ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم رضا, Reza, داستان تلاش یک معمار شوخ طبع از اصفهان برای کنار آمدن با جدایی اش در اولین فیلم علیرضا معتمدی

دبورا یانگ
یک سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه

یکی از نشانه های نوگرایی در سینمای ایران ، ابتکار وسواس گونه ی فیلم هایی مانند " رضا " است. " رضا " یک برداشت آرام از یک ازدواج و عاشقانه ی مدرن با گوشه و کنایه های تند به سبک کمدی های وودی آلن است. با اینکه فیلم شروع آرامی دارد و عجله ای برای روایت داستان فیلم وجود ندارد ، اما داستان مانند حکایت یک زندگی واقعی جذاب و درگیرکننده است.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

یکی از نشانه های نوگرایی در سینمای ایران ، ابتکار وسواس گونه ی فیلم هایی مانند " رضا " است. " رضا " یک برداشت آرام از یک ازدواج و عاشقانه ی مدرن با گوشه و کنایه های تند به سبک کمدی های وودی آلن است. داستان فیلم حول قهرمان شوخ طبع و خشن فیلم ، رضا ( بازیگر آن ، نویسنده و کارگردان فیلم علیرضا معتمدی است ) که نمونه ای از یک انسان منفعل و بی انگیزه است و زنی که بدون اینکه رضا تاثیری داشته باشد مرتبا وارد زندگی او می شود یا از زندگی او بیرون می رود ، شکل گرفته است. با اینکه فیلم شروع آرامی دارد و عجله ای برای روایت داستان فیلم وجود ندارد ، اما داستان مانند حکایت یک زندگی واقعی جذاب و درگیرکننده است.

رضا با هیکلی مانند بازیکنان راگبی ، موهای بلوند و ریش قرمز اش ، انگار از تبار وایکینگ هاست. با اینکه چاق است اما مانند اهالی اسکاندیناوی خوش چهره است. او ادعا می کند که از آخرین اعضای قبیله ای است که قرن ها پیش به شهر مقدس اصفهان مهاجرت کرده اند. او را می بینیم که در آپارتمان دلباز و نورگیرش که با میراث ابا و اجدادی اش پر شده می خوابد. او وقتی از خواب بیدار می شود ، لباسش عوض می کند و دوباره به تخت باز می گردد.

متوجه می شویم که این رفتار برای طفره رفتن و به تاخیر انداختن رویارویی با یک بحران احساسی در زندگی اوست. همسرش فاطی (سحر دولتشاهی) بدنبال طلاق گرفتن از اوست. برخلاف بسیاری از جدایی های ناراحت کننده در درام های ایرانی مانند جدایی نادر از سیمین ، جدایی آنها شبیه به جداشدن دوستانه ی دو دوست خوب است. فاطی دارای یک شخصیت خودخواه و شوخ طبع است که از این نظر بسیار شبیه خود رضا است. آنها برای طلاق خود پیش یک قاضی می روند و در تلاشند تا نشان دهند که تفاوت های غیرقابل انکاری با یکدیگر دارند. در انتها فاطی فقط باید ثابت کند که باردار نیست تا حکم طلاق جاری شود.

پس از 9 سال زندگی مشترک رضا بشدت احساس تنهایی می کند و مسیر خود را گم کرده است. بذر تردید توسط قاضی در فکر رضا کاشته می شود که به آنها اعلام میکند " طبق قوانین اسلامی ، زوجین سه ماه و ده روز فرصت دارند برای تغییر نظر و ابطال حکم طلاق وقت دارند". فاطی حتی نمی داند چرا می خواهد رضا را ترک کند. او فکر می کند که رضا دیگر برای او جذاب نیست.

رضا یک استودیو معماری بسیار جذاب را مدیریت می کند و کار او بازسازی مکان های باستانی و ساختمان های تاریخی اطراف شهر است ، اما با شرایط پیش آمده تمرکز کردن روی کارش برای او دشوار است.

همچنین او یک نویسنده نیز هست که این یک المان اتوبیوگرافیک را به شخصیت اضافه می کند ( معتمدی یک نویسنده ، شاعر و نمایش نامه نویس است).

رضا شروع به روایت داستان مهاجرت نیاکان خود به اصفهان میکند. سالها پیش ، یک پیرمرد صدساله یک برای زیارت آمده بود ، مریض می شود و همراهانش او را در بیایان رها می کنند تا بمیرد ، اما او سلامتی خود را باز می یابد و دوباره ازدواج کرده و صاحب فرزندان زیادی می شود. این روایت به وضوح به زندگی رضا و امید او برای آینده روشن تر ارجاع داده شده است. 

بدلیل کمدی کمرنگ موجود در فیلم ، اغلب انتظارات مخاطب برآورده نمی شود. رضا با دلشکستگی در ساعات پایانی شب به کافه ای می رود. آنجا خدمتکار جوانی را در حال گریه می بیند و سعی می کند تا با او آشنا شود اما بعد متوجه می شود که آن دختر صاحب کافه است. ویولت (ستاره پسیانی) با اینکه با رضا اختلاف سلیقه دارد (او تفریحات خارج از محیط های بسته دوست دارد اما رضا از پیاده روی و ماهی گیری متنفر است) اما قبول می کند که دوباره او را ملاقات کند. آنها با هم وارد یک رابطه ی احساسی می شوند. دقیقا زمانی که رضا آماده می شود تا ویولت را به منزل خویش دعوت کند ، سر و کله ی فاطی پیدا می شود و رضا به شکل غیرمحترمانه ای ویولت را رد می کند.

در سکانس های پایانی فیلم ، رضا زن سومی (نسیم میرزاده) را تحت شرایطی عجیب ملاقات میکند.آنها با هم در حال اسب سواری هستند که ناگهان رضا مریض شده و او رضا را به بیمارستان می برد. دقیقا مانند آن پیرمرد در داستان رضا ، او ابتدا بنظر می رسد که مُرده است اما توسط یک شاهزاده ی زیبا به زندگی بازگشته و شاید همین راهی برای ادامه نسل او باشد.

برای اکثر پلان ها از قاب ثابت استفاده شده که یک ظاهر تمیز و منظم به فیلم برداری کار می دهند اما هر از گاهی بدلیل طولانی شدن پلانها خسته کننده نیز بنظر می رسد. اما فیلم برداری جذاب علی تبریزی دارای لحظات جادویی نیز هست. صحنه ی عبور نور از پنجره های چوبی یکی از آن صحنه هاست. موزیک ملایم فیلم که شامل صدای زنانه و نوای ساکسیفون آهنگ " تابستان " است نیز بسیار دوست داشتنی است.

منبع : هالیوود ریپورتر

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است