نقد فیلم خوب بد جلف 2: ارتش سری, The good, the bad and the corny 2, خنده دار ها

۲ سال پیش

۳ اسفند ۱۳۹۸

علی رفیعی وردنجانی

امتیاز منتقد به این اثر: ۴ از ۱۰

   خوب بد جلف 2 : ارتش سری نام فصل دوم از جاه طلبی پیمان قاسم خانی در سینما است . البته که دوستان خواننده بعضا مرا به تقلید از دیگر نقد ها و نداشتن اطلاع کافی برای اظهار نظر متهم می کنند اما این روزها که تنها مسئله ای که جامعه از ورود به آن پرهیز می کند حوزه نقد و ساخت یک اثر هنری است ، این اتهام بر من وارد است چرا که اگر در مورد فیلم بدی مانند : «آنها» عنوان خودشیفتگی زنانه را مطرح کرده ام صرفا به خاطر ژست فیلم ساز از لذت پشت دوربین بودن است...

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

گروهی ضد انقلابی به ریاست دکتر مدنی(فرهاد آییش) و زیر نظر دونالد ترامپ ماموریتی به فربد (حامد کمیلی) در ایران به عنوان گروه فیلمبرداری به ایران بفرستد. در آنجا پژمان جمشیدی و سام درخشانی به عنوان بازیگر های فیلم ارتش سری انتخاب می شوند. فربد سعی در انجام عملیات است اما پژمان و سام تقریبا همه چی را به هم می ریزند و......

  

خوب بد جلف 2 : ارتش سری نام فصل دوم از جاه طلبی پیمان قاسم خانی در سینما است . البته که دوستان خواننده بعضا مرا به تقلید از دیگر نقد ها و نداشتن اطلاع کافی برای اظهار نظر متهم می کنند اما این روزها که تنها مسئله ای که جامعه از ورود به آن پرهیز می کند حوزه نقد و ساخت یک اثر هنری است ، این اتهام بر من وارد است چرا که اگر در مورد فیلم بدی مانند : «آنها» عنوان خودشیفتگی زنانه را مطرح کرده ام صرفا به خاطر ژست فیلم ساز از لذت پشت دوربین بودن است و نه هر تفکر دیگر . 

*دیابولیک شیاطین 

با صرف نظر از این که گاهی این ناله های جزئی از دوستانِ سفارشی آقایان به اصطلاح فیلم ساز ذهن مرا درگیر چرایی هایی غیر از هنر می کند باید به این نکته اشاره کرد که این درگیری های ذهنیِ غیرِ هنری وارد سینمای ایران نیز شده است . «خوب بد جلف 2 : ارتش سری» نمونه بسیار مبرهن این موضوع است چرا که یقینا مفهوم را درگیر فرمی تقلید کارانه و سطحی از کارگردانی مانند تارانتینو کرده که ابدا جایی در سینمای ایران ندارد . ویژگی پت و مت گونه و تا حدودی کمیک زوج پژمان جمشیدی و سام درخشانی اجازه طرح مسائل دیگر را از داستان می گیرد و مفهوم مدام در رفتارهای ناقض این دو شخصیت تماما بیرون از داستان می گردد . پیمان قاسم خانی سعی دارد لورل و هاردی در سینمای ایران خلق کند غافل از اینکه در این اثر واکنش دیگر کاراکتر ها به کنش های این دو شخصیت جذاب تر شده است . همانطوری که فیلمی مانند «زیر نظر» تماما با استخراج مفهوم تصویر غیر سینمایی خود خداحافظی کرده است و خود را به در و دیوار زده تا مخاطب را قلقلک دهد فیلم پیمان قاسم خانی که البته فیلم نامه و سینما را خوب می شناسد نیز در این دسته قرار می گیرد . اگرچه برای فرار از این واقعه خرده پیرنگی سیاسی وارد آن کرده و پای کیک زرد را به داستان خود کشیده است تا بتواند قسمت بعدی را نیز بسازد اما یک مخاطب با تجربه و جدی سینما با چنین سوژه های ابتری گول نمی خورد و در رقابت دو شیطان بزرگ : سینما و آمریکا پیروزمندانه بیرون می آید . 

*دست به دامن انتقاد

همواره این پرسش بنیادین را داشته ام که اگر فیلم سازی مانند سعید ملکان به داوری و یا کل جشنواره ای مانند فیلم فجر اعتراض دارد چرا اثر خود را برای شرکت در بخش سودای سیمرغ ارسال می کند ؟ چرا پیمان قاسم خانی که در گوشه ای از فیلم خود به سفارشی بودن بعضی از فیلم های جشنواره و چگونگی راهیابی آنان اعتراض دارد از شرکت در آن پرهیز نمی کند و حداقل مانند آثار سطحی و لوس : مطرب ، زیر نظر ، هزارپا و ... به اندیشه خود احترام نمی گذارد . متاسفانه انتقاد در جامعه مانند پلکانی برای ترقی افراد از نظر اجتماعی و اقتصادی شده است . تا چندی پیش منتقدی مانند فراستی حداقل این زحمت را به خود می داد که برای مخالف یا موافقت با اثری ساعت ها در رسانه ملی بحث کند اما این روزها می بینیم با کلمه ای مانند فاجعه برای « خون شد» کیمیایی و بهترین فیلم جشنواره برای « روز صفر» ملکان از جواب دادن به سوالات خسته شده است . بنابر این در اثری مانند «خوب بد جلف 2 : ارتش سری» نمی توان مقیاس هنری را اندازه گرفت تنها باید در سالنها نشست و به صدای قهقهه تماشاچیان گوش کرد و ستاره داد . به نظر من باید این گونه فیلم ها صنف دیگری در سازمان سینمایی برای خود تشکیل دهند به نام صنف «خنده دارها» ، برای خود جشنواره بگیرند و به بهترین جازه بدهند . 

*آینده مخوف

هنگامی که فیلم نامه نویسی مانند قاسم خانی که ثابت کرده نیاز به یک مدیری دارد تا اندک مفهوم دراماتیک از آثارش خارج شود با چنین تصویری که اتفاقا لبخند هایی با فواصل مناسب خلق کرده در سینما حاضر می شود نمی توان از دیروز سینمای ایران امید ساخت آینده برای آن داشت و تنها باید دست به دامن فیلم سازان جوانی مانند محمد کارت شد 

نویسنده : علی رفیعی وردنجانی 


نقدهای مرتبط با این اثر

علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
آخرین دوئل (The Last Duel)
   آخرین دوئل ساخته رایدلی اسکات فیلمی شریف درباره انسانیت است که جذابیت آن به زنانگی های زیرمتن مرتبط می شود. مبارزه یک زن برای استرداد نفس پاک خود به صورتی در این اثر نمود پیدا کرده که توحش در قرون وسطی را توجیه می کند. این مهمترن پیام فیلمی است که می خواهد از حقوق انسانی یک زن حرف بزند. مسئله ای که در فیلم مطرح می شود با توجه به آن که از روی داستانی اقتباس شده روایت دیروز و یا امروز نیست. تصادفی است که در هر زمان و در هر جغرافیایی به اشکال...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
آتابای
   آتابای نیکی کریمی قصه دوست داشتنی دارد اما حرف سینمایی ندارد. نماهای بلند فیلم تداعی کننده فیلم هایی چون: «بازگشت» آندره زویاگینتسف، «کشتزارهای سپید» محمد رسول اف و «دشت گریان» آنجلوپلوس است. البته که هیچ کدام از نماها شکوه دراماتیک ایجاد نمی کنند و صرفا جهت پرکردن احساسات بصری در فیلم برداشته شده اند. در نمایی که Track Back و Pan از دوربین را داریم و سیما روبه غروب خورشید ایستاده و باد چند تار مویی که از او بیرون است را به رقص در می آورد،...ادامه مطلب
منصور (Mansour)
   منصور ساخته سیاوش سرمدی فیلمی سر راست است که در زیرمتن و گرایش سیاسی گم شده. فیلمی که اگر شخصیت قهرمانش یک تیمسار نبود شاید هیچ وقت به نمایش در نمی آمد. برای تمام کسانی که مانند من در نیروی هوایی خدمت کرده اند این فیلم می تواند تداعی گر نوستالژی های ژست گرفتن کنار جت جنگی باشد و اقتدار تلطیف شده تیمساری که قبل از یک ارتشی بودن انسان است، زیباست. شاید این موضوعی است که تا به حال در سینمای ما به طور واضح به آن پرداخته نشده. من بارها در...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده