ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم خانه دیگری, تراژدی یک خانواده مسخره

علی فرهمند
۲ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه «شرق»
امتیاز منتقد به فیلم :

نقدی بر فیلم «خانه دیگری»

 فیلم «خانه دیگری» احتمالا ماجرای دوران پیری و فرسودگی «رابین هود» است که پس از ازدواجش با «ماریان» (!) صاحب فرزندی به نام «مرجان» شده است که دست‌کمی از پدر ندارد؛ با این تفاوت که هرچه اقدامات «رابین هود» باورپذیر و دراماتیک است، اقدامات «مرجان» به شوخی پهلو می‌زند؛ مانند همین تعبیر «خانه دیگری» به قصه «رابین هود».
«خانه دیگری» ملودرامی است که قصد برانگیختگی احساس تماشاگر را دارد؛ اما آن‌قدر در پرداخت کاراکترهایش ناموفق است که رفته‌رفته از فیلم یک کمدی غیراستاندارد ساخته می‌شود. سؤالی که درباره کاراکتر «مرجان» مطرح می‌شود، این است که او چگونه در یک پلان تبدیل به دختری دلسوز می‌شود و برای کمک‌کردن به خانواده‌ای بی‌بضاعت تا پای جان تلاش می‌کند؟ چه مؤلفه‌ای در پرداخت شخصیت «مرجان» وجود دارد که از او یک «رابین هود» می‌سازد؟ اگر واقعا دلسوز افراد مستمند است، چرا به خانواده فقیرِ داستان شک می‌کند؟ اگر این دلسوزی صرفا به خاطر پدرش است، چرا مدام با پدرش درباره کمک‌کردن به خانواده فقیر مخالفت می‌کند؟ وقتی سیر تبدیل‌شدن «مرجان» به دختری دلسوز و خَیر باورناپذیر باشد، قاعدتا اقدامات «مرجان» هم کمیک به نظر می‌رسد. مثلا اینکه «مرجان» یک نویسنده است و در طول فیلم بارها به نویسندگی او اشاره شده است و وقتی پای حق‌التألیف «مرجان» از طرف ناشر به میان می‌آید، تماشاگر قادر است در ذهن خود از «مرجان» یک «جورج اورول»ِ ایرانی بسازد؛ اما وقتی «مرجان» با یک کتاب کودکِ ارزان‌قیمت - در حد شنگول و منگول - دیده می‌شود، چطور می‌توان به این ساده‌انگاری نخندید؟
این روند برای دیگر کاراکترها هم صدق می‌کند. مثلا شوهر «مرجان» که یک انسان بدطینت و گستاخ معرفی می‌شود، چطور پس از گذشت نیمه نخست فیلم، تبدیل به انسانی دلسوز برای همسرش و دیگران می‌شود؟ متأسفانه فیلم‌نامه‌نویس در «خانه دیگری» به‌جای شخصیت‌پردازی نقش‌ها، احساسات و رفتار آنها را در هر صحنه - متناسب با حال و هوای آن صحنه- تغییر می‌دهد.
«خانه دیگری» در بهترین حالت، یک فیلم کوتاه است که ٩٠ دقیقه کش آمده و به یک فیلم خسته‌کننده و بی‌رخداد تبدیل شده است که تازه در دقیقه ٦٠ - با مرگ پدر «مرجان» - آغاز می‌شود. اما یک ساعت نخست فیلم حول چه مسائلی می‌گردد؟ آواز خواندن‌های مشمئزکننده «علیرضا جعفری» و فردین‌بازی‌هایش در لحظات حساس فیلم، دلسوزی بی‌دلیل پدر «مرجان» نسبت به خانواده مستمند و رفتارهای متغیر و سینوسی همسر «مرجان» نسبت به اطرافیانش. خدا را شکر که «اصغر فرهادی» راهی را به فیلم‌سازان نشان داد تا در صحنه‌هایی که با اُفت ریتم مواجه هستند، با ایجاد یک هیاهو و دادوبیداد دوباره حواس مخاطب را به دست آورند. با این حساب، دعوا و زدوخورد تازه عروس و داماد فیلم هرچند اقدامی کاملا بی‌دلیل است؛ اما برای زدودن رخوتِ فیلم می‌تواند مؤثر باشد (!)
تقلید دیگری از «اصغر فرهادی» هم وجود دارد و آن قراردادن دوراهی اخلاقی و غیراخلاقی جلوی پای کاراکترهاست. درواقع در دقیقه ٦٠ و پس از مرگ پدر «مرجان»، خانواده مستمند میان این دوراهی گیر می‌کنند و به تقلید از سینمای «فرهادی»، راه غیراخلاقی را پیش می‌برند و مشاجره‌ها و دعواها آغاز می‌شود و البته ٣٠ دقیقه بعد هم، فیلم تمام می‌شود. اگر این ایده در آغاز فیلم قرار می‌گرفت و فیلم براساس همین ایده شکل گرفته بود، حداقل با یک فیلم خوبِ تقلیدی طرف بودیم.
کارگردانی فیلم هم دست‌کمی از فیلم‌نامه‌اش ندارد. از کلوزآپ‌های بی‌دلیلش گرفته تا پلان‌هایی که در خدمت هر چیزی هستند جز داستان فیلم. حتی مهم‌ترین قسمت فیلم که مواجهه خانواده فقیر با جسد پدر است، با کارگردانی بسیار بدی که دارد، به هیچ عنوان احساس را برانگیخته نمی‌کند. نگاه کنید به زاویه‌هایی که از کاراکترها گرفته می‌شود و حرکت‌های سریع دوربین و سرعت برش نماها که اساسا راه را برای همذات‌پنداری می‌بندد. درحالی‌که اگر دوربین کمی با طمأنینه رفتار می‌کرد، می‌توانست ناراحتی و ترس خانواده را در مواجهه با یک جسد به خوبی نشان دهد. در انتها نیز فیلم به سبک فیلم‌های بالیوودِ قدیم، با صدای پدر (رابین هودِ سابق) که در حال خواندن وصیت‌نامه‌اش است، به پایان می‌رسد.
«خانه دیگری» دارای فرم نیست و به کوچک‌ترین وجهی از زیبایی‌شناسی هنری هم نزدیک نمی‌شود و بالطبع نباید از فیلم انتظار محتوا داشت و تجربه‌ای است شکست‌خورده. بازی بازیگران هم به تقویت این شکست کمک کرده ‌است. از «لیلا زارع» تا «پژمان بازغی» و «ناصر هاشمی» که بازی‌اش تقلیدی است از «مهدی هاشمی» در «روزگار قریب»، همگی بدترین بازی‌هایشان را ارائه داده‌اند. کاش «علیرضا جعفری» هم کودک مانده بود و در «مهمان مامان» با شیطنت‌های شیرینش استعدادش را به رخ مخاطب می‌کشید تا اینکه رشد کند و تبدیل شود به نسخه فشرده‌شده «فردین»ِ «گنج‌ قارون».
و سؤال آخر این است: آیا فیلم‌ساز عنوانی بهتر از «خانه دیگری» برای فیلمش سراغ نداشته است؟ حتی عنوان فیلم هم مانند اکثر صحنه‌های فیلم، ربطی به داستان ندارد.


* عنوان فیلم برگرفته است از نام فیلم «تراژدی یک مرد مسخره» اثر «برناردو برتولوچی»

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است