در این برهۀ زمانی که فیلم های سخیف با رقص و آواز پرفروش ترین فیلم سال می شوند یا فیلم هایی که با هزینۀ گزاف که مشخص نیست از کدام ارگان یا نهاد بودجۀ این فیلم ها تهیه می شود و به خورد مخاطب داده می شود، دیدن فیلم های گروه هنروتجربه به ما یادآوری می کند که هنوز سینما به معنای درست و استاندارد در این کشور موجودیت دارد، گروه هنروتجربه نه تنها مهجور نمانده است بلکه توانسته درآمدزا هم باشد این گروه هزینۀ ساخت فیلم را به فیلمساز نمی دهد بلکه هنروتجربه تنها محلی است برای فیلم هایی که مهجورمانده اند فیلم اولی هایی که گاها مشکل اکران عمومی دارند یا پروانه ساخت ویدئویی دارند یا نمی توانند پروانه نمایش در گروه آزاد کسب کنند این فیلم ها که تعداشان کم هم نیست به عنوان متقاضی فیلم هایشان را به این گروه تحویل می دهند؛ اما در این میان پیش می آید که فیلمی از نظر ساختار سینمایی با مشکل روبرو باشد تا در این گروه اکران نشود همان طور که گفته شد متقاضی در این گروه روبه افزایش است اما این گروه هئیت انتخاب و اساس و چارچوبی دارد که بر اساس قواعد های خاص فیلم هارا انتخاب می کنند اگر مخاطب همیشگی این گروه باشید متوجه خواهید شد که کلیۀ فیلم های هنر و تجربه با یک دستاورد و قواعد خاص در این گروه به نمایش در می آیند از سوی دیگر با دیدن این فیلم ها درک خواهیم کرد که فیلمسازان جوان با تسلط کافی و بهره گیری شان از مضمون و فرم به چه جایگاه ارزشمندی رسیدند ، سینمای هنروتجربه بستر مناسبی است برای این گونه از فیلم هاست ، فیلم هایی که می کوشند تا درک و نگرش مخاطب را گسترش دهند در این میان با دیدن این گونه از فیلم ها که اساسا فیلمساز های آنان جوان و تازه نفس هستند سلیقۀ بیننده هم تغییر می دهند مثلا اگر گروه هنر و تجربه وجود نداشت کسی مجید برزگر، شهرام مکری،پژمان تیمورتاش، سروش محمدزاده، یلدا جبلی، وحیدوکیلی فر،فائزه عزیزخانی، هادی محقق یا خیلی از کسانی که فیلم هایشان در این گروه اکران شده را نمی شناخت، از طرفی دیگر فیلم هایی مثل ماهی و گربه ، پرویز ، چهارشنبه یا داره صبح میشه ، ممیرو، مُفت آباد یا مات را نمی دید؛ آیا ندیدن این گونه فیلم ها باعث نمی شود تا مخاطب از سینما انتظار بیشتری نداشته باشد؟ آیا مخاطب عام سینما نباید فرم و روایت درستی را از سینمای ایران ببیند؟ به طور مثال فیلمی مثل ماهی و گربه با آن مختصات ساختاری اگر در گروه هنر و تجربه به نمایش در نمی آمد آیا پخش کننده یی راضی به پخش این فیلم در گروه عمومی می شد ؟ با اکران شدن این گونه فیلم ها در این گروه مستقل، فیلمساز هم به حدیث نفس باطنی و هم به درآمدزایی برای خود و سینما رسیده است؛ جدا از مسئلۀ مالی و آن حدیث نفس فیلمساز زمانی که بیننده با همچین فیلم هایی مواجه می شود درک می کند که سینمای ایران تنها همان جریان اصلی نیست که به سبب هزینۀ اضافی همراه با سوپراستار فارغ از قواعد سینمایی ساخته می شود بلکه هوشمندی فیلمسازان جوان گاه باعث حیرت می شود، اکران این فیلم ها هر چند در فضای محدود با سینماهای اندک اما تاثیر گذار است، این تاثیر گذاری نه تنها برای یک قشر خاص بلکه در حال حاضر بعد از سه سال مخاطب این گروه را به رسمیت می شناسد، هنروتجربه فقط مختص جوانان یا فیلم اولی ها نیست بلکه در این گروه فیلم هایی از فیلمسازانی مثل عباس کیارستمی، رخشان بنی اعتماد، محمد علی سجادی، فرزاد موتمن ،ناصر تقوایی، کمال تبریزی، ابوالفضل جلیلی هم به نمایش در آمده است فیلم هایی که جایی برای اکران عمومی نداشتند در این گروه به نمایش درآمدند هر روز نام فیلم های توقیف شده را می شنویم که قرار است بعد از چند سال توقیف بودن در گروه هنروتجربه اکران شوند، فیلمسازان مستند یا فیلمسازان کوتاه هم از این فرصت استفاده کردند تا در این گروه دستاورد های خودشان را به عرصه ی نمایش بگذارند چرا که این گروه با این مختصات تشکیلاتی بستری را فراهم کرده است که دارای قاعده و قواعد فراموش شده ای است که بعضی از دلواپسان نگران آن هستند، این دلواپسانِ همیشه نگران، فکر می کنند گروه هنروتجربه با رانت و هزینه های دولتی دوام آورده است آیا از بطن این گروه خبردار هستند؟ در این سینمای آشفته تا چه زمانی باید فیلم های آشفته تر و سفارشی دید؟ آیا گروه هنروتجربه نگاهِ مخاطب را صیغل نمی دهد؟ فیلم هایی که تا کنون در این گروه به نمایش درآمدند پدیدآور سوژهای بکر و هوشمندانه یی بوده اند که پیش از این نمونه اش را در هیچ فیلم دیگر ندیده ایم، خلل و نقدهای غیر اصولی به سازماندهی این گروه و چرخۀ هنری سینمای ایران آسیب می زند چرا که باید به همین فیلمسازان جوان امید داشت تا جریان سینمای اصلی کشورمان شکل بگیرد. 

هدف این گروه در موازات جریان اصلی سینمای ایران ارائه ی فیلم هایی است که اگر این گروه نبود هیچگاه رنگ پرده سینما را به خود نمی دیدند از سوی دیگر این گروه باعثِ دلگرمی فیلمسازی است که فکر می کرد مجالی برای اکران فیلمش نمی شود حالا می بینیم نه تنها فیلم های این فیلمسازان تازه نفس و خوش ذوق در قاب سینما جای گرفته اند بلکه پخش آن ها در شبکۀ خانگی باعث آشنایی بیشتر مخاطب ها با این فیلمسازان یا گروه هنروتجربه شده است، مطمئنا اعضای گروه هنروتجربه برای پیشبرد صحیح، راهکارها و اهداف بلند مدت را مدنظر دارند اما بیشتر شدن سالن های نمایش و اختصاص دادن سانس های کامل باعث می شود مخاطبان عام سینما بیش از این با فیلم های گروه هنروتجربه همراه باشند به شرطی که دلواپسان بگذارند تا این گروه با همین روند به کار خودش ادامه بدهد مطمئنا در چند سال دیگر تاثیر این گروه را به درستی درک خواهیم کرد.