ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم زندگی زیباست, Life Is Beautiful, به روی غم، لبخند بزن

انصار امینی
۲ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

این فیلم در سال در سال 1998 اسکار بهترین فیلم خارجی و همچنین اسکار بهترین بازیگر مرد (روبرتو بنینی)را بدست آورد. جالب است که فیلم بچه های آسمان مجید مجیدی نیز در همین سال یکی از رقبای زندگی زیباست بنینی بود که از رقابت برای کسب اسکار جا ماند.

  

بیان واقعیت تلخ است و به تصویر کشیدن آن حتما تلخ تر! درباره ی اردوگاه آشویتس، کشتار یهودیان، و هولوکاست، فیلمهای قابل اعتنایی ساخته شده اند شاید بتوان مدعی شد که معروف ترین فیلم در رابطه با این کشتار، "شیندلر لیست" از اسپیلبرگ، محصول سال ۱۹۹۳ است که با بازی بی نظیر لیام نیسون شهرتی بیش از فیلم های دیگر تا به امروز کسب کرده است. 

"زندگی زیباست"، از روبرتو بنینی بازیگر، نویسنده و کارگردان شهیر ایتالیایی محصول 1997 است که با همان جملات اول در آغاز فیلم، ما را به مبارزه با یک فیلسوف طناز دعوت می کند "این یک داستان ساده است اما بازگو کردن آن شاید به این آسانی نباشد"! همین جملات، حکم تلنگری به تماشاگر را دارد تا فریب صحنه های طنز نیمه اول فیلم را نخورد که داستانی دیگر در راه است. 

گوییدو مردی یهودی است که بی اعتنا به دین و کیش خود، سرخوشانه، دنیا را نظاره می کند. او سوار بر اتفاقات این دنیاست، چه اینکه وقتی برای کسب و کار و دیدار عمویش به شهری تازه وارد می شود در یک اتفاق با دختری زیبا برخورد می کند و بازهم در سری اتفاقات دیگر در میان جمعیت شهر، دوباره به همان دختر می رسد، دختری که مسیحی است و البته کارگردان از دورا(با بازی نیکولتا براسچی )نیز شخصیتی مذهبی نشان نمی دهد. این دو در نهایت عشق در حوالی 1940 با یکدیگر ازدواج می کنند و حاصل این ازدواج، پسری به نام جاشوا(با بازی جورجو کانتارینیا)است. نیمه اول فیلم در همینجا تمام می شود.

نیمه دوم با کودکی جاشوا شروع می شود تا فاشیسم را در جنگ جهانی دوم از لنز دوربینی متفاوت به ما نشان دهد. فاشیست ها، گوییدو، عمویش و جاشوا را برای رفتن به اردوگاههای مرگ، با خود می برند؛ اینجاست که دورا، دین را فدای عشق می کند و با التماس از یکی از افسران فاشیست می خواهد او را نیز سوار همان قطاری کنند که یهودیان، شوهر و پسرش را می برند.

گوییدو باهوش است و به آسانی معماهای سخت را حل می کند. "اگر نامم را صدا بزنی، دیگر من نمی توانم وجود داشته باشم" این یکی معماهایی است که در فیلم مطرح می شود و پاسخش "سکوت" است. شاید بتوان گفت که محور اصلی این فیلم نیز همین جمله است، که باید در برابر واقعیات تلخ زندگی، سکوت کرد یا بهتر بگوییم نباید واقعیات را جدی گرفت وگرنه دیگر چیزی برای زندگی کردن باقی نمی ماند. به همین دلیل است که گوییدو از همان آغاز ورود به اردوگاه، داستانی خیالی را برای جاشوا نقل می کند و کودک را متقاعد می کند که تمام این صحنه های بازی و مسابقه است، نباید نق زد و البته باید تا پایان این بازی با قدرت، دوام آورد.

برخی از صحنه های فیلم باورشان سخت است، اینکه فاشیست ها،تمام افراد پیر و کودکان در اردوگاه، را درون کوره های آتش می اندازند و تنها جاشواست که با حیله های گوییدو زنده می ماند این در حالی است که زمان در اردوگاه اصلا وجود ندارد و ما نمی دانیم حیله های گوییدو دقیقا چند روز، هفته یا سال دوام می آورند! اگر بیش از چند ماه این تبعید طول کشیده است که پنهان کردن جاشوا در این مدت، اصلا منطقی نیست و به روایت واقع نگرانه ی فیلم، ضربه می زند. درواقع ما تاریخ شکست متحدین را که 1945 است می دانیم اما زمانی را که خانواده گوییدو به اردوگاه تبعید می شوند در حاله ای از ابهام است! یا حداقل می توانیم حدس بزنیم که غریب یک سال در اردوگاه می مانند که زنده ماندن گوییدو و دورا در این مدت با توجه به قساوت قلب و سختگیری فاشیست ها منطقی نیست.

پایان فیلم اما روایتی باورپذیرتر و دراماتیک دارد که چون ترس از لو رفتن داستان را دارم از گفتن آن پرهیز می کنم. بنینی در این فیلم، جهان بینی خود را در سه جمله به کمک سینما روایت می کند: 1-زندگی ساده است پس با پیچیده کردن وقایع آن را تلخ نکن. 2-اتفاقات می توانند در زندگی ما بسیار تاثیرگذار باشند پس مثبت فکر کن تا اراده تو اتفاقات مثبت را شکل دهند. 3- امید، تنها کلید درهای بسته ی زندگی ماست و این سه جمله چقدر من را به یاد کتاب در جستجوی معنای ویکتور فرانکل می اندازد کسی که سالها در زندان های آشویتس سختی کشید اما پیروزمندانه، آزادی را در آغوش کشید و زندگی را معنا کرد.

این فیلم در سال در سال 1998 اسکار بهترین فیلم خارجی،  ‌بهترین موسیقی و همچنین اسکار بهترین بازیگر مرد (روبرتو بنینی)را بدست آورد. جالب است که فیلم بچه های آسمان مجید مجیدی نیز در همین سال یکی از رقبای زندگی زیباست بنینی بود که از رقابت برای کسب اسکار جا ماند.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است