نقد فیلم پسرکشی, filicide, معمای پوچ

۱۸ روز پیش

۱۴ مهر ۱۴۰۰

فیلمنامه نویس احتمالا به منظور رازآلودتر کردن درام، بسیاری از المان های اصلی کار را در هاله ای از ابهام قرار می دهد و با بهره گیری از تمهیداتی (به عنوان مثال اسم نداشتن کاراکترها) می کوشد تا فضای موهوم و پیچیده ی کار را موهوم تر و پیچیده تر کند اما به واسطه ی آن که پاسخی برای چرایی های روایت وجود ندارد بسیاری از این تمهیدات بیش از آن که در مخاطب حس کنجکاوی ایجاد کنند کار را دچار ضعف منطق روایی کرده اند و اثر به جای جذاب شدن الکن شده است.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

داستان این فیلم در 2 دهه 40 و 70 می گذرد و داستانی ‌معمایی از پیچیدگی‌های روابط خانواده ای است که به خاطر یک باور غلط، دهه ها دچار بحران هستند.

پسرکشی" فیلمی به کارگردانی محمدهادی کریمی است که داستان آن در دو دهه ی 40 و 70 می گذرد و درام تأثیرات تصمیمات و اعمال چند عضو یک خانواده را در گذشته بر زندگی خود آن ها و نسل های بعدی شان به تصویر می کشد؛ اعمالی که نشئت گرفته از نظرگاهی خرافه گرایانه هستند.
فیلم شروع کنجکاوی برانگیزی دارد. گره هایی که در طول فیلمنامه ایجاد می شوند باعث ایجاد کشش در فیلم می شوند و کار را در یک سوم ابتدای آن به تریلری جذاب و ترغیب کننده بدل می کنند اما رفته رفته و با پیشروی درام این پیچیدگی ها دچار نوعی ماسیدگی شده و لحن چندپاره ی فیلم و همچنین معماهای متعددی که روی هم تلنبار شده اند بدون آن که حتی کلیدی برای کشف و گره گشایی شان به مخاطب داده شود مخاطب را دچار رخوت و سکون کرده و علاوه بر آن که از پویایی درام کاسته می شود مخاطب نیز انگیزه ی خود را برای دنبال کردن فیلم به تدریج از دست می دهد.
فیلمنامه نویس احتمالا به منظور رازآلودتر کردن درام، بسیاری از المان های اصلی کار را در هاله ای از ابهام قرار می دهد و با بهره گیری از تمهیداتی (به عنوان مثال اسم نداشتن کاراکترها) می کوشد تا فضای موهوم و پیچیده ی کار را موهوم تر و پیچیده تر کند اما به واسطه ی آن که پاسخی برای چرایی های روایت وجود ندارد بسیاری از این تمهیدات بیش از آن که در مخاطب حس کنجکاوی ایجاد کنند کار را دچار ضعف منطق روایی کرده اند و اثر به جای جذاب شدن الکن شده است.
همچنین در فصل گره گشایی، مجدداً درگیر نوعی پیچیدگی بی مورد می شویم؛ به نظر می رسد فیلمساز قصد داشته با ایجاد حفره های بیشتر در فیلمنامه و پیچیده کردن زبان و لحن درام به اثر خود وجاهت بیش تری بدهد حال آن که در عمل این گره گشاییِ دیرهنگام با زبانی دشوار و به شیوه ای خام دستانه و ساده انگارانه طرح می شود و شاید لازم باشد تماشاگر برای درک درست و بهتر آن چند بار به صحبت های خواهر بزرگ تر (لیلا زارع) گوش کند تا بفهمد ماجرا از چه قرار بوده و علت تمامی آن اتفاقات و قطع رابطه ها و ... چیست! وقتی بستر ایجاد معما و راز آن قدر پیچیده است بهتر آن بود که فیلمساز از ترفندی بهتر و خلاقانه تر برای رمزگشایی استفاده می کرد اما متأسفانه هر آن چه در گذشته اتفاق افتاده در مونولوگی طولانی توسط یکی از کاراکترها برملا می شود که این خطایی فاحش در روایت پردازی است.
این که فیلمساز باورهای فرهنگی غلط و خرافه گرایی را در فیلم خود عامل بدبختی آدمهای داستان می داند اتفاق خوشایندی است و به بیانی دست به آسیب شناسی اجتماعی می زند و امتیاز پرداختن به این مسئله در "پسرکشی" شاید این باشد که پیام اخلاقی فیلم و رسالت فیلمساز هرگز گلدرشت و اغراق آمیز نمی شود و بر کلیت اثر سایه نمی اندازد.
فیلم اجرای قابل قبولی دارد؛ اجرایی که گامی جلوتر از متن آن قرار می گیرد. کارگردانی کریمی ساده و روان است و در عین حال سرشار از تعلیق. بازیگران فیلم نیز اکثراً بازی های قابل اعتنایی دارند که در رأس آن ها ژاله صامتی با بازی درخشانش قرار می گیرد. بازیگری که دو برهه ی مختلف سنی کاراکتر مادر را ایفا می کند و شاید او را بتوان جزوِ معدود برگ های برنده ی فیلم به شمار آورد. حضور قدرتمند و تعیین کننده ی صامتی از عناصری ست که به کار جذابیت بخشیده و شمایلی متفاوت و قدرتمند را از خود به جا می گذارد.
فیلم سکانس های اضافی کم ندارد. با آن که مدت زمانِ کلی آن زیاد نیست اما کاسته شدن از برخی صحنه های تکراری می توانست ریتم بهتری به آن ببخشد.
"پسرکشی" فیلم دغدغه مندی است که تلاش می کند با در نظر گرفتن حوزه های روانشناسی و جامعه شناسی ماجرایی مرموز و تاحدودی هولناک را در قالب درامی شسته رفته، قابل احترام و معقول به تصویر کشد. شاید فیلمساز در دستیابی به هدفش به موفقیت کامل نرسیده باشد اما تلاش او برای طرح چنین داستانی قابل احترام است.


نقدهای مرتبط با این اثر

یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
احضار روح 3: شیطان مرا وادار کرد (The Conjuring: The Devil Made Me Do It)
امتیازی که برای هر سه قسمت از این سه ­گانه می­ توان قائل شد فیلمنامه­ ی آن­هاست. روایت به شکل مرحله ­بندی­شده ای جلو می­ رود و فیلمنامه­ ی دقیق و منطقی هر مرحله را به مرحله­ ی بعد می ­رساند.ادامه مطلب
یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
تکخال (Singleness)
"تک خال" از همان دست فیلمفارسی های به روز شده ای است که نمونه شان را بارها در سینمای گیشه پسند ایران و حتی در سال های اخیر دیده ایم.ادامه مطلب
یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
لحظه گرگ و میش
"لحظه گرگ و میش" با توجه به مضمون، موضوع و داستانش قابلیت این را داشت که به سریالی کلیشه ای با موقعیتهایی اغراق آمیز و قابل پیش بینی چون "ستایش" تبدیل شود و هر فاز آن از فاز قبل ضعیف تر از آب درآید اما همایون اسعدیان با تدبیر هوشمندانه ای پتانسیل درونی قصه را در جهت درستی به کار گرفته و اجازه ی لوث شدن رویدادها را به داستان نمی دهد.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پوست (skin)
اگر فیلم کوتاه حیوان را دیده باشید فیلم از همان مولفه ها و همان نمادها را دارد. نماد های بومی گرایی فیلم مانند شیر در فیلم می بینیم. بیان تعلیق و کشمکش های عمیق از خصوصیات خوب این فیلم است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده