ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم جدایی نادر از سیمین, A Separation, منسجم‌ترین فیلم فرهادی

علی اکبر رنجبر
۷ ماه پیش - ۹ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

روایت در آثار فرهادی بیش از هر چیز به اصول روایت در فیلم­های کلاسیک نزدیک است.چیزی که اوجش را می توان در بررسی روابط علت و معلولی آثار او مشاهده کرد.آغاز روابط علت و معلولی ِجدایی... را می­توان از همان عنوانبندی آغازین فیلم مشاهده کرد. جدایی... را می توان منسجم ترین فیلم فرهادی دانست. چرا که شکل گیری هر رویدادی(علّت)در ادامه باعث خلق حادثه ای(معلول)می­شود که از دل آنها در رابطه­ای دیالکتیک مانند افکت های درام(تعلیق،غافلگیری و معما)شکل می­گیرد.

نقد نئوفرمالیسم ِبوردول و تامسون به عنوان یکی از کامل­ترین متدهای نقد و تحلیل فیلم،تاکید بسیاری بر عناصر روایی و سبکی یک فیلم دارد.برای پرداختن به عناصر روایی،قبل از هر چیزی ارائه­ی تعریفی از روایت می­تواند به درک هر چه بهتر مباحث کمک بسیاری کند؛روایت را می توان زنجیره­ای از روابط علت و معلولی دانست که در زمان و مکانی مشخص رخ می­دهند.

روایت در آثار فرهادی بیش از هر چیز به اصول روایت در فیلم­های کلاسیک نزدیک است.چیزی که اوجش را می توان در بررسی روابط علت و معلولی آثار او مشاهده کرد.آغاز روابط علت و معلولی ِجدایی... را می­توان از همان عنوانبندی آغازین فیلم مشاهده کرد.در دستگاه فتوکپی که همچون صندوق صدقات ِصحنه اول ِفیلم درباره­ی الی،آغازی نمادین و بسیار مهم برای کلیت فیلم مهیا می­کند،تعدادی شناسنامه در حال تکثیر را می­بینیم.در این بین شناسنامه مرتضی(حمید فرخ نژاد)و مژده(هدیه تهرانی)اولین پل ارتباطی را بین آثار فرهادی به وجود می­آورد.زندگی پوشالین و سرشار از فریبکاری زوج ِچهارشنبه سوری که با دروغ روحی(ترانه علیدوستی)چند صباحی ادامه یافته بوده،در ابتدایی جدایی... به مرحله­ای رسیده که می توان جدایی نادر از سیمین را ادامه­ای بر آن دانست.این روابط علت و معلولی اهمیت بسیاری در درک هر چه بهتر جدایی نادر از سیمین به عنوان مانیفیست نهایی فرهادی برای القای مفهوم جدایی در کارنامه کاریش دارد.روابطی که در عنوان بندی آغازین با برقراری رابطه­ای بینامتنی با چهارشنبه سوری آغاز می­شوند و با پیش روی هر چه بیشتر فیلم،با قدرت بیشتری خود را نشان می­دهند.

صحنه­ی آغازین دادگاه در تحلیل جدایی... از اهمیت بسیاری برخوردار است.دوربین با قرارگیری در نمای نقطه نظر قاضی،مخاطب را به عنوان قضاوت کننده­ی اول و آخر فیلم معرفی می­کند.در اینجا با یکی از مهمترین مباحث مد نظر در تحلیل روایت فیلم مواجه ایم که به نوعی معرف مبحث مهم روایتگری در فیلم به شمار می­روند که بواسطه­ی دامنه اطلاعات و عمق اطلاعات توسط راوی به مخاطب انتقال داده می­شود.اما راوی فیلم جدایی... چه کسی است؟

در جدایی... راوی فیلم در بین راوی اول شخص با دامنه محدود اطلاعات و راوی سوم شخص با دامنه تقریبا نامحدود اطلاعات در نوسان است.در صحنه­ی آغازین دوربین با قرارگیری در نمای pov ،راوی اول شخص را به ما معرفی می­کند.اما در کلیت فیلم ما با راوی بی طرف سوم شخصی مواجه­ایم که سعی می­کند با حفظ فاصله­ای مشخص،روایتی بی طرفانه از کارکترهای گوناگون فیلم به مخاطبش جهت قضاوت هر چه عادلانه­تر ارائه دهد.در بررسی بحث عمق اطلاعات فیلم باید گفت علارغم اینکه فیلم با نمای نقطه نظر قاضی(مخاطب)آغاز می­شود که روایتگری ذهنیت روانی محسوب می­شود،اما کلیت فیلم در این حوزه در سطحی عینی با نگاهی بی طرف برای ایجاد زمینه قضاوتی هر چه عادلانه­تر قرار می­گیرد.صحنه­ی آغازین فیلم به دلیل نقشی که در بسط مفاهیم اساسی فیلم جدایی... دارد از اهمیت بسیاری برخوردار است.همچنین در بررسی تشابهات فیلمنامه فرهادی با آثار کلاسیک می توان در صحنه اول به اصول متفاوت فرهادی در معرفی فیلم پی­ برد :

فیلم در همان پلان نخست هم مکان،هم زمان و هم دو نفر از کارکترهای اصلی را به ما معرفی می­کند.مکان فیلم که به ایران معاصر اختصاص دارد.معرفی زمان اما بصورت غیرمستقیم و به واسطه­ی انگیره سیمین،به عنوان یکی از کارکترهای اصلی فیلم به مخاطب انتقال داده می­شود.سیمین خواهان مهاجرت به خارج از کشور است و پرسیدن دلیل این مهاجرت توسط قاضی،بصورت تلویحی ما را با زمان وقوع داستان فیلم آشنا می­کند: سال 1388.سالی مهم در رویدادهای سیاسی و فرهنگی ایران که فرهادی به واسطه­ی آن هم انگیزه سیمین را برای مهاجرت تشریح می­کند(من ترجیح میدم بچه ام تو این شرایط بزرگ نشه)و هم زمان وقوع فیلم را به ما معرفی می­کند.اما در برابر نادر به قول خودش به خاطر هزار و یک دلیل که مهمترینشان پدر آلزایمریش است نمی­تواند در این شرایط مهاجرت کند.دلیل مهمی که هر چند در صحنه­ی آخر فیلم به واسطه مرگ پدر از بین می­رود اما هنوز هزار دلیل ناگفته وجود دارد که سرانجام باعث وقوع عنوان فیلم می­شود:جدایی نادر از سیمین.از بسط صحنه آغازین و پایانی فیلم می توان به بسط تز تحلیلی اصلیمان که همان مفهوم جدایی است دست یافت.

جدایی... با دعوای نادر و سیمین در اتاق قاضی آغاز می­شود و با خروج آنها از اتاق و دادن قدرت انتخاب به ترمه برای انتخاب اینکه دوست دارد با چه کسی(و به تعبیری با چه روش زیستی­ای)زندگی کند به پایان می­رسد.گویی تمام رویدادهایی که در بین این دو صحنه قرار گرفته،نه تنها به بهتر شدن شرایط کمکی نکرده،بلکه با باز شدن پای دخترشان به دعوایی فرسایشی همه چیز را در سیری بدتر و تلخ تر پیش برده است.می­شود به تعبیری عنوان کرد هر چند کارکترهای فرهادی همچون احمد ِدرباره­ی الی یک پایان تلخ را به یک تلخی بی پایان ترجیح می­دهند اما خود فرهادی به عنوان مولف آثارش به تلخی بی پایانی تاکید دارد که همه­ی کم و کیف دنیای آدم هایش را در بر می­گیرد.روایت دایره­ای که در جدایی... شاهدشیم مهمترین نقش را در القای پوچی در آثار فرهادی به عهده دارد.پوچی­ایی که در نهایت راهی جز تنهایی و جدایی باقی نمی­گذارد.داریوش شایگان در کتاب آسیا در برابر غرب،در خصوص رهگیری سیر تاریخی نیهلیسم در غرب می نویسد:در زمینه اخلاقی،نیهیلیسم به آرایی تعلق می­گیرد که منکر وجه امتیاز میان خیر و شر هستند( شایگان ، 1358 : 13).طبق این تعریف می توان پوچ گرایی موجود در آثار فرهادی را از جنبه­ای متفاوت به بحث گذاشت که اوجش را در جدایی... می­ببینیم.فرهادی در ابتدای فیلم قضاوت را به مخاطب واگذار می­کند اما در طول فیلم،درامش را به گونه ای پیش می­برد که تنها کار غیر ممکن در انتها رسیدن به قضاوتی قاطعانه در خصوص رویدادهای گوناگون،و محق و غیر محق دانستن کارکترها می­باشد.پوچ گرایی­ایی که در فرم روایی فیلم به واسطه بسط صحنه اول و آخر فیلم به آن اشاره شد حالا در جنبه­ای متفاوت به بحث گذاشته می­شود.نیهلیسم اخلاقی موجود در جدایی... همه چیز را در هاله­ای از ابهام مورد نظر فرهادی قرار می­دهد.ابهامی در خصوص غیر ممکن بودنِ رسیدن به قضاوتی قاطعانه درباره محق و غیر محق بودن کارکترهای فیلم.

در ادامه وارد خانه­ی نادر و سیمین می شویم.دومین مکان ِمهم و به نوعی لوکیشن اصلی بعد از معرفی مکان اول فیلم یعنی دادگاه.تعدادی کارگر با زحمت بسیار مشغول پایین آوردن پیانویی هستند که سیمین آنرا فروخته.نمادی از به تاراج رفتن داشته­های هنری یک خانواده،زمینه­ای می شود برای معرفی مهمترین ویژگی شخصیتی کارکتر سیمین.کارگران معترض به تعداد طبقاتی هستند که از ابتدا به آنها گفته شده بوده و حالا طلب پول بیشتری می­کنند.چیزی که سیمین با کمترین چانه زنی ممکن به آن تن می­دهد به شرط آنکه راه را برایش باز کنند تا او به مسیرش ادامه دهند.این ویژگی شخصیتی ِسیمین یعنی کوتاه آمدن در برابر خواسته­های معقول و غیر معقول دیگران،چیزی است که او را درست در برابر نادر قرار می­دهد.رفتن سیمین به اتاق خواب و برداشتن پول برای راضی کردن کارگران،آغازگر روابط علت و معلولی­ای می شود که در ادامه سونامی غیر قابل کنترلی را به وجود می آورد.هر چند مطلع شدن ترمه از برداشتن پول توسط مادرش و سکوت او در زمان دعوای پدرش با راضیه بر سر برداشتن پول از اتاق خواب،اندکی روابط علّی ابتدای فیلم را با مشکل روبه رو می­کند.

در اینجا همچنین به بررسی یکی از تفاوت های اصلی آثار فرهادی با اصول سینمای کلاسیک می­رسیم.هر قدر در آثار کلاسیک عامل خلق حادثه محرک اولیه در انتهای یک سوم اولیه فیلم سخت و بزرگ می­باشد،در آثار فرهادی رویدادهای ساده و به ظاهر بی اهمیت روزانه­اند که در روندی هیچکاکی باعث خلق فاجعه­ای بزرگ می­شوند.تاکید بر عوامل ساده روزانه در زمینه سازی هر چه موثرتر دنیای درام،تلاشی است که فرهادی برای رسیدن به اوج واقع گرایی در آثارش آنها را بوجود می­آورد.

کشمکش نادر و راضیه بر سر پول نگهداری پدر و کارهای خانه(ماهانه 300 هزار تومان)مهمترین کاشتی است که در این قسمت از فیلم به دو هدف صورت می­گیرد:یکی تبدیل مسائل مالی به مهمترین عامل درگیری در کشمکش های نیمه میانی فیلم و دیگری معرفی شخصیت نادر که کاملا در تضاد با سیمین به خوبی می­تواند در برابر خواسته­های حتی به حق دیگران با آنها مقابله کند.چیزی که مهترین اساس کارکتر او را در ادامه خلق می­کند.ایجاد کاشت­های هدفمند که درک آنها به واسطه­ی گرایش فرهادی به سمت و سوی سینمای واقع­گرایانه کار چندان ساده­ای هم به شمار نمی­رود در ادامه به برداشت های منجر می­شود که در نهایت به بسط هر چه بهتر روابط علت و معلولی فیلم کمک می­کند.ایجاد کاشتی که ما در صحنه های متعددی آنرا در نهاد کارکتر نادر می­توانیم مشاهده کنیم و به نوعی با اتکا به تکنیک تشابه و تکرار،مورد برداشت های گوناگون قرار می­گیرد؛چه در صحنه بنزین زدن ترمه در پمپ بنزین که یکی از اصول اساسی زندگیش را به او القا می­کند و چه در تمام صحنه­های درگیری که به قول خودش تا به او ثابت نشود که مقصر بوده پولی به کسی نمی­دهد.این اصول گرایی نادر او را کاملا در برابر کارکتر اصلاح طلبی همچون سیمین قرار می­دهد که بارها برای حل مشکلی که در آن گرفتار شده­اند سعی می­کند با پرداخت پول قضیه را اتمام بخشد.

به پایان رسیدن سکانس معرفی اول خانه،ما را با مهمترین تمهید فرهادی که دائما در جای جای فیلم تکرار می­شود تا هر چه بهتر مفهوم اصلی فیلم را به مخاطب القا کند،مواجه می­کند:استفاده از اشیا و عناصر صحنه در قاب­بندی­های گوناگون که به همراه قرارگیری دوربین در چهارچوب­های خانه،به بهترین شکل ممکن مفهوم جدایی را به مخاطب القا می­کند.جدای­ای که بررسی نشانه­های آن را در سطح روایی به بحث گذاشته بودیم حالا در عناصر سبکی هم به بهترین شکل ممکن خود را نشان می­دهند.

یکی از ویژگی­های آثار فرهادی تاکید بر ری اکشن کارکترها خصوصا در مواقع سکوت می­باشد.چیزی که می­توان آنرا خالق معنا در فیلم جدایی... تعبیر کرد.مثلا در یکی از مهمترین صحنه های فیلم که خانم قهرایی (مریلا زارعی)مشغول دادن شماره دکتر زنان برای سونوگرافی است ما با 4 کارکتر حاضر در صحنه(خانم قهرایی،راضیه،سمیه و ترمه )مواجه­ایم و با یک کارکتر غایب(نادر در آشپزخانه)که در خارج از قاب قرار دارد. ندیدن ری اکشنی خاص از نادر در این صحنه چیزی است که با محدود نگه داشتن دامنه اطلاعات مخاطب باعث خلق تعلیق و سرانجام غافلگیری در ادامه داستان می­شود.با ندیدن نادر در این صحنه،سطح اطلاعات مخاطب محدود به کارکترهایی است که آنها را بصورت حاضر در صحنه می­بینیم.جالب آنکه دیالوگ­های این صحنه در ادامه شکل دهنده بسیاری از صحنه های مهم فیلم و بسیاری از احتمالات اساسی درام هستند.به عنوان مثال پرس و جوی خانم قهرایی در راه­رو دادگاه از سمیه در خصوص موضوع نقاشی­اش و یا دروغ ترمه در خصوص اینکه او موضوع رد و بدل شدن شماره دکتر را به پدرش گفته و سرانجام غافلگیری­ای که مخاطب در صحنه آموزش سود و زیان ریاضی توسط نادر به ترمه با آن مواجه می­شود و می­فهمد که نادر از همان ابتدا نسبت به موضوع باردار بودن راضیه اطلاع داشته است.همه­ی این برداشت­های روایی به واسطه­ی کاشت­هایی است که فرهادی در این صحنه مهم هم در سطح عناصر روایی و هم به واسطه عناصر سبکی(فضای خارج از قاب)به مخاطب انتقال می­دهد.به نوعی می توان پنهان کاری­ایی که یکی از درون­مایه های اصلی آثار فرهادی است را در عناصر سبکی او هم به بهترین شکل ممکن دید.امری که اوجش در پنهان کردن صحنه تصادف راضیه دیده می­شود.یکی از تفاوت­هایی که در سطح روایی بین آثار فرهادی و آثار سینمای کلاسیک دیده می­شود پنهان کردن حادثه محرک و به نوعی نقطه عطف اولیه در انتهای یک سوم ابتدایی فیلم می­باشد.چیزی که در کارنامه فرهادی از درباره الی شروع می­شود،با جدایی و گذشته ادامه می­یابد و در فروشنده به اوج می­رسد.پنهان کردن حادثه محرک آغازگر احتمالات،تاویل­ها و بعضا قضاوت­های گوناگونی است که فرهادی در لابه لای آنها به بیان درون مایه های خاص خودش می­پردازد.قضاوتی که فرهادی در جدایی... با اولین پلان فیلمش آنرا به مخاطب می­سپارد،به واسطه پنهان کردن صحنه تصادف راضیه در انتهای یک سوم ابتدایی فیلم تشدید می­شود.چرا که ندیدن صحنه تصادف جا برای احتمالات گوناگونی که در میانه داستان شکل می­گیرد،باز می­گذارد.به نوعی با محدود شدن دامنه اطلاعات مخاطب،زمینه لازم برای خلق غافلگیری پایانی و افشای موضوع تصادف توسط راضیه در نزد سیمین بوجود می­آید.پس در اینجا می­توان به کارکرد حذف صحنه تصادف پی برد:ایجاد زمینه­ای مناسب برای طرح تاویل­های مختلف در راستای شکل­گیری قضاوتی که از همان ابتدا بر روی دوش مخاطب قرار داده شده است.مطلع شدن مخاطب از صحنه تصادف باعث ایجاد قطعیتی در رویدادهای گوناگون فیلم می­شد که امکان قضاوت و تفسیرهای مختلف را از او می گرفت.چیزی که با قرار­داد اولیه فیلم یعنی قرار گرفتن مخاطب روی صندلی ِقضاوت همخوانی چندانی نداشت.

همچنین در جدایی... ما شاهد نبرد بین طبقاتی و درون طبقاتی هستیم.در این بین توجه به شغل نادر از اهمیت بسیاری برخوردار است.نادر کارمند بانک است.شغلی که مهمترین نماد در بحث­های بین طبقاتی یعنی پول و سرمایه را مطرح می­کند.تمام دعوای حقوقی بینا طبقاتی در جدایی... حول محور پول دیه می­گذرد.پول است که می تواند زندگی نکبت بار حجت را نجات دهد و در این بین رقیب او کسی است که خیلی خوب به ارزش پول در جامعه معاصر ایران واقف است.نادری که حتی حاضر نیست از کوچکترین حقی(مثل انعام ترمه به مسئول پمپ بنزین)در این زمینه بگذرد.حاصل تلاش این نمایندگان تیپیکال دعوا و کشمکش­هایی است که معرف بسیاری از معضلات اجتماعی جامعه معاصر ایران هستند.فقر به عنوان بزرگترین معضل اجتماعی معاصر ایران،زمینه ساز اصلی طرح دعواهای گوناگون بیناطبقاتی به شمار می­رود.جدایی نادر و سیمین از یکدیگر را در نگاهی تیپیکال می­توان به جدایی و گسست درون و برون طبقاتی­ای تعمیم داد که جامعه معاصر ایران را در برگرفته است.گسستی که قطعا می تواند آبستن تهدیدهای بسیاری باشد که بالقوه سطوح گوناگون سیاسی – اجتماعی جامعه معاصر ایران را تهدید می کند.

جدایی... را می توان منسجم ترین فیلم فرهادی دانست. چرا که شکل گیری هر رویدادی(علّت)در ادامه باعث خلق حادثه ای(معلول)می­شود که از دل آنها در رابطه­ای دیالکتیک مانند افکت های درام(تعلیق،غافلگیری و معما)شکل می­گیرد.گواه این امر در نامزدی فیلمنامه جدایی... در بخش بهترین فیلمنامه­های اورجینال رقابت های اسکار سال 2012 می­باشد که در تاریخ سینمای ایران بی نظیر است،و دلیل آن هم اتکای به اصول درام پردازی کلاسیک مد نظر جشنواره اسکار است و هم گسست­هایی که در ساختار فیلمنامه جدایی... دیده می­شود.گسست هایی از قبیل پنهان کردن نقطه عطف اول که به هدف ایجاد زمینه مناسب برای ایجاد تاویل­های مختلف بوجود می­آید.چیزی که آثار فرهادی را بسیار نزدیک به اصول روایی ِژانر معمایی می­کند که در آن کاراگاه فیلم کسی نیست جز مخاطب فیلم.

منابع : 

اسلامی،مجید(1390).مفاهیم نقد فیلم.تهران:نشر نی.

بوردول،دیوید و تامسون،کریستین(1377).هنر سینما.ترجمه فتاح محمدی.تهران:نشر مرکز.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است