ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد سریال شهرزاد, Shahrzad, "جادوی قصه"

فرین هادی
۳ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

  

  

" جادوی قصه"

" نگاهی به سریال شهرزاد از دریچه قصه های هزار و یکشب"

 بی شک سریال "شهرزاد" فارغ از تمام نقاط ضعف و قوتش، اتفاقی مهم در عرصه سریال سازی سال های اخیر است. سریالی با حجم مخاطب بالا که اعتماد از دست رفته مخاطب به شبکه نمایش خانگی را بازگرداند و استانداردهای سریال سازی در این حوزه را جا به جا کرد.

سریال شهرزاد را میتوان از منظرهای متفاوتی مانند شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی دوره ای که قصه در آن میگذرد، مورد ارزیابی قرار داد، اما این نوشتار قصد دارد با رویکردی متفاوت و از دریچه قصه های هزار و یکشب که منبع ارجاع شماری از آثار حسن فتحی است، به این اثر بنگرد.

 مفهوم اخلاق در قصه های هزار و یکشب: مفهوم اخلاق به عنوان موضوعی چالش برانگیز و عاملی تاثیر گذار بر انتخاب های انسان از دیرباز در آراء فلاسفه و آثار نویسندگان مطرح گردیده است. قصه های هزار و یکشب نیز با رویکردی متفاوت و ساختارشکنانه به این مقوله نگریسته و بسیار موشکافانه در آنچه که عرف به عنوان مفاهیم و اصول مطلق اخلاقی میشناسد گسست ایجاد میکند و مفاهیم اخلاقی را به مثابه اصولی نسبی در نظر میگیرد، به این مفهوم که به جای ارزیابی یک عمل به صورت مطلقا اخلاقی یا غیر اخلاقی به شرایطی که منجر به بروز آن فعل گردیده است نظر می افکند؛ در این کتاب نمونه های بسیاری از این نوع نگرش را در رفتار انسان هایی که به نوعی مورد ظلم قرار گرفته و در پاسخ به ظلم وارده و برای دفاع از خود از ابزار مکر و حیله یا خیانت استفاده میکنند (نمونه بارز آن در مدخل هزار و یکشب و داستان عفریت و زن زیباروی) میتوان دید. در سریال شهرزاد نیز باور پذیری شخصیت  "قباد دیوان سالار" - علیرغم همه خطاها و جنایاتی که مرتکب شده است.- به نگرش نسبی به مفهوم اخلاق بر میگردد که شرایط سخت و ناگواری را که منجر به شکل گیری شخصیت وی شده در تصمیمات و اعمالش دخیل میداند.

قصه انسان های حاشیه: هزار و یکشب بیش از هر چیز کتابی است در مورد انسان های حاشیه. انسان هایی که جریان سلطه آن ها را به حاشیه رانده و منزوی کرده است. انسان حاشیه ای که روزی به متن خواهد آمد و تلاش خواهد کرد تا انتقام و حق خود را از جریان سلطه بگیرد. در این سریال، حکومت حاکم و نماینده آن،  "بزرگ آقا دیوان سالار " نمونه بارز جریان سلطه و "شهرزاد"،  "قباد" و "فرهاد" نمونه انسان های حاشیه ای هستند که به متن آمده و هر کدام با رویکردهایی متفاوت، سعی در اثبات خویش، بهبود شرایط و دفاع از خود و اطرافیانشان در مقابل نمادهای قدرت دارند.

افزون بر این، هزار و یکشب کتابی در مورد حاشیه انسان هاست. منظور از حاشیه انسان ها، ابعادی از شخصیت افراد بوده که گاهی بر خود آنان نیز پوشیده است. (مفهوم سایه شخصیت در روان­شناسی کارل گوستاو یونگ) ابعادی که هنگام مواجه فرد با شرایط ویژه منجر به اتخاذ تصمیمات و بروز اعمالی میگردد که حتی ممکن است برای خود شخص نیز قابل باور نباشد. از همین منظر، پاره ای از رفتارهای هیجانی، تصمیمات و انتخاب های غیر منطقی پرسوناژهای داستان ( خصوصا قباد و فرهاد) برآمده از حاشیه یا همان سایه شخصیت هاست.

 نقش جنسیت در قصه های هزار و یکشب: در بررسی نقش جنسیت در قصه های هزار و یکشب به نقش پر رنگ زنان در قصه ها و قدرتی که در پیشبرد داستان ها و تغییر شرایط دارند میرسیم. زنان هزار و یکشب بر خلاف جریان غالب در اعصار گذشته عمدتا زنانی کنشگرند که با سیاست­ ورزی، سعی در خروج از حاشیه و تثبیت جایگاه خود دارند. زنانی که گاهی با تصمیمات خود شهری را در هم ریخته یا با خود همراه میکنند (حکایات دلیله محتاله و معروف پینه دوز) و در راه رسیدن به هدف از هر ابزاری بهره می جویند. این ویژگی زنان در سریال در قالب شخصیت شهرزاد به عنوان زنی مستقل، قوی، تحصیل­کرده و روشنفکر و در وجه منفی آن در شخصیت " اکرم" که از ابزارهای زنانه، مکر و حیله جهت پیشبرد اهداف خود استفاده میکند متبلور شده است.  پیروزی و حاکم شدن خیر در پایان داستان با به تصویر کشیدن انتقال قدرت خاندان دیوان سالار به دو زن - شهرزاد و شیرین- نیز بیش از هر چیز تداعی کننده موفقیت شهرزاد و دنیازاد در درمان جنون شهرباز و نجات مردمان سرزمینش در قصه های هزار و یکشب است، کارکردی اسطوره ای که مشابه آن را در داستان "ضحاک ماردوش" شاهنامه نیز شاهد هستیم. 

 مفهوم "قصه ­درمانی": از دیرباز قصه­ گویی یکی از ابزارهای مفید جهت انتقال مفاهیم و راهی برای نیل به هدف مورد نظر نویسنده یا قصه­ گو بوده است. در قصه ­های هزار و یکشب نیز شهرزاد از این ابزار در راه درمان "شهرباز" بهره میبرد. شهربازی خیانت ­دیده که سه سال است "زن­ کشی" خوی و عادتش شده و شهرزادی که آمده تا با سه سال قصه گویی، نه تنها این خلق را درمان کند که مفاهیم تثبیت شده در ذهن شهرباز را تغییر دهد. چینش، حفظ توالی صحیح قصه های هزار و یکشب و انتخاب قصه مناسب در هر شب با توجه به روند بهبود شهرباز و گره های شخصیت وی در نهایت منجر به درمان و رستگاری ملک میگردد. مفهوم رشد و رستگاری به عنوان هدف غایی انسان از حیات همواره در ادبیات، مکاتب و ادیان مختلف مورد توجه قرار گرفته است و در این سریال نیز به زیبایی و در قالب سیر تحول و تکامل تدریجی "ملک جوانبخت" داستان به کمک قصه های شهرزاد به تصویر کشیده شده است، رستگاری ای که با مرگ وی کامل میگردد.

 مفهوم "کوچ": در پایان این نوشتار، مفهوم کوچ به عنوان مفهومی تاثیرگذار در قصه های هزار و یکشب بررسی میگردد. کوچ در داستان های هزار و یکشب بسان ابزاری جهت برون رفت از بحران و شرایط دشوار عمل میکند. در مقایسه با سیاست ورزی و مکر که سلاحی زنانه در این داستان­ هاست، کوچ سلاحی عمدتا مردانه بوده و همواره حامل پاداشی برای مسافر است. مردان داستان­ های هزار و یکشب با کوچ جهان جدیدی را کشف کرده، در مسیر رشد گام برداشته و راهکاری جهت خروج از موقعیت دشوار کنونی می­یابند. در سریال نیز قصد سفر در قسمت های پایانی، پس از تصمیم به آزاد ساختن شهرزاد از عمارت دیوان سالار از سوی قباد مطرح میگردد و در انتها نیز داستان با کوچ فرهاد به پایان میرسد.  

شهرزاد هرچند در بخش هایی (بوِیژه در فصل 2) دچار اطناب بی ­دلیل برخی روابط و حوادث فاقد تاثیر دراماتیک (همچون رابطه هاشم و بلقیس و شاپور و ثریا) می­شود و با وجود ضعف هایی در فیلم نامه، شخصیت پردازی، ارجاعات تاریخی و استفاده از زبان، اثری درخور توجه است که خبر از آگاهی دقیق نویسندگان آن نسبت ­به منبع ارجاع اثر می­دهد و ضرورت بهره گیری از آثار و متون ارزشمند ادبی در تولید آثار هنری را یادآور میشود.

منابع:

1. قصه های هزار و یکشب- عبداللطیف طسوجی تبریزی

2. خوانش اخلاقی و جنسیتی قصه های هزار و یکشب – نغمه ثمینی

فرین هادی 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است