ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
محمد سلگی
۲۵ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه

سیمای معلم در سینما

اگر نگاهي به سينماي پيش و پس از انقلاب ايران بيندازيم، آثار فراواني را مي بينيم كه در آن ها كاراكتر معلم حضور داشته است. در اين نوشتار به شماري از آن ها اشاره مي كنيم.

معلم به عنوان يكي از تاثيرگذارترين شغل هاي جامعه همواره در آثار داستاني و سينمايي نقش آفريني كرده است؛ گاهي در قامت يك قهرمان و گاهي هم در نقشي مكمل. معمولاً كاركردهاي آگاهي بخشي، آزادي خواهي، بيدارگري، تغييرآفريني، نخبه پروري، فداكاري و مواردي از اين قبيل، جزء مختصات جداناشدني شخصيت معلم هستند كه نويسندگان به آن ها توجه داشته اند.

  اگر نگاهي به سينماي پيش و پس از انقلاب ايران بيندازيم، آثار فراواني را مي بينيم كه در آن ها كاراكتر معلم حضور داشته است. در اين نوشتار به شماري از آن ها اشاره مي كنيم:

-رگبار؛ بهرام بيضايي(1351): مرحوم پرويز فني زاده معلمي جوان و مجرد است كه به تدريج وارد حكايتي عاشقانه مي شود و براي وصال معشوق، بايد با رقيبي سخت و خشن پنجه در پنجه شود. اين فيلم را مي توان روايت استاد بهرام بيضايي از تقابل فرهيختگي و لمپنيسم در جامعه دانست. 

-سايه هاي بلند باد؛ بهمن فرمان آرا(1357): سعيد نيكپور مديرآموزگاري است كه با جهل، خرافات و بت هاي ذهني مردم مقابله مي كند. 

-مدرسه اي كه مي رفتيم؛ داريوش مهرجويي(1359): فيلمي كه هيچ وقت درست و حسابي رنگ پرده را به خود نديد. اما امروز مي توان به تماشايش نشست تا ببينيم مهرجويي در ابتداي انقلاب به چه نكات قابل تاملي اشاره مي كند! در فيلم وي با مدرسه اي طرف هستيم كه گروهي از معلمان و دانش آموزان از وضع موجود آموزشگاه ناراضي اند و آزادي بيان را طلب مي كنند؛ اما اين موضوع به مذاق مديريت مدرسه خوش نمي آيد و باعث ايجاد حواشي و درگيري هايي مي شود... 

-آوار؛ سيروس الوند(1364): استاد فرامرز قريبيان، پسر بزرگ خانواده اي است كه در كنار برادرهاي خود كه نمادي از شخصيت هاي گوناگون اجتماع هستند، براي تقسيم ميراث پدر حضور پيدا كرده. او معلم است و فهيم ترين و شريف ترينِ فرزندان به حساب مي آيد.

-رابطه؛ پوران درخشنده(1365): زنده ياد خسرو شكيبايي عزيز، نقش معلمي را ايفا مي كند كه مي خواهد به دانش آموز ناشنواي خود ياري برساند و در اين راه متحمل زجر و زحمت بسيار   مي شود.

-دونده زمين؛ كمال تبريزي(1389): سحر دولتشاهي، خانم معلمي است كه وارد روستايي عجيب مي شود. اين روستا مشخصاً نمادي از ايران است كه مردمش بي حال و بي رمق اند و جنبش و پويشي در ميان آنان ديده نمي شود. بيشتر اوقات در خواب به سر مي برند و قفل هاي بسياري بر در و دروازه اين دِه آويخته شده. حالا خانم معلم كه هوشمندانه «بهار» نام دارد، مي خواهد قفل مدرسه را باز كند و به بچه هاي آبادي(؟) درس بدهد تا زمستانِ بي خردي و بي خبري را از اين سرزمين دور كند. در ابتدا كاري از پيش نمي رود و حتي خانم معلم نااميد مي گردد؛ تا اينكه دونده ي ژاپني هم وارد ماجرا مي شود... اثر انتقادي تبريزي كه اتفاقاً فيلم ظريف و نكته سنجي است، سال ها اجازه اكران نداشت تا اينكه در سال 1395، يعني شش سال بعد از ساخت، رنگ پرده را به خود ديد. 

-جدايي نادر از سيمين؛ اصغر فرهادي(1389): در فيلم بلندآوازه ي اسكارگرفته ي سينماي ايران، مريلا زارعي نقش معلمي را دارد كه وارد كشمكش هاي قضايي دو خانواده مي شود. 

-ورود آقايان ممنوع؛ رامبد جوان(1390): بهترين فيلم كمدي ايراني با محوريت معلمان. رضا عطاران كه دبير شيمي است وارد دبيرستان دخترانه اي مي شود كه مديري مردستيز و نفوذناپذير با هنرنمايي ويشكا آسايش دارد. كمدي فيلم، فاخر و دلنشين است و با نظر مثبت مردم و منتقدان مواجه شد.

-فروشنده؛ اصغر فرهادي(1395): در ديگر اثر نامدار فرهادي نيز كاراكتر معلم ديده مي شود؛ اما اين بار در نقش محوري و قهرمان داستان. شهاب حسيني دبير ادبياتي را بازي مي كند كه بازيگر تئاتر هم هست. او وارد ماجرايي ناموسي و حيثيتي مي شود. حسيني براي همين نقش، جايزه بهترين بازيگر جشنواره كن را تصاحب كرد.

-لِرد؛ محمد رسول اف(1396): سودابه بيضايي، مدير مدرسه، همسري دارد كه به علت مسائل سياسي بيكار است. به همين علت اين خانواده با مشكلات متعددي رويارو مي شود...

-بمب يك عاشقانه؛ پيمان معادي(1397): يك فيلم شيرين و دلنشين كه مخاطب را در حال و هواي دهه60 مي نشاند. پيمان معادي معلمي است كه با همسر خود اختلافاتي پيدا كرده. نقش آفريني سيامك انصاري هم به عنوان مدير مدرسه، جذاب و دوست داشتني از آب درآمده. 

  در سينماي غرب هم نمونه هاي مختلفي را مي توان نام برد و درباره آن ها سخن گفت؛ اما از نظر نگارنده، درخشان ترين اثر سينماي جهان با موضوع معلم، فيلم dead poets society (انجمن شاعران مرده) است كه با هنرنمايي فراموش نشدني رابين ويليامز در قامت معلمي ساختارشكن، هيچ گاه از ذهن ها نخواهد رفت.

  در سينماي هند هم بايد به دو اثر درخشان اشاره كرد كه قهرمانشان معلم است:

-ستاره هاي روي زمين(like stars on earth)(2007): با بازي عامرخان كه معلم كودكي مردودي و ضعيف مي شود تا استعداد او را آشكار كند. 

-تاريكي(black)(2005): داستان دختري كور و كر و لال كه شخصيتي نابهنجار و تربيت ناپذير دارد. معلم توانمندي به نام دبراج ساهاي با هنرمندي آميتاپ باچان، تدريس و تعليمش را بر عهده مي گيرد. اين فيلم به هلن كلر تقديم شده؛ زيرا بر اساس زندگي او و معلم بي نظير، تاثيرگذار و فداكارش، خانم آن ساليوان، ساخته شده است.

  خود هلن كلر مي نويسد كه زندگي واقعي او در يك روز از ماه مارس سال 1887 وقتي كه تقريباً هفت ساله بود، با ورود معلمش به زندگي او آغاز شد. او از اين روز به عنوان مهم ترين روزي كه در زندگي به خاطر دارد، ياد مي كند. آن ساليوان، همان معلم سخت كوش و فوق العاده بود كه از مارس 1887 تا پايان عمر خود در اكتبر 1936، دركنار كلر ماند.  

   اين شاهكار كه به خوبي جايگاه يك معلم را در زندگي بشر نشان مي دهد، در تجليل از عشق، اراده، اميد و گراميداشت معلمي ساخته شده. حركت از تاريكي جهل را به سوي روشنايي دانش روايت مي كند و بيش از هرچيز، تجسم تصويري بيت حضرت مولاناست: 

كوي نوميدي مرو؛ اوميدهاست

سوي تاريكي مرو؛ خورشيدهاست