نقد فیلم روزی روزگاری آبادان, داستان دوپاره

یک سال پیش

۲۰ بهمن ۱۳۹۹

عباس مدحجی

امتیاز منتقد به این اثر: ۶ از ۱۰

فیلم با ارائه موقعیت جنگی سعی دارد خود را به اثر ضد جنگ تبدیل کند و هراس ها ، نگرانی ها بدشانسی ها و خرابی هایی را نشان دهد که جنگ می تواند بر سر خانواده‌ای که حتی در طرف جنگ هم نیستند به بار بیاورد. یکی از نکات منفی فیلم استفاده ی مکرر از فحش ها در گفتار ها و محاوره های این خانواده است. در جاهایی استفاده زیاد از آن کلمات توی ذوق می‌زند و انگاری که این نوع کلمات ، پای ثابت ادبیات خانواده‌های آبادانی است.

خانواده پنج نفری مصیب چرخیده در آخرین روز سال مشغول خرید شب عید هستند، اما به دلیل حال بد مصیب که ناشی از گرفتاری‌اش به مواد مخدر است کشمکشی میان آن‌ها در می‌گیرد و در اوج تلاش خیری مادر خانواده برای به آرامش رساندن خانواده به ناگاه اتفاقی غیرمنتظره همه آن‌ها را غافلگیر می‌کند و ...


در روزی روزگاری آبادان ما با حکایت دوپاره ای مواجهیم که نیمه اول بر پایه المان های اجتماعی و زندگی رئال تعریف شده اما در نیمه دوم و نهایی فیلم با ماجرایی فانتزی و سورئال شُکه میشویم. فیلمساز تلاش کرده تا با ارائه ماجرایی که می توان از دو وجه جدی و فانتزی به آن نگاه کرد دریچه جدیدی را به اتفاقات و درونیات شخصیت های موردنظرش باز کند. 


فیلم در نیمه اول شتاب زیادی دارد [و شاید کمی شلوغ است]، به خوبی آغاز می شود و شخصیت هایش را اگرچه به سرعت ولی به خوبی پرداخته و میشناساند. با تسلط بر فضای اجتماعی خانواده های بومی در آبادان که پدری معتاد و اعضایی حساس و فعال دارد ، فضا را برای تماشاگر جذاب، دوست داشتنی و قابل باور بسازد. 


هرچقدر رگه های طنز و شوخی های کلامی نیمه ی اول را شاداب کرده ، فشار ،استرس و بُهت در نیمه دوم [که به سرعت زیادی از نیمه اول جدا می‌شود و مرز مشخصی برای ما ندارد] فضا را تلخ و سنگین میکند. اما نمی‌تواند همان‌قدر که فضای نیمه اول را خوب و طبیعی به ما نشان داده، نیمه دوم را به ما بقبولانند.


بازی های محسن تنابنده و فاطمه معتمدآریا به عنوان بازیگرهای حرفه‌ای و فرزندان خانواده به عنوان بازیگر های تازه کار به خوبی از کار درآمده و این نشان می دهد که کارگردان توانسته از هر دو قِسم بازیگر بازی های خوبی بگیرد. همچنین با تزریق لهجه و زندگی بومی مردم آبادان توانسته که جو جذابی را بسازد، هرچند که لهجه ها برای غیر آبادانی ها خوب است ولی برای آبادانی هایی که با این لهجه آشنایی دارند زیاد خوب و قابل پذیرش از کار در نیامده است. 


فیلم با ارائه موقعیت جنگی سعی دارد خود را به اثر ضد جنگ تبدیل کند و هراس ها ، نگرانی ها بدشانسی ها و خرابی هایی را نشان دهد که جنگ می تواند بر سر خانواده‌ای که حتی در طرف جنگ هم نیستند به بار بیاورد. یکی از نکات منفی فیلم استفاده ی  مکرر از فحش ها در گفتار ها و محاوره های این خانواده است. در جاهایی استفاده زیاد از آن کلمات توی ذوق می‌زند و انگاری که این نوع کلمات ، پای ثابت ادبیات خانواده‌های آبادانی است. 


پیام اجتماعی فیلم شفاف و مشخص نیست. خانواده‌ای که علیرغم ظاهر بسیار مهربان و دوست داشتنی در لایه‌های زیرین دچار اعتیاد پدر خانواده، عاشقانه های یواشکی دو فرزند نوجوان، باج گیری فرزند کوچک خانواده و بی رحمی خواهر و برادر نسبت به هم است. پدر و مادر باهم درگیرند و این درگیری‌ها تا از هم گسستن بنیان خانواده و طلاقی پیش بینی شده پیش رفته است. 


اما می‌بینیم که در نیمه دوم فیلم که در خواب مادر هم اتفاق می‌افتد بعد از مکالمه کوتاهی با آن موشک، خانواده دوباره به محبت از دست رفته رجوع میکند، شخصیت ها کاملاً عوض و دوست داشتنی می‌شوند و این زیاد برای مخاطب قابل باور نیست و یا حداقل به این سرعت قابل باور نیست. 


به طور کلی روزی روزگاری آبادان فیلمی خوش ساخت و مهربان است و علی رغم خشونت های ظاهری اش می تواند به عشق در لایه‌های پنهان اعضای خانواده اشاره کند و آن را اثری در ستایش خانواده و مهر خانوادگی دسته بندی کرد و به حال محبتهای از دست رفته در جنگ افسوس خورد. این نقد در روزهای جشنواره سی و نهم فیلم فجر و کثرت اکران ها نوشته شده فلذا اشتباهات سهوی را ببخشایید.


نقدهای مرتبط با این اثر

عباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پسران دریا (sea boys)
نگاهی کوتاه به فیلم پسران دریا | اکران شده در سی و چهارمین جشنواره فیلم های کودک و نوجوان و برنده جوایز بهترین فیلم و بهترین فیلم نامهادامه مطلب
عباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
زخم کاری - قسمت 10 (Deep Wound - episode 10)
مالک مظلوم است. سالها زیر یوغ خان عمو و پسرش صدایش درنیامده‌، عشق ش را ازش گرفتند و بارها تحقیرش کردند. دیرتر از همه کشفش کردند و حتی به زنش هم چشم داشتند. ازش کار کشیدند و چون غلام حلقه بگوش ازش انتظار اطاعت داشتند. مالک در عین مظلومیت، چاهی عمیق و بی انتهاست. مغاکی از عقده های حقارت‌، انتقام، فقر، آلت دست بودن، عشق نافرجام و البته نماد حق خوری و زورکی کوچک نگاه داشته شدن. اینکه شخصیت مالک با این حجم از طلبهایش از دنیا دست به چنین تصفیه حسابی...ادامه مطلب
عباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
خون شد (became blood)
این اصرار کیمیایی برای فیلمسازی با همان دست فرمان سی چهل سال قبل برای خیلی ها عجیب است و شاید این را به ذهن متبادر کند که دیگر هنر و قریحه ی سازنده ی قیصر و گوزنها و اعتراض به انتها رسیده. کاش استاد متوجه تغییر نوع نگاه تماشاچی به سینما شود و یا فرمولش را برای فیلمسازی بروز کند یا بخود استراحت بدهد. سینمای ایران بدون نام کیمیایی بزرگ ، چیز مهمی را کم دارد اما برخلاف ارزشها که اغلب ثابتند ، هنر و علایق و سلایق زمانه ثابت نیستند. ارزشها را باید...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
خانه دختر (The girl's house)
این نقد در سال 1393 و در زمان جشنواره فجر بر فیلم نوشته شده است:«خانه دختر» را يکي از بهترين فيلمهاي اين دوره جشنواره به لحاظ بازيگري دانست. درباره «خانه دختر» مي توان صفحه ها نوشت. فيلمي که يکي از قوي ترين فيلمهاي جشنواره تا به امروز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده