نقد فیلم گیسوم, gisoum, توقف «گیسوم» روی سطح

یک ماه پیش

۲۸ شهریور ۱۴۰۰

گیسوم می‌توانست در بهترین حالت یک تله‌فیلم باشد چراکه پتانسیل بیشتر از آن مدیوم را نمی‌تواند داشته باشد

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

سینه‌سرخ پرنده عجیبییه!؟، بهارا میره، زمستونا برمی‌گرده، از سرما و سختی نمی‌ترسه، کوچ نمی‌کنه، دونه‌اش رو پیدا میکنه، یا لونه‌‌اش رو تغییر میده، ما همه‌مون سینه سرخیم...

 «گیسوم» اولین اثر نوید به‌تویی فاصله زیادی با یک اثر سینمایی دارد چراکه کارگردان در ساخت فیلم اولش آنچنان شتاب‌زده عمل کرده که نتوانسته است وارد ساختار فیلمنامه و اجرا شود و در وهله اول با اثری که کاملاً یک قصه تکراری و نخ‌نما شده دارد، مواجهیم. آنچه از سروشکل فیلم پیداست انگار با یک طرح دوخطی ساخته شده است.
آدم‌های فیلم معرفی درستی نمی‌شوند، رابطه و شکل زیست آن‌ها مشخص نیست. چند دوست در کنار هم می‌خواهند مشکل شخصیت اول فیلم یعنی ایوا را حل کنند و او را به پدرش برسانند. به نظر می‌رسد مسئله اصلی برای فیلمساز خنثی می‌ماند، به طوری که قادر نیست برای روایت اثرش بسترسازی مناسبی انجام بدهد، آنچه پیداست فیلمساز بی‌تأثیر از فیلم‌هایی با چنین تِم‌هایی نبوده، یعنی قصه‌ای که در آغاز با لحظات خوش دوستانه گره بخورد و در گره‌افکنی با یک اتفاق آن محفل دوستانه تبدیل به کینه و جنگ و دعوا بشود.
این خط روایی آشنا را چندین بار دیده‌ایم که موفق‌تر از همه درباره الی بوده، اما در گیسوم همه چیز شتاب زده است، حتی به طور دقیق و شفاف نحوه دوستی این چند نفر معلوم نمی‌شود. در اواسط فیلم اشاره کوچکی به هم‌دانشگاهی بودن می‌شود که آن هم پرداخت درستی نیست. فیلمساز قصد داشته است در میانه‌های فیلمش علاوه بر گره اصلی که آنچنان گره محکمی هم نیست یک گره دیگر هم اضافه کند و آن هم رابطه داریوش و ایواست که آن هم آنقدر ظریف و ناچیز است که لابه‌لای سکانس‌ها گم می‌شود.
اضافه کنید در این میان شبه‌کاراکتری داریم به نام فرانچسکو که به عنوان همسر ایوا حتی قادر به دیالوگ‌گویی معمولی هم نیست. به یاد بیاورید در سکانس دونفره او با ایوا چه دیالوگ‌هایی رد و بدل می‌شود که در حد بازی‌های بچگانه است! تمهیداتی که فیلمساز برای شکل‌گیری درام استفاده کرده بیش از حد ناکارآمد است.
اینکه داریوش یک باره جواب آزمایش ایوا را در ماشین بخواند و این علتی بر شک فرانچسکو به داریوش شود، بیش از حد روی سطح حرکت کردن است. داریوش می‌توانست طوری دیگر حتی از طریق همسرش متوجه عدم هم‌خونی ایوا با مادرش شود.
ما با اثری طرف هستیم که به هیچ وجه نمی‌تواند درام‌پردازی کند و شخصیت بسازد و شخصیت را در بحران قرار بدهد چراکه هیچ بحرانی در خط روایی و شکل‌گیری فیلمنامه احساس نمی‌شود و اضافه کنید که رابطه ایوا با فرانچسکو هم آنقدر الکن و عقیم است که نمی‌شود آن را باور کرد. پنهان کردن جواب آزمایش ایوا از همسرش قطعاً توجیه ندارد و دلیل این کار از سوی ایوا مشخص نمی‌شود.
در ۲۰ یا ۳۰ دقیقه پایانی زمانی که خیلی معجزه‌آسا پدر ایوا پیدا می‌شود رفقا محو می‌شوند و فیلمساز به خودش زحمت نداده تا قصه‌سرایی پدر را به تصویر تبدیل کند، یعنی در سکانس‌های پایانی مخاطب فقط قصه از پدر می‌شنود و اینکه ایوا فرزند او و ماریان نبوده به هیچ وجه تعلیق ایجاد نمی‌کند. پایانبندی گل‌درشت و باسمه‌ای است. حرف ایوا به همسرش در میزانسنی شلخته که می‌خواهد در ایران بماند و ادامه‌اش که ایوا به دریا می‌رود و فرانچسکو به جنگل، بی‌ربط هستند و معلوم نیست دوستانشان کجا هستند. نمای کشدار پایانی حرکت‌های بی‌منطق دوربین به هیچ وجه درک نمی‌شود، در زمینه اجرا به نظر می‌رسد فیلمساز از تیزر‌سازی به اینجا رسیده است.
نشان دادن طبخ غذا منطق ندارد یا نما‌های جاده و حرکات و زوایای دوربین به سینما مربوط نمی‌شود و بیشتر نشانی از معرفی یک محصول است. تاریک بودن فضای فیلم ربطی به موقعیت روانی یا احساسی ایوا ندارد، همانطور بازی با جلوه‌های بصری و صدای فیلم که باعث می‌شود مخاطب از فیلم به بیرون پرتاپ شود، بازیگران حسی را به مخاطب انتقال نمی‌دهند. ردوبدل شدن پینگ‌پنگی دیالوگ‌ها کارساز نیست، حتی پگاه آهنگرانی هم در نقش ایوا نتوانسته نقشش را بپذیرد.
مجموعه بازی‌ها آنقدر ضعیف است که می‌شود آن را بر ازدیاد ضعف‌های گیسوم افزود، بنابراین گیسوم می‌توانست در بهترین حالت یک تله‌فیلم باشد چراکه پتانسیل بیشتر از آن مدیوم را نمی‌تواند داشته باشد. 


نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پوست (skin)
اگر فیلم کوتاه حیوان را دیده باشید فیلم از همان مولفه ها و همان نمادها را دارد. نماد های بومی گرایی فیلم مانند شیر در فیلم می بینیم. بیان تعلیق و کشمکش های عمیق از خصوصیات خوب این فیلم است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده