ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر سریال شرلوک, Sherlock, توهم ، اتفاق و شاید هم واقعیت.......

محمد زادمهر
۲ سال پیش - ۹ دقیقه مطالعه
منبعنشریه تحریر - شماره 21
امتیاز منتقد به فیلم :

در سال 1887 میلادی دکتر سر آرتور کانن دویل اقدام به خلق یکی از خاص ترین و خارق العاده ترین شخصیت های داستانی به نام شرلوک کرد.شرلوک دارای قدرتی استثایی در مشاهده جزئیات و استنتاج منطقی بر اساس آن است، قدرتی که وی را بدون شک معروفترین کارآگاه تخیلی جهان و یکی از مشهورترین مخلوقات داستانی همه اعصار ساخته‌است.

 اما پیش از ادامه صحبت درباره مستر هلمز این نکته را بگویم که در این مطلب قصد صحبت درباره آقای کانن دویل و یا کتابش درباره شرلوک را ندارم بلکه می خواهم به سریال " Sherlock" ساخته استیون مفات و مارک گاتیس که داستان آن به‌روز شده داستان‌های کارآگاهی شرلوک هولمز اثر آرتور کانن دویل است بپردازم.

در ژوئیه و اوت ۲۰۱۰ سریالی از شبکه بی بی سی انگلستان پخش شد که همگان را شگفت زده کرد.سال ها قبل هم سریالی با موضوعیت شرلوک ساخته شده بود اما شگفتی و تفاوت این دو کار در کجا بود؟ بله تفاوت اصلی بروز شدن شخصیت شرلوک از قرن 19 به قرن 21 بود. سریال جدید و قدیم هر دو درباره یک شخصیت هستند یعنی شرلوک هلمز ولی نه اون شرلوک هلمزی که همه میشناسیم . در این سریال شرلوک هلمز عصر جدید رو خواهیم دید ولی به نحوی تازه و وفادار به شرلوک هلمز قدیمی،شرلوک هلمزی که وبسایت دارد،به خبرنگارها پیامک می دهد ولی در عین حال خصوصیات اخلاقی شرلوک هلمز را حفظ کرده و پرونده ها را به همان گونه حل میکند. دو شخصیت اصلی این سریال را بندیکت کامبرباچ در نقش شرلوک هملز و مارتین فریمن در نقش دکتر جان واتسون ایفای نقش می‌کنند.

سریال جدید ساخته شده درسال 2010 در ابتدای کار در یک فصل 3 قسمتی ساخته شده بود. استقبال از فصل اول شرلوک بسیار بالا بود و طبق آمار ها 82/8 میلیون نفر آن را در انگلستان دیدند و همچنین میانگین امتیاز 8/8 را در سایت  IMDBکسب کرد.سه اپیزود این مجموعه با نام پرونده صورتی، بانکدار کور و بازی بزرگ هستند. در اپیزود اول کارگردان قصد معرفی شخصیت های اصلی داستانش را دارد یعنی شرلوک و دکتر واتسون. قسمت اول با جنگ انگستان در افغانستان آغاز می شود و این برای معرفی دکتر واتسون است.دکتر واتسون پزشک ارتش است که بدلیل مخالفت با جنگ او را اذیت کرده و به جایی میفرستند که کشته شود اما زخمی می شود و به این ترتیب به لندن برگشته و به دنبال یک هم خانه می گردد.یک روز ناگهان دوست دوران تحصیل خود را در پارک می بیند و این باب آشنایی او با شرلوک می شود. خیابان بیکر 221 بی آدرس خانه مشترکی است که مرکز اصلی داستان ها در اپیزود های بعد خواهد بود.در ادامه اپیزود اول و با دعوت شرلوک و البته علاقه شدید خود دکتر ، او دستیار شرلوک در پرونده های معمایی پیشرو می شود. شخصیت دکتر واتسون برای نشان دادن بهتر و موثر تر شرلوک در داستان قرار داده شده است.ذهن معمولی دکتر در جای جای داستان در مقابل ذهن استثنایی شرلوک قرار می گیرد و این داستان را جذاب می کند.البته در اپیزود های بعد بیشتر به نقش دکتر مهربان سریال پی خواهیم برد.

پرونده اول یعنی پرونده صورتی داستانی بسیار جذاب و البته معمایی دارد.سه به ظاهر خودکشی با یک سم و یک شکل برای سه نفر که هیچ ارتباطی باهم ندارند آغاز معمای اول است. پلیس که در این پرونده به در بسته خورده به شرلوک مراجعه می کند و شرلوک تحقیقات خود را آغاز می کند اما قتل چهارم اتفاق می افتد خانمی با لباس های صورتی،چمدانی صورتی و موبایلی صورتی به قتل رسیده که البته کمک آن خانم با نوشتن یک پیام و البته اشتباه قاتل در صحنه جرم باعث حل پرونده می شود.در پایان این اپیزود در حالی که شرلوک در حال کشته شدن است واتسون با اسلحه ای که غنیمت ارتش است او را نجات می دهد و این سرآغاز رفاقت بسیار نزدیک این دو در ادامه داستان ها خواهد بود.

بانکدار کور اپیزود دوم از فصل اول است که با نشان دادن وضعیت نامناسب مالی و بیکاری شرلوک و دکتر واتسون شروع میشود.در این بین که هر دو دنبال یک پرونده هستند نامه ای از دوست دوران تحصیل شرلوک به دستش می رسد.در این نامه از شرلوک درخواست میشود تا معمای ورود به بانک را حل کند در ادامه داستان شرلوک با یک گروه بزرگ قاچاق اشیاء قدیمی از چین برخورد میکند.در این اپیزود رفاقت و همکاری شرلوک ویژه تر و خاص تر میشود و واتسون کم کم تبدیل به دستیار ویژه شرلوک میشود.

بعد از افت تماشاچی در اپیزود دوم اما قسمت سوم دوباره نظر همه را جلب کرد.اما چگونه بازی بزرگ در 8 اوت 2010 دوباره همگان را شگفت زده کرد؟ترفند کارگردان در این قسمت رو کردن یکی از مهره های اصلی شطرنج شرلوک یعنی جیمز موریارتی است،مهره ای که تا پایان فصل 4 هم در داستان باقی خواهد ماند. جیمز موریارتی با بازی اندرو اسکات کسی است که هیجان را به داستان برگرداند.این شخصیت کسی است که از نظر ذهنی توانایی ایستادن در مقابل شرلوک را دارد و یا بهتر بگویم شرلوک در لباس شخصیت منفی داستان است.در این اپیزود شرلوک درگیر پرونده ای می شود اما نه از نوع قبلی ها بلکه اینبار قربانی پیش از مرگ با شرلوک تماس میگیرد معما را طرح میکند و حال شرلوک در مدت زمان معلوم شده باید معما را حل کند در غیر این صورت آن قربانی کشته خواهد شد.معما های یکی از پس از دیگری طرح شده و در هر مرحله داستان پیچیده تر و سخت تر و با مدت زمان کمتر برای شرلوک خوانده می شود.در پایان این اپیزود این دو شخصیت همدیگر را ملاقات می کنند که این صحنه یکی از زیباترین برخورد ها در سریال شرلوک است.

پخش قسمت سوم درخواست و علاقه مردم برای ادامه این سریال را بیشتر کرد.بدین ترتیب و با تصمیم و قرار داد جدید شبکه بی بی سی و گروه سازنده سه قسمت جدید با نام های «رسوایی در بلگروایا»، «درندگان باسکرویل» و «سقوط رایشنباخ» در قالب فصل دوم و برای پخش در ژانویه ۲۰۱۲ آماده شد.با تصمیم برای ساختن فصل دوم برای همگان معلوم بود این فصل آخرین فصل سریال نخواهد بود پس هم باید موفقیت ها و انتظارات ایجاد شده از فصل اول را ادامه می داد و هم ایجاد انگیزه و کنجکاوی برای فصل های بعد.

اپیزود اول از فصل دوم یعنی رسوایی در بلگروایا همانگونه که از نامش پیداست داستان مربوط به تلاش شرلوک برای پس گرفتن تصاویر دردسر سازی یکی از اعضای خاندان سلطنتی است که به دست زنی به نام آیرین آدلر افتاده.از نکاتی که دیدن این اپیزود را جذاب می کند می توان به اولین تقابل شرلوک با یک خانم باشد. آیرین آدلر در این قسمت در یک تقابل چندین بار شرلوک را شکست میدهد هرچند که در پایان شرلوک ماموریت خود را انجام داده اما متوجه این واقعیت هم هست که عکس ها در مقابل جان آیرین هستند و او را نجات می دهد.در اپیزود های بعد گوشه هایی از رابطه پنهان و دور این دو را می بینیم اما هیچ زمانی دوباره این شخصیت به داستان برنخواهد گشت.

استقبال از اپیزود اول بسیار خوب بود و انتظار میرفت اپیزود دوم هم همیگونه پیش رود.اپیزود دوم پخش شد و یکبار دیگر همه را شگفت زده کرد.اینبار یک معمای پیچیده و بسیار ترسناک پیش روی شرلوک قرار میگرد.در این اپیزود فردی به آپارتمان شرلوک مراجعه می کند و داستان خود را که مربوط به حادثه ای در بیست سال قبل یعنی کشته شدن پدرش توسط یک سگ غول پیکر است را تعریف می کند.این داستان شرلوک را وسوسه کرده و او را به بسکرویل میکشاند در آنجا شرلوک متوجه یک پایگاه نظامی مخفی با فعالیتی متفاوت می شود.نفوذ مخفیانه شرلوک به آنجا و صحنه های ترسناک دیگر از موارد جذاب این قسمت است که البته هرگز نتواسنت موفقیت اپیزود قبلی را تکرار کند.

حال به اپیزود سوم می رسیم همانگونه که در ابتدا گفتیم مهمترین وظیفه این اپیزود ادامه دار کردن داستان و همچنین ایجاد حس کنجکاوی برای فصل های بعد است.همینطور هم شد و کارگردان دوباره برا شگفت زده کردن تماشاچی مهره مخوف و کابوس شرلوک را رو کرد یعنی جیمز موریارتی. موریارتی در این اپیزود باز یک هدف تخریبی داشت اما نه از نوع قبلی ها که شرلوک جلوی آن را بگیرد بلکه حال قرار است خود شرلوک قربانی شود. موریارتی برنامه را کاملا هدفمند ریخته،دوستان شرلوک تا ساعتی دیگر با دستور از پیش صادر شده کشته خواهند شد و حال فقط خود موریارتی می تواند جلوی اینکار را بگیرد.شرلوک و موریارتی در تقابلی دیگر اسلحه ها را روبه روی هم میگرند.اینجاست که موریارتی خودکشی میکند.حال شرلوک چه میکند ؟ جان دوستانش در خطر است و تنها فردی که می تواند جلوی اینکار را بگیرد کشته شده.شرلوک راهی جز خودکشی نمی بیند....

اما فصل سوم با این مقدمه که شرلوک در لحظات پایانی عمر خود با مکالمه ای کوتاه جلوی چشم واتسون خودکشی کرده آغاز میشود.اپیزود اول فصل سوم علاوه بر داشتن یک معامای دیگر ابتدا باید شرلوک و واتسون را به هم میرساند.واتسون که به شدت غمگین و در سوگ از دست دادن رفیقش دو سال سخت را گذارنده است کاملا مرگ شرلوک را باور کرده.او در این مدت با یک خانم به نام مری (با بازی آماندا ابینگتون) آشنا شده و ظاهرا مری جای شرلوک را هم برای دکتر پر کرده.شرلوک که در این مدت کاملا مراقب واتسون بوده در روز قرار او با مری دوباره از خودش رونمایی می کند.این رونمایی با واکنش غیرقابل باور از واتسون روبه رو می شود.در ادامه به هرشکلی که شده شرلوک دکتر را راضی کرده و دوباره تیمشان به سراغ حل یک معمای دیگر می رود.نکته اصلی این اپیزو رونمایی مری (با بازی آماندا ابینگتون) که بازیگر سوم گروه شرلوک خواهد بود.

در ادامه و باتوجه به روند سریال از این اپیزود هم انتظار میرفت تا یک معمای سخت دیگر طرح و شرلوک در آخرین لحظات آن را حل کرده و جان چند نفر را نجات دهد.اما از آنجایی که سریال شرلوک سریال شگفتی هاست می بینیم که روند داستان کمی عوض شده و ما با باتوجه به اینکه در این اپیزود عروسی مری و دکتر واتسون را داریم یکی از شادترین اپیزود های سریال را مشاهده میکنیم.شرلوک که در این مراسم و با اسرار رفیقش وظیفه ساقدوش بودن او را پذیرفته از این کار راضی نیست و بیشتر دنبال حل معما در عروسی واتسون است. در پایان معما حل میشود و عروسی در نیمه شب پایان می یابد البته این نوشته بر اساس نسخه صدا و سیماست حال اگر عروسی تا پاسی از شب ادامه داشته دیگه پای دکتر و شرلوک!

"آخرین پیمان او" اپیزود سوم از فصل سوم است که ظاهرا و با توجه به نشانه ها احتمالا نباید آخرین فصل باشد چرا که سریال هم از نظر ساخت و هم از نظر تماشاچی توانسته در فصل سوم موفق ظاهر شود.پس داستان در این اپیزود قطعا تمام نخواهد شد.در این اپیزود چندین شگفتی و داستان به مخاطب عرضه میشه.عشق شرلوک،مری یک جاسوس،شرلوک یک معتاد و شرلوک یک قاتل.بله هضم تمام این ها کار سختی اما واقعیت اینه که تمام این ها در اپیزود سوم وجود داره.شرلوک ظاهرا عاشق شده ولی جواب همانگونه که در فصل های قبل دیدیم اینه که شرلوک بر خلاف ذهن استثنایی تو این یک مورد خنگ و البته همینطور هم هست و این یک نقشه برای نفوذ به دفتر شخصیت منفی داستان بوده.اما مری یک جاسوس بله مری در گذشته در یک گروه تروریستی فعالیت داشته اما بعدا با تغییر نام و هویتش از اونجا جدا شده.اما حالا هویتش از طرف یک نفر به نام مگنسن تهدید می شود.مری زن بهترین دوست شرلوک و البته الآن هم باردار است و شرلوک در این اپیزود باید از زندگی واتسون محافظت کند.شگفتی اصلی این داستان رودست خوردن شرلوک از مگنسن است و در این حال که همه منتظر عکس العمل شرلوک بعد از شکست هستیم در کمال ناباوری شرلوک اقدام به کشتن مگنسن می کند.

فصل سوم تمام شد والبته با نوع پایان بندی همه منتظر ادامه داستان هستند. در دوم ژوئیه ۲۰۱۴ اعلام شد که بی‌بی‌سی قسمت ویژه‌ای را برای کریسمس ۲۰۱۶ در نظر دارد.انتظارات برای دیدن ادامه شرلوک بالاخره به سر رسید و این نسخه ویژه پخش شد اما این قسمت داستان اصلی را جلو نبرد و یک پرانتز و معرفی یک شرلوک و واتسون جدید بود.همانگونه که در ابتدا گفتیم شرلوک اصلی مربوط به قرن 19 و حالا سازندگان یک معما در همان دوره برای او قرار دادند.نام این اپیزود ویژه "عروس نفرت انگیز" که یک خلاقیت جدید در سریال بود و البته یک تنوع از فضای تقریبا تکراری سریال هم ازنظر گریم ها،فضا و البته لندن در قرن 19 بود.ولی همانند اپیزود دوم فصل اول استقبال چندان خوبی از این قسمت نشد چراکه همه منتظر ادامه داستان از فصل سوم بودند نه یک فضای جدید.

مطابق وعده ی سازندگان فصل چهارم که به گفته موفات آخرین فصل سریال می‌باشد  همزمان با کریسمس 2017 پخش خواهد شد. سه اپیزود این فصل با نام های "شش تاچر"،"کارآگاه دروغگو" و "مسئله نهایی" معرفی شدند.مشاهده این فصل چند نکته خاص را برای شما خواهد داشت.اول اینکه برخلاف فصل های قبل که تقریبا داستان هر اپیزود جدا بود داستان این سه قسمت ادامه دارد است. همچنین در اپیزود های قبل سریال بیشتر روی قدرت ذهنی و استعداد های شرلوک پیش می رفت و شرلوک قوی ترین فرد بود اما در این سه اپیزود شرلوک بیشتر درگیر احساسات و البته برخورد با قدرت هایی قوی تر از خود است کلا تلخ ترین و تاریک ترین فصل سریال همین فصل چهارم خواهد بود.کلید واژه های اصلی فصل چهارم به ترتیب اپیزود ها می تواند این باشد که مرگ مری ، سرد شدن رابطه واتسون و شرلوک ، رونمایی از یوروس.

بله همانطور که گفتیم در اپیزود اول برخلاف روند کلی در این سریال یک فلاش بک به قدیم زده میشود و آن تعریف دوباره ی گذشته ی مری است.در جریان این ماجرا اولین شوک به مخاطب وارد میشود و آن کشته شدن مری است.

در ایپزود دوم این ماجرا ادامه پیدا میکند.اول واتسون که درسوگ از دست دادن مری همه چیز را از چشم شرلوک میبیند.دوم شرلوک هم که خود را ناتوان در نجات مری دیده دوباره به مواد رو آورده و به شدت منزوی شده.سریال با همچین فضایی ادامه پیدا میکند.طرح یک معما همانند روند فصل های قبل و آشتی ظاهری واتسون و شرلوک آرامش قبل از طوفان است.بله شخصیتی به نام یوروس به داستان اضافه می شود با شلیک به دکتر واتسون.

اپیزود سوم با نام "مسئله نهایی" شاید سرانجام 13 قسمت از سریال شرلوک باشد. در ادامه ماجرای قسمت دوم شرلوک و واتسون با طرح نقشه ای از وجود یوروس و اینکه خواهر شرلوک است مطمئن می شوند و حال تلاش شرلوک برای اینکه متوجه جریان بشود داستان اپیزود آخر است. در فصل های قبل تقابل شرلوک و برادرش مایکرافت بسیار دیده شده ولی حالا باید شخصیتی در داستان معرفی شود که از دو برادرش بسیار باهوش تر و خاص تر است. یوروس خواهری است که شرلوک او را کاملا از خاطراتش پاک کرده و البته به علت کارهایی که در کودکی انجام داده باعث می‌شود مایکرافت او را به یک مؤسسه عجیب برای نگهداری بفرستد. جایی که در یک جزیره در وسط دریا قرار دارد. شرلوک بسیار مصمم است تا خواهرش را ببیند و پای در آن زندان میگزارد. یوروس که توانایی های عجیبی دارد و چندین بار از آن جزیره فرار کرده منتظر برادرانش است.با ورود شرلوک ، دکتر و مایکرافت به آنجا ماجرا آغاز می شود. یوروس با قرار دادن شرلوک در ماجرا هایی این بار نه هوش او را بلکه احساسات شرلوک را برمی انگیزد.درگیری سخت شرلوک و یوروس ادامه دارد و در تمام ماجرا شرلوک متوجه میشود که خواهرش به او نیاز دارد. و اما این اپیزو و شاید هم سریال شرلوک با این جمله مری که از قبل برای واتسون ضبط کرده پایان می یابد.

وقتی زندگی عجیب و غریب،غیرممکن و ترسناک بشه همیشه یک نقطه ی امیدی وجود داره.وقتی همه درمونده بشن، دو نفر هستن که توی یه آپارتمان نامرتب دارن بحث میکنن انگار که همیشه اونجا بودن و خواهند بود.اونا بهترین و باهوش ترین آدم هایی هستن که تا به حال دیدم.اونا کسی نیستن به جزء بچه های خیابون بیکر شرلوک هلمز و دکتر واتسون.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است