ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
1
محمد سلگی
۴ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعmohammadsolgife.blogfa.com

زنده باد اقتباس / بخش دوم

در مطلب قبل به اهمیت اقتباس ادبی در سینما و بررسی تعدادی از مشهورترین فیلم های اقتباسی سینمای جهان پرداختیم. در این نوشتار اقتباس در سینمای ایران را تحلیل می کنیم.

   رمان ( novel ) قالبی است در ادبیات که شکل علمی و مدون آن از غرب - حدود قرن 18 م - آغاز شد و به کشورهای دیگر رسید. در سال­های جنبش مشروطیت و آگاهی­ های برخاسته از آن ، نخستین رمان های ایرانی نوشته شد ؛ رمان هایی مثل : شمس و طغرا از محمدباقر میرزا خسروی ، سیاحت نامه ابراهیم بیگ از حاجی زین العابدین مراغه ای ، عشق و سلطنت از شیخ موسی کبودرآهنگی ، تهران مخوف از مشفق کاظمی و شهرناز از یحیی دولت آبادی. 
   در دوران معاصر هم نویسندگانی نام آور همچون : صادق هدایت ، محمود دولت آبادی ، علی محمّد افغانی ، ایرج پزشکزاد و بزرگ علوی ، موجب رواج و تثبیت این قالب نوپا در ادبیات ایران شدند. 
   پس از اقتباس های متعدد بزرگان سینمای جهان از رمان های مختلف و با انتشار فراگیر رمان های معروف پارسی ، سینماگران ایرانی هم به سوی اقتباس روی آوردند و آثار گوناگونی آفریدند ؛ چند نمونه از این آثار :
- گاو (1348) ، داریوش مهرجویی : یکی از نخستین و بهترین آثار اقتباسی سینمای ایران. از داستان چهارم کتاب « عزاداران بَیَل » نوشته ی دکتر غلامحسین ساعدی. با نام بردن از این فیلم موفق ، ناخواسته به یاد بازی تکرارناپذیر استاد عزت الله انتظامی در نقش مش حسن می افتیم. 
- داش آکل (1350) ، مسعود کیمیایی : داستان کوتاه « داش آکل » از مجموعه ی « سه قطره خون » صادق هدایت. این داستان را باید بارها خواند و مسحور روایت و قلم سحرانگیز آن شد. بدون شک « داش آکل » یکی از بهترین داستان های کوتاه ادبیات ایران است.
برای اینکه داش آکل بر پرده سینما بیاید و همانند داستانش از مخاطب دلبری کند ، هیچ کسی بهتر از مسعود کیمیایی به ذهن نمی آید ؛ کیمیایی که در نوع فکر و سبک نوشتارش شباهت هایی هم به هدایت دارد. کار ارزنده ای که کیمیایی در نوشتن و ساختن داش آکل کرد ، این بود که به اصل داستان هدایت پایبند ماند ؛ ولی خرده داستان ها و دیالوگ هایی به آن افزود که کاملا در راستای داستان بود و از قصه بیرون نمیزد. دیالوگ هایی مثل : مرد وقتی مرده که آزاد باشه یا آدم هر چی داره از پر قنداق داره. 
طبیعی است که کیمیایی پس از خلق قهرمانی چون قیصر ، بتواند از پس شخصیت پردازی داش آکل برآید. پس نتیجه اش میشود یکی دیگر از ماندگارترین و درخشان ترین بازی های بهروز وثوقی در فیلمی دیگر از مسعود کیمیایی.
از همین داستان داش آکل هدایت ، در فیلم « چشم هایش » ساخته فرامرز قریبیان ، یک اقتباس دور (الهام گیری) داشتیم که برایندی تحسین برانگیز در پی داشته. هرچند که این فیلم در سینمای ما مهجور مانده ؛ ولی تماشایش و نگاه دوباره اش را به همه سینمادوستان پیشنهاد میکنم. 
- تنگسیر (1352) ، امیر نادری : بر پایه رمان « تنگسیر » به قلم صادق چوبک. امیر نادری به متن رمان پایبند است و به مانند کیمیایی ، ساختن قهرمان قصه اش را به بهروز وثوقی در نقش زائر محمد واگذار میکند. او هم بار دیگر هنرش را به رخ می کشد و هنرنمایی دیگری می افزاید به کارنامه پربارش.
- شازده احتجاب (1353) ، بهمن فرمان آرا : بر اساس رمان مدرن « شازده احتجاب » اثر هوشنگ گلشیری. فرمان آرا هم مانند امیر نادری کاملا به متن وفادار است و با حذف بعضی رخدادها و دیالوگ های کتاب ، متن رمان را به تصویر می کشد.
- بوف کور (1354) ، کیومرث درم بخش : ناگفته پیداست که از روی رمان نامدار و بین المللی صادق هدایت ساخته شده. تفسیر و تحلیل رمان « بوف کور » کاری بس شگرف و دشوار است ؛ چه رسد به سینمایی کردن آن ! به همین خاطر ، فیلم درم بخش فقط به روایت خط به خط نوشته هدایت پرداخته و اثری کم عمق و سطحی آفریده شده. 
داریوش مهرجویی برای فیلم «هامون» از بوف کور تاثیر پذیرفته و توانسته یکی از برترین قهرمان های سینمای ایران - حمید هامون با نقش آفرینی جاودانه شادروان شکیبایی – را بیافریند. 
- ناخدا خورشید (1365) ، ناصر تقوایی : همان طور که در تیتراژ فیلم می بینیم ، اثر معروف ناصر تقوایی ، برداشتی است آزاد از رمان « داشتن و نداشتن » ارنست همینگ وی. تقوایی ، رمان بی نظیر ایرج پزشکزاد را هم به سریال نامدار « دایی جان ناپلئون » تبدیل کرده. 
- گرداب (1383) ، حسن هدایت : این بار هم مجموعه داستان « سه قطره خون » صادق هدایت و داستانی به نام گرداب. حسن هدایت متن داستان را به فیلم تبدیل کرده ؛ اما فیلمی ناموفق و خسته کننده که بر خلاف داستانش ، پس از یک بار دیدن به فراموشی سپرده می شود. 
- پدر آن دیگری (1394) ، یدالله صمدی : بر پایه رمان « پدر آن دیگری » اثر پرینوش صنیعی. فیلمی ساده ، جمع و جور و کم ادعا ؛ اما سربلند و تاثیرگذار. با هنرمندی چشمگیر هنگامه قاضیانی. 
و چند نمونه دیگر ...
   حالا این پرسش پیش می آید که آیا سهم سینمای ما از اقتباس باید همین اندازه باشد ؟! در روزگاری که همه از کمبود داستان و سناریوی ارزشمند و قصه گو می نالند ، چرا دست بدامان ادبیات خودمان نشویم؟! ادبیاتی که هیچ کس از درگاهش دست تهی بازنمیگردد و هرکس به فراخور ظرفیتش ، خوشه چینی و توشه اندوزی میکند. 
آثار کلاسیک نظم و نثر ما به کنار ؛ - درباره این این آثار به مطلب (( چنته خالی سینمای ما )) مراجعه فرمایید – چنین رمان هایی را دریابیم :
- کلیدر : جای یک سریال عظیم یا سینمایی چند قسمتی از کتاب سترگ محمود دولت آبادی بزرگ ، واقعا خالی است. همایون باد بخت بازیگری که بتواند به گل محمد جان بخشد و مصورش کند. ( شاید حمید فرخ نژاد عزیز بهترین گزینه باشد ) 
و هم چنین دیگر اثر دولت آبادی : جای خالی سلوچ.   
- سووشون : خلق شده به دستان توانمند سیمین دانشور. حتما یوسف و زری در عالم سینما ، زوجی ماندگار خواهند شد. 
- چشم هایش : بزرگ علوی. داستان استاد ماکان و فرنگیس ، کششی سینمایی و قصه آفرین دارد. 
- شوهر آهوخانم : نوشته علی محمّد افغانی. سر پر سودای سید میران و کشمکش های آهو و هما را میتوان هنرمندانه به تصویر کشید تا برای مخاطب جذاب باشد. 
   فراموش نکنیم برای جان تازه بخشیدن به سینما یا تلویزیون ، یک راه ثابت شده و قطعی وجود دارد و آن روی آوردن به گلستان پرنقش و نگار ادبیات و گونه ی اقتباس است ؛ چه زیبا فرموده وحشی بافقی :
اقتباس نور اگر از پرتو رایت کند
تا ابد منفک نگردد روشنایی از شرار