نقد فیلم فراری, دغدغه های شریف یک فیلمساز

۳ سال پیش

۲۷ فروردین ۱۳۹۷

«دغدغه‌مندیِ شریف» فیلمساز در روزگاری که کارگردان‌های هم‌دوره‌اش فقط می‌سازند تا حضورشان را ثبت کنند و دائما در حال تنزل هستند، قابل تحسین است. اینکه داوودنژاد بعد از این سال‌های متمادی کار در عرصه سینما به فرم و محتوا توامان اهمیت می‌دهد و بالطبع به مخاطبش احترام می‌گذارد بسیار ارزشمند است.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

گلنار (ترلان پروانه) در پی یافتن یک ماشین فراری قرمز به تهران می آید تا شاید به آرزوهای خود برسد. نادر (محسن تنابنده) با آگاهی از موقعیت گلنار تلاش می کند او را به واقعیت های زندگی برگرداند اما...

 یک سینمای اجتماعی دغدغه‌مند و شریف! اگر بخواهیم فیلم «فِراری» علیرضا  داودنژاد را با چند کلمه بیان کنیم، نتیجه جز این نخواهد بود. داوودنژاد  بعد از اینکه با فیلم مرهم به سینمای اجتماعی‌اش بازگشته در این سال‌ها با  فراز و فرودهایی در پرداخت فرم و محتوا همراه بوده است. اما «فراری» فیلمی  است که از لحاظ فرم و قالب داستانی سرپاست و بدون شک از این لحاظ می‌توان  آن را بهترین اثر او در این سال‌ها دانست. داوودنژاد در ادامه کارهای قبلی  این بار داستان دختر نوجوانی را روایت می‌کند که برای دستیابی به رویاهایش  از روستای خود فراری می‌شود و به تهران می‌آید. گلنار که خودش از دل یک  ناهنجاری اجتماعی بیرون آمده است در جست‌و‌جوی یک فراری با راننده‌ای همسفر  می‌شود و شهر را بالا و پایین می‌کند تا از نزدیک با معضلات جامعه روبه‌رو  شود و مخاطب را نیز در این مسیر با خود همراه می‌کند. 


فیلم فِراری از چند  لحاظ قابل اهمیت است. ابتدا اینکه با وجود ورود به عرصه معضلات اجتماعی،  روایت سالم و به دور از سیاهنمایی ارائه می‌کند. این درست بر خلاف آثار  مشابهی است که این روزها در سینمای ایران شاهد آن هستیم. فیلم با وجود  پرداختن به موضوعاتی همچون دختران فراری، فاصله طبقاتی، تهاجم رسانه‌ای و  فرهنگی سریال‌های ماهواره‌ای و حتی خودفروشی زنان، سعی کرده به دور از  سیاهنمایی به بیان مسائل زیر پوست شهر بپردازد و این موضوع علاوه بر  دلنشین‌تر کردن خود اثر، قصه آن را برای مخاطب قابل هضم‌تر می‌کند. در عین  حال فیلم ادعایی ندارد و از ادا و اطوارهای روشنفکری هم بخوبی دوری می‌کند و  در این دام نمی‌افتد. «دغدغه‌مندیِ شریف» فیلمساز در روزگاری که  کارگردان‌های هم‌دوره‌اش فقط می‌سازند تا حضورشان را ثبت کنند و دائما در  حال تنزل هستند، قابل تحسین است. اینکه داوودنژاد بعد از این سال‌های  متمادی کار در عرصه سینما به فرم و محتوا توامان اهمیت می‌دهد و بالطبع به  مخاطبش احترام می‌گذارد بسیار ارزشمند است. 


از طرف دیگر فیلم در عین اینکه  حرف‌هایش را بخوبی و رسا می‌زند، شعار هم نمی‌دهد و آنقدر لطیف به معضلات  می‌پردازد که اگر در برخی مسائل مخاطب با روایت و نوع نگاه فیلم مخالف  باشد، باز هم از تماشای ادامه فیلم دلسرد نمی‌شود. نقد شبکه‌های اجتماعی و  تاثیر آن روی جوانان و به طور کلی جامعه آنقدر درست و بجا به تصویر درآمده  که می‌تواند به تلنگری مفید بر مخاطب منتهی شود.


 بر خلاف دیگر آثار  داوودنژاد که معمولا شلوغ و پر بازیگر است، فراری بر نقش‌آفرینی 2 بازیگر  استوار است و این موضوع با بازی خوب بازیگران فیلم همراه شده است. محسن  تنابنده که نقش راننده را برعهده دارد، به خوبی توانسته از پس نقشی که به  او سپرده‌اند، برآید بویژه آنکه در این فیلم نیز او همانند سریال پایتخت  باید با لهجه‌ای غیر از لهجه عادی خودش صحبت کند و اتفاقا این بار نیز در  این زمینه موفق ظاهر شد و در نهایت هم برای همین نقش سیمرغ بهترین بازیگر  مرد جشنواره سی‌وپنجم فیلم فجر را نیز از آن خود کرد. بازی ترلان پروانه هم  در نقش سختی که به او محول شده است قابل قبول است و از نقش کوتاه و متفاوت  سیامک صفری هم نمی‌توان صرف‌نظر کرد. 


فیلمبرداری فیلم هم با حضور محمود  کلاری توانسته به یکی از نقاط قوت آن تبدیل شود و خبری از نماهای آزاردهنده  در فیلم نیست. در کنار آن فیلم با توجه به روایت خود توانسته بخوبی از  موسیقی خوب و تاثیرگذارش بهره بگیرد البته بدون شک فیلم فراری همچون هر اثر  هنری دیگری خالی از اشکال نیست اما به طور کلی در مقام مقایسه، «فراری»  نه‌تنها در بین مجموعه آثار علیرضا داوودنژاد بلکه در میان آثار اجتماعی  همجنس خود در سال‌های اخیر سینمای ایران یک قدم جلوتر است. 


نقدهای مرتبط با این اثر

آصف سعادتی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
مسخره باز (Maskhare Baz)
هر شخصیت در فیلم با کلیشه های کلامی خاصی همراه است که کارگردان دوست دارد با آنها بازی کند و با تکرار بجای این دیالوگ ها مخاطب را با خود همراه می کند و بعضا لبخند را بر لبان تماشاگران می نشاند...ادامه مطلب
تنگه ابوقریب (The Lost Strait)
فیلم به معنای واقعی کلمه تجربه جدیدی در سینمای دفاع مقدس به شمار می رود. از فیلمبرداری صحنه های فیلم که به بهترین حالت خود در راستای فضای مدِنظر نویسنده و کارگردان قرار دارد، نمی توان گذشت. همان طور که گفته شد فیلم می خواهد جوانِ امروزیِ جویایِ حقیقت و البته واقعیتِ جنگ را با آن مواجه کند و این مسئله بدون اتخاذ این دکوپاژهای دقیق و سینمایی ابتر می ماند. همین یک دلیل کافیست تا بدانید تنگه ابوقریب را حتما باید بر پرده سینما دیدادامه مطلب
آصف سعادتی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
آینه بغل (Wing Mirror)
کنایه های طنز آلود سیاسی به صورت کاملا فکر شده ای در سرتاسر فیلم جاری است و مردمِ آشنا با سیاست ایران را با شوخی هایش با سیاست مردان بسیار سر ذوق می آورد. از یادآوری ۴ درصدی ها و ۹۶ درصدی ها تا شوخی با دکتر ظریف و دیپلماسی خارجی و برجام در قالب شخصیت آشپز وزارت امور خارجه به درستی و مناسب در فیلم قرار گرفته است.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده