نقد فیلم پیک, The Courier, کامبربچ یک بازیگر همه فن حریف است

۷ ماه پیش

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰

جیمز براردینلی

امتیاز منتقد به این اثر: ۷ از ۱۰

بسیاری از فیلم‌های جاسوسی هیجان‌انگیز مثل فیلم‌های فرنچایز «جیمز باند» و «مأموریت غیرممکن» سعی می‌کنند با خلق سکانس‌های تماشایی، نبض فیلم را بالا نگه دارند اما جذابیت «پیک» تنها بخاطر داستان و کاراکتر‌های درگیرکننده‌ی آن است. کاملاً مشخص است که در این فیلم تمرکز بر روی روایت بوده و روایت جایگاهی بالاتر از تدوین دارد.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

داستان این فیلم براساس یک داستان واقعی است. یک تاجر انگلیسی به نام گرور وین در جریان جنگ سرد به MI6 کمک و به تاسیسات هسته‌ای روسیه نفوذ می‌کند. وین به کمک منبع نفوذی روسی خود، اولگ پنکوفسکی، به اطلاعاتی دست پیدا می‌کنند که به بحران موشکی کوبا پایان می‌دهند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

تا امروز هنوز هم عدم قطعیت‌هایی درباره‌ی ارزش اطلاعات محرمانه‌‌ی «اولگ پنکوفسکی»(مراب نینیدزه) در اوج بحران موشکی کوبا وجود دارد. آیا او همانطور که روایت‌ها می‌گویند، یک مأمور رده بالا در شوروی بوده که تبدیل به یک خائن و جاسوس دوجانبه شده است؟ یا پناهندگی او برای تزریق اخبار نادرست در انگلستان و آمریکا بود؟ «پیک» از نگاه یک مأمور انگلیسی که واسط بین «پنکوفسکی» و سرویس‌های اطلاعاتی انگلستان و آمریکا بود می‌پردازد و نتیجه‌ی آن یک فیلم جاسوسی هیجان‌انگیز به سبک فیلمسازان قدیمی در این ژانر مثل «جان لوکاره» است. 

داستان «پیک» در زمان بحران موشکی کوبا می‌گذرد. بحران موشکی کوبا تا امروز، جدی‌ترین روزهایی بود که می‌توانست آمریکا و شوروی را به تقابل هسته‌ای بکشاند. تقابل «کندی» و «خروشچف» اوج دوران جنگ سرد را در سال 1962 رقم زد. «کندی» به پشتوانه‌ی نیروهای اطلاعاتی‌اش توانست آن بازی را به نفع خود تمام کند.

بخش عمده‌ای از اطلاعاتی که در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی «کندی» قرار گرفت، از طریق «پنکوفسکی» بود. «پنکوفسکی» یک قهرمان شناخته شده در شوروی بود که به اطلاعات حساسی مثل مراکز هسته‌ای مخفی شوروی دسترسی داشت و خود را یک وطن‌پرست می‌دانست. تنها دلیل جاسوسی او برای آمریکا این بود که جنگ هسته‌ای شوروی با آمریکا می‌توانست کشورش را نابود کند. 

«پنکوفسکی» با ام‌آی6 و سی‌آی‌ای ارتباط برقرار کرد. رؤسای این سازمان‌ها یعنی «دیکی فرانکس»(آنگوس رایت) و «امیلی دونووان»(ریچل براسناهان) به شدت مراقب بودند که چگونه با یک قهرمان روسی بدون اینکه پوشش او لو رود، ارتباط بگیرند. در نهایت به این نتیجه رسیدند که یک تاجر به نام «گرویل وین»(بندیکت کامبربچ) که هیچ پیش‌زمینه‌ای در حوزه اطلاعات و جاسوسی ندارد را به عنوان رابط بین این دو سازمان و «پنکوفسکی» قرار دهند. 

اینگونه آنها توانستند راهی را برای «پنکوفسکی» باز کنند که به غرب سفر کند و اطلاعات محرمانه‌ی شوروی را در اختیار آنان بگذارد. به مرور شوروی نسبت به رابطه‌ی قهرمان ملی خود «پنکوفسکی» و تاجر خوشنامی به نام «وین» مشکوک شد و از روش‌های معمول کاگ‌ب استفاده کرد تا از واقعیت سر در آورد.

ژانر جاسوسی می‌تواند به شکل‌های گوناگونی ساخته شود که شاید محبوب‌ترین آنها فرنچایز «جیمز باند» باشد اما «پیک» که هسته‌ی اصلی آن واقعیت‌ةای تاریخی است، جای سکانس‌های اکشن را به تعلیقی آهسته داده است. بحران موشکی کوبا یکی از فاکتورهایی است که به تنش موجود در فیلم کمک می‌کند. حتی ما به عنوان بیننده که می‌دانیم این مشکل جهانی در زمان خود حل و فصل شد اما فشاری که بر روی کاراکترهای فیلم وجود دارد را می‌توانیم حس کنیم.

«بندیکت کامبربچ» به عنوان یک بازیگر همه فن حریف که هر نقشی از یک ابرقهرمان گرفته تا یک مرد عادی را به بهترین شکل ایفا کند، انتخاب مناسبی برای کاراکتر «گرویل» است. در ابتدا او جذابیتی مصنوعی دارد اما به مرور زمان آگاه‌تر و انسان‌تر می‌شود. «مراب نینیدزه» که در شوروی به دنیا آمده و در روسیه و اروپا بازیگری شناخته شده است و همچنین پیش‌تر او را در «پل جاسوسان» اثر اسپیلبرگ دیده بودیم، به خوبی توانسته است تا درگیری درونی «پنکوفسکی» بین قاطعیتش و خودآزاری‌اش را به تصویر بکشد. او باور دارد که در حال تلاش برای نجات میهن است. در پایان، پناهندگی او به انگستان از روی اجبار است نه به این دلیل که عاشق فرهنگ انگلستان شده است.

بسیاری از فیلم‌های جاسوسی هیجان‌انگیز مثل فیلم‌های فرنچایز «جیمز باند» و «مأموریت غیرممکن» سعی می‌کنند با خلق سکانس‌های تماشایی، نبض فیلم را بالا نگه دارند اما جذابیت «پیک» تنها بخاطر داستان و کاراکتر‌های درگیرکننده‌ی آن است. کاملاً مشخص است که در این فیلم تمرکز بر روی روایت بوده و روایت جایگاهی بالاتر از تدوین دارد.  

منبع: ریل ویوز

مترجم: وحید فیض خواه


نقدهای مرتبط با این اثر

خانه گوچی (House of Gucci)
ریدلی اسکات به هیچ وجه نمی‌تواند یک فیلم‌ساز «مناسب و قابل اطمینان» باشد. اگرچه این فیلم فاصله زیادی با بدترین فیلم‌هایش دارد، اما «خانه گوچی» در بین یکی از ناامیدکننده‌ترین ساخته‌های او به شمار می‌رود. با وجود چنین بازیگران قدرتمند و داستان جنایی شناخته شده و معروف، به احتمال زیاد تماشاگران انتظار فیلم جذاب و هیجان‌انگیزتری را دارند.ادامه مطلب
خاطره پردازی (Reminiscence)
پایان متأسفانه خلاف انتظار پیش می‌رود؛ فیلم به تدریج ضعیف شده و در نهایت توضیحی مصور و طولانی مدت ارائه کرده و تمام جاهای خالی پر می‌شوند. شرور اصلی داستان آنقدر بی‌تأثیر بود که دائماً فکر می‌کردم شخص دیگری پشت پرده است، گرچه قانون حفظ شخصیت‌ها چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. گرچه این فیلم با دقت و جدیت ساخته شده و فرضیه‌ا‌ی قوی پشت آن است اما در کل اثری نیست که در یادها باقی بماند.ادامه مطلب
روح رام نشده (Spirit Untamed)
شخصیت‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کنند و صحبت می‌کنند که گویی از اوایل قرن بیست و یکم هستند اما بی‌شک داستان در اواخر قرن نوزدهم است. من فکر نمی‌کنم که این مسئله بیشتر بچه‌ها را آزار دهد ، و البته بدیهی است که سازندگان نگران نحوه درک فیلم توسط بزرگسالان نیستند. تمرکز بر یک گروه مخاطب هدف باعث می‌شود که این فیلم توجه افراد خارج از آن گروه را چندان جلب نکند.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده