ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم چهارراه استانبول, حرکت روی مرز باریک

پارسا شیروانی
۲۲ روز پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

  چهارراه استانبول ششمین فیلم مصطفی کیایی در ادامه مسیر و روندی قرار میگیرد که کیایی در اثر سوم خود یعنی خط ویژه آن را آغاز کرد و در عصر یخبندان کمی آن را کامل تر کرد اما در چهارراه استانبول در تکمیل این مسیر ، قدمی برنمیدارد . در اینجا نیز مثل دو فیلم خط ویژه و عصر یخبندان با اتصال چند داستان جدا از هم در نقطه ای مشترک روبروییم که این نقطه ی اشتراک در اینجا حادثه ی پلاسکو است  . یکی از مسائلی که فیلم از آن ضربه می خورد را میتوان استفاده ی...

 
چهارراه استانبول ششمین فیلم مصطفی کیایی در ادامه مسیر و روندی قرار میگیرد که کیایی در اثر سوم خود یعنی خط ویژه آن را آغاز کرد و در عصر یخبندان کمی آن را کامل تر کرد اما در چهارراه استانبول در تکمیل این مسیر ، قدمی برنمیدارد .
در اینجا نیز مثل دو فیلم خط ویژه و عصر یخبندان با اتصال چند داستان جدا از هم در نقطه ای مشترک روبروییم که این نقطه ی اشتراک در اینجا حادثه ی پلاسکو است  .

یکی از مسائلی که فیلم از آن ضربه می خورد را میتوان استفاده ی کیایی از همان لحن همیشگی آغشته به کمدی دانست (که در این فیلم نیز مثل آثار دیگر کارگردان کاراکتری که محسن کیایی نقش آن را بازی می کند نقش به سزایی در ایجاد این لحن دارد) ، لحنی که به نوعی تبدیل به یکی از مولفه های فیلمسازی او شده اما در اینجا به دلیل ناهمخوانی با سوژه ی ملتهب خود (حادثه ی پلاسکو) در بعضی لحظات تبدیل به پاشنه آشیل فیلم می شود .

کیایی کار سختی را برای کارگردانی این فیلمنامه پیش رو داشته است چرا که سوژه ای را انتخاب کرده که در برگیرنده ی حادثه ای تلخ و واقعی است که زمان زیادی نیز از وقوع آن نگذشته است بنابراین لازم است روی مرز باریکی حرکت کند و به هیچ کدام از دو طرف این مرز نلغزد چرا که از یک طرف ممکن است دچار سانتیمانتالیسم ناخوشایندی شود و اگر زیاد از حد سعی کند با شوخی هایی تلخی ماجرا را بگیرد ، سوژه ، اثری که باید را روی تماشاگرش نمی گذارد ؛ همچنین انتقال التهاب و تنش و حس و حال لحظات سقوط به تماشاگر نیز کارگردانی دقیقی می طلبد .
کیایی در رعایت این مرز و ایجاد این کارگردانی دقیق تا حدود زیادی نمره ی قبولی می گیرد اما در لحظاتی نیز موفق نبوده است .

بازی ها اکثرا استاندارد هستند به جز سعید چنگیزیان و مسعود کرامتی و سحر دولتشاهی که یک پله بالاتر از بازی های دیگر قرار میگیرند و رعنا آزادی ور که بازی او در بعضی لحظات باور پذیری لازم را ندارد .

یکی از نقاط ضعف فیلم پایان بندی آن است . در ۳ اثر آخر کارگردان پایان بندی از نقاط قوت فیلم محسوب می شد و در اینجا اثری از چنان پایان بندی هایی نیست .

چهارراه استانبول نسبت به بارکد و خط ویژه یک پله سقوط محسوب می شود و تقریبا در رده ی عصر یخبندان قرار میگیرد و کیایی یک فیلم خوش ساخت و قابل قبول به کارنامه اش اضافه کرده است اما توقع ها از کارگردان و فیلمنامه نویس خوش ذوقی چون کیایی بیشتر از این است . 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است