0
محمد تقی زاده
یک سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه بانی فیلم

نقد فیلم یتیم خانه ایران, توانا در ایده پردازی ، ناتوان در قصه گویی

امتیاز منتقد به فیلم :

ابوالقاسم طالبی را میتوان دیگر، یکی از استراتژییست ترین فیلم سازان سینمای ایران نامید که بخصوص در دو فیلم اخیرش نشان داده فراتر از پیام و ایدئولوژی و ارزش که همفکرانش مانند حاتمی کیا وده نمکی و مرحوم سلحشور جستجو می کردند وی به دنبال اهداف استراتژیک تر و تاثیرگذارتری است. به نحوی که طالبی در قلاده های طلا به بازسازی حوادث سال 88 میپردازد و در یتیم خانه ایران پرده از خیانت ها  و استعمار و قلدری های دولت متجاوز انگلستان بر میدارد تا بقول خود...

ابوالقاسم طالبی را میتوان دیگر، یکی از استراتژییست ترین فیلم سازان سینمای ایران نامید که بخصوص در دو فیلم اخیرش نشان داده فراتر از پیام و ایدئولوژی و ارزش که همفکرانش مانند حاتمی کیا وده نمکی و مرحوم سلحشور جستجو می کردند وی به دنبال اهداف استراتژیک تر و تاثیرگذارتری است. به نحوی که طالبی در قلاده های طلا به بازسازی حوادث سال 88 میپردازد و در یتیم خانه ایران پرده از خیانت ها  و استعمار و قلدری های دولت متجاوز انگلستان بر میدارد تا بقول خود فیلمساز یکی ازمهمترین اتفاقات این سرزمین را واکاوی و تعریف کند  که میلیونها ایرانی در آن جان خود را ازدست دادند و البته هیچ اثر و ردپایی در کتابهای دانشگاهی و حتی مدرسه دانش آموزان هم در آن دیده نمیشود و یکی از صدها هزاراتفاق و حادثه ای است که پتانسیل فیلم شدن  و آشنا کردن مردم با تاریخ کشورشان را دارد که متاسفانه خیلی فیلم نامه نویسان مان سراغش نمیروند و طالبی این همت را انجام داد و این واقعه مهم تاریخ ایران را فیلم کرد.
اما آنچه فیلم را دچار مشکل وروایت و باورپذیری داستان را سست وکم اثرمیکند موضع واضح و بسیارتکرار شونده فیلمساز که در اینجا فیلمنامه نویس هم هست به حساب میاید. طالبی نتوانسته فارغ از ایرانی بودن داستانی واقعی و تاریخی را بدون لکنت تعریف کند و بارها و بارها موضع گیری و جهت گیری اش را در فیلم القا میکند بطوریکه دیگر داستان از روند واقعی بودن و مستند بودن خارج میشود و گویی شخصی که با دشمنی مواضع ضد استعماری اش را مکررا در حال تکرار کردن است. باز تاکید میکنم که موضع و محتوای فیلم اصلا بحث مورد اشکال و بحثی نیست و نویسنده بمانند شمار زیادی از مردم این کشور شاهد تجاوزها و استعمار و تحقیرکردن مردم ایران توسط دولت انگلستان بودند. ولی آنچه مورد تامل و بحث است نوع طرح این مواضع درست در قالب داستانی جذاب و شخصیت ها وقهرمانی هایی باورپذیر و واقعی است چیزی که طالبی موفق به آن نشده و مهمترین ضربه را به  فیلم زده است، این اشارات مستقیم و شعارهای پیاپی بجای القائات غیرمستقیم و کنایات کوتاه است . این خودش مهمترین دلیل برای پس زدن تماشاگری است که آمده است در درجه اول فیلم ببیند وسرگرم شود و درکنارش شاید (تاکید میکنم شاید) تاثیر بپذیرد و به فکر فرو رود.
گذشته از موضع گیری و جهت گیری آشکار فیلمساز ، داستان فیلم هم در جاهای بسیاری دچار لکنت و بلکه سکته میشود و تنها حوادث و اتفاقاتی که خیلی قبل و بعد و دلیلش مشخص نیست پشت سرهم ردیف میشوند و تماشاگر به واقع از عدم انسجام و پیوستگی فیلمنامه که در فیلم واضحا قابل مشاهده است به شدت کلافه و سر درگم میشود . فیلم داستان یتیم خانه ای است که توسط افراد مذهبی و متدین اداره میشود و پس از فوت قیم و سرپرست اصلی مسئولیت این نوانخانه به قهرمان فیلم با بازی علیرام نورایی میرسد . چند بار دولت انگلیس که در آن زمان تسلط و تاثیر مهمی در روابط داخلی ایران داشتند غذا و آذوقه این یتیمان را غارت میکند و این بهانه ای میشود تا قهرمان فیلم که قبلا در جنگل با انگلیسی ها درجنگ بوده و زخمی به آنها زده است غیرتش به جوش بیاید و برای تامین این کودکان یتیم به مبارزه با انگلیسی ها و عمال ایرانی شان بپردازد . در این بین فیلمساز قصد روشن کردن چهره واقعی افرادی را دارد که در بین مردم ایران و در بازار و مطبوعات رخنه کردند و با مردم  این مملکت نشست و برخواست میکنند ولی از جای دیگر کسب در آمد میکند. داستان فیلم بیش از این چند خط نیست و در طول فیلم بارها و بارها تعارض و مقابله قهرمان با این عناصر منفی فیلم را شاهد هستیم که بهانه های مختلف تکرار میشود و در این بین وضع مردم ایران روز به روز بدتر میشود و بیماری و گرسنگی جان میلیونها ایرانی را میگیرد.
فیلم سعی میکند بدون داشتن فیلمنامه ای قوی و داستان و شخصیت های باورپذیر با نشان دادن تصاویر ونماها و مکان های زیبا و جذاب دل تماشاگری را ببرد که به دیدن بیگ پروداکشن های هالیوودی عادت کرده است به همین دلیل در طول فیلم با لوکیشن ها و تصاویر چشم نواز (بخصوص در اوایل فیلم و در شمال) و زد وخوردهای متعدد و جلوه های ویژه میدانی که محسن روزبهانی استادش است مواجه میشویم که هدفی ندارد جزسرگرم کردن لحظه ای تماشاگر بمانند  فیلم های سطحی سینمای امریکا که به جای داستان و شخصیت پردازی میخواهند با جلوه های ویژه و خشونت تماشاگر را جذب کنند .
گلدرشت بودن و وضوح پیام های فیلم اینقدر زیاد و ذوق زننده بود که گویی داستان ها و پرداخت و تحلیل شخصیت ها خیلی مورد نظر فیلمساز نبوده است و فقط موضع ضد استعماری و وطن پرستی فیلمساز که بسیار موضع شریف و قابل تحسینی است مدنظر گروه تولید بوده است و باز فیلم های ضد ایرانی هالیوود و اروپایی را تداعی میکند که فقط قصد زدن ایران و اسلام را دارند وهیچ توجهی به مدیوم سینما و قواعد و کیفیت یک اثر هنری ندارند. طالبی هم انگار در پاسخ به این فیلم های ضعیف و غیر استاندارد ایده ای جذاب و تاریخی را با کمی شتابزدگی در پرداخت داستان تلف کرده و این خود دلیل اصلی عدم موفقیت فیلم مهم از نظر محتوا و غیر مهم و شعاری از نظر فرم یعنی یتیم خانه ایران شده است.

 


محمد نامیرا
۹ ماه پیش
با عرض سلام و احترام.مگه فیلم یا پیام بدون موضع گیری هم داریم؟وقتی مدعی میشی بخشی تاریخ حذف شده باید دلیل حذفش رو هم بگی.این فیلم یک فیلم تاریخی بود.اما به نظرم صرفا نیاز نبود مستند وار بیان بشه.
پاسخ

داستان قحطی و خشکسالی عظیم ایران که در سال‌های 1295 تا 1297 و در کوران جنگ اول جهانی و در زمان اشغال ایران به دست قوای بیگانه روس و انگلیس رخ داد را روایت می کند.