ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم بهت, متوقف در ایده

افشین علیار
۱۹ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه جوان
امتیاز منتقد به فیلم :

یلم بُهت نمی تواند برای مخاطب جذابیت حداقلی داشته باشد برای همین بعد از پایان از ذهن مخاطب پاک می شود

  

یکی از نکات مثبت اکران آنلاین شانس دیده شدن فیلم هایی مثل بُهت است، چرا که این فیلم ظرفیت و پتانسیل اکران عمومی و نمایش در سالن سینما را ندارند در وهله نخست بُهت قابلیت نمایش روی پرده را ندارد و چه خوب که می شود این فیلم را در صفحه مانیتور ، تلویزیون یا حتی گوشی موبایل تماشا کرد البته که این نمی تواند یک حُسن باشد و قطعا این یکی از مهم ترین نکات منفی برای یک فیلم محسوب می شود، عباس رافعی در میان آثار سینمایی اش تاکنون نتوانسته اثری موفق بسازد اگر چه او فیلمساز دغدغه مندی ست اما فیلم هایش به شدت از سینما دور است و این به دلیل عدم پرداخت منسجم در فیلمنامه است ، رافعی بُهت را سال 96 ساخته که این روزها اکران آنلاین شده است فیلمی کوچک که تا انتها هم کوچک باقی می ماند، موضوعی که در فیلم مطرح می شود توانایی ادامه دادن را ندارد به طوری که انگار رافعی طرح موضوع می کند اما نمی تواند برای این موضوع چفت و بستی لحاظ کند بنابراین فیلم در چگونه روایت شدن یا حتی در حد یک ایده می ماند و کاراکترهای فیلم که هیچ کدام به شخصیت مستقل نمی رسند فقط در فیلم حضور دارند، اجاره رحم موضوع اصلی است اما حالا باید ببنیم که رافعی چرا نتوانسته این موضوع را به سرانجام برساند اما شاید نظر فیلمساز این باشد که مسیر فیلم تا پایان درست و با منطق منسجمی طی شده است ولی در این حین نکات منفی محتوایی و ساختاری به شدت برای مخاطب قابل احساس است، اول باید تکلیف مان با محوریت موضوعی فیلم روشن شود بُهت به هیچ وجه نه قصه زنانه ای را تعریف می کند و نه قصد دارد فمینیست باشد شرایط روایی فیلم با موقعیت های فمینیستی گره خورده اما کلیت اصلی اثر آنقدر لاغر و بی جان است که حتی نمی توانیم دو زن فیلم را باور کنیم نه اینکه آتنا و لیلا کاری دور از ذهن کرده باشند اما نکته مهم این است هیچ کدام از کاراکترهای فیلم برای مخاطب ملموس نمی باشند حتی موقعیت اجتماعی و کاری آن ها هم مسئله ی فیلم نیست استاد دانشگاه بودن فرید یا اینکه لیلا و آتنا در فضای هنری کار می کنند همچنین رضا این موقعیت ها باید باورپذیر باشند این چند آدم فقط در یک موقعیت شغلی قرار دارند برای همین نمی توانند شخصیت باشند کم کاری فیلمساز در پردازش کاراکترها باعث عدم شکل گیری رابطه ها شده به طوری که رابطه آتنا و فرید در هاله ای از ابهام است اساسا نمی دانیم این دو چه نسبتی با هم دارند در خلاصه داستان آمده زوجی بعد از بیست سال فراق همدیگر را پیدا می کنند اما ما همچین چیزی در فیلم نمی بینیم و نمی شنویم به همین دلیل صحبت کردن فرید با پسرش از طریق لپ تاپ هم مبهم است اگر پسری در کار نبود چه اتفاقی برای روند فیلم می افتاد آیا چون فرید فرزند دارد نسبت به احساس آتنا بی توجهی می کند؟ از مریم و رضا هم زندگی زناشویی نمی بینیم دیالوگ های پرخاشگرانه ای میان آن ها رد و بدل می شود اما اینکه زن پنج ماه جنین را در شکم نگه دارد و بعد به شوهر بگوید که این بچه برای ما نیست خب خارج از عرف است رضا همان اول واکنش نشان می دهد اما بعد آرام می شود و انگار می تواند با موضوع کنار بیاید، اساسا نقشه کشی او و دوستش برای آسیب رساندن به جنین داخل شکم مریم آنقدر سطحی ست (البته نابلدی فیلمساز است) که مخاطب نمی تواند آن را بپذیرد و فیلم از این تصادف و حادثۀ ساختگی آسیب جدی تری خورده است چرا که این حادثه بیشتر به اتفاقاتی مثل سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد شباهت پیدا کرده و از سکانس حادثه به بعد ده دقیقه موسیقی متن پخش می شود و لیلا در کما باقی می ماند و سه کاراکتر دیگر پشت درب آی سی یو منتظر می مانند و در این میان که شرایط نسبتا بحرانی بوجود می آید فرید به دلیل دروغ آتنا به فرنگ برمی گردد و رضا هم به دلیل طرح نقشۀ حادثه بازداشت می شود اینجاست که رابطه میان آن ها الکن می ماند و فیلم به زور می خواهد تمِ فمینیستی به خود بگیرد دو مرد دو زن را در موقعیت خاص تنها می گذارند، که همانطور گفته شد به دلیل عدم شخصیت پردازی نمی توانیم این مسئله را بپذیریم، چرا که شناسنامه ای از میزان رابطه فرید و آتنا به ما داده نمی شود و از سوی دیگر رضا هم به عنوان یک شوهر جایگاه مشخصی و نشانه های ابتدایی یک شوهر را ندارد فیلمساز تصمیم می گیرد فیلمش را حداقل با یک شعر از زبان آتنا که می تواند جنبه فمینیسی هم داشته باشد پایان دهد چند نفر فدا می شوند تا آتنا صاحب یک فرزند بشود این می تواند ساده ترین پیام اخلاقی فیلم باشد! رافعی نام فیلمش را با دقت و ظرافت انتخاب کرده چون زمانی که فیلم به پایان می رسد مخاطب دچار بُهت می شود چرا که این فیلم به دلیل ضعف های محتوایی و فضای تیره و سردش نمی تواند یک اثر حداقل ساده باشد، بُهت با یک فیلم ساده به شدت فاصله دارد ضعف های اثر آنقدر رو است که مخاطب را پس می زند، از لحاظ اجرا هم با یک اثر تله فیلمیِ شلخته طرف هستیم کادرهای مدیوم شات یا ایستایی و تدوینی که نتوانسته فیلم را نجات بدهد و اضافه کنید بازی پایین تر از متوسط بازیگران را، بازی های سرد و کم جان یا منفعلانه ی مهتاب کرامتی و علیرضاآقاخانی و دوبازیگر دیگرش از نکات به شدت ضعیف فیلم است، این حس درونگرایی آقاخانی در تمامی آثارش او را به یک بازیگر تکراری مبدل کرده است و از آن بدتر بازی رعنا آزادی ور که در ایفای نقش یک زن باردار الکن مانده بازیگر نقش رضا هنوز در دیالوگ گویی و ارائه واکنش مشکل جدی دارد او چه گونه برای این نقش انتخاب شده است ؟

فیلم بُهت نمی تواند برای مخاطب جذابیت حداقلی داشته باشد برای همین بعد از پایان از ذهن مخاطب پاک می شود.  

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است