ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم آستیگمات, Astigmatism, بحران رابطه و عقده ادیپ

امید میرحسینی
۴ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعامید میرحسینی
امتیاز منتقد به فیلم :

اختلالی پزشکی به نام « آستیگماتیسم » وجود دارد که در فرد مبتلا باعث تاری دید در مسافت های دور و نزدیک می شود . همین اختلال دستاویز خوبی برای فیلم « آستیگمات » ، ساختۀ مجیدرضا مصطفوی شده است .

بحران رابطه و عقدۀ ادیپ

نگاهی روانشناسانه به فیلم « آستیگمات »


امید میرحسینی – روانشناس

اختلالی پزشکی به نام « آستیگماتیسم » وجود دارد که در فرد مبتلا باعث تاری دید در مسافت های دور و نزدیک می شود . همین اختلال دستاویز خوبی برای فیلم « آستیگمات » ، ساختۀ مجیدرضا مصطفوی شده است .

 فیلم دربارۀ بحران روابط و زندگی های آشفته است . کسری ( محمد شاکری ) قربانی یکی از همین روابط پریشان است . این کودک دبستانی به دلیل اختلال آستیگماتیسم ، عینک بر چشم می زند ، عینکی که از همان ابتدای فیلم قرار است پیام مهمی را به مخاطب بدهد . رنگ صورتی فریم عینک در فضای تیره و تاریک زندگی کسری جلب توجه می کند ، گویی قرار است رنگ صورتی ، سیاهی این فضا را تلطیف کند اما تناقضی پدید می آید زیرا داشتنِ عینک و شفاف دیدن زندگی نه تنها برای کسری لذت بخش نیست بلکه کار به جایی می رسد که او ترجیح می دهد این زندگی آشفته را بدون عینک و تار ببیند .

در این فیلم با چهار ازدواج اشتباه مواجه هستیم . ازدواج آدم هایی که به هم نمی خورند و نیمه های درستی برای تکمیل پازل زندگی نیستند . رابطۀ مهران ( مصطفی کیایی ) و سمیرا ( باران کوثری ) ازدواج دو آدم ناهمگون است . سمیرا زنی خوش پوش است که به وضع ظاهری خودش توجه ویژه ای دارد و نقطۀ مقابل آن مهران است که اصلا به ظاهر خود اهمیتی نمی دهد . این مسئله به خصوص در سکانس اتوبوس که مهران و سمیرا به همراه فرزندشان راهی مدرسه هستند بیشتر خود را نشان می دهد . در این سکانس  ظاهر مرتب و تاحدودی هیستریونیک ( نمایشی ) سمیرا در نقطۀ مقابل مهران است . همین ناهمگونی است که سبب می شود  سمیرا به سمت آرایشگری سوق پیدا کند و مهران به سمت پرورش زالو برود . زالوهایی به جای خون رسانی به مناطق آسیب دیدۀ عروق زندگی مهران ، سبب آلوده تر کرن فضا می شوند .

رابطۀ دیگر ، ازدواج پدر ( سیامک صفری ) و مادر ( مهتاب نصیرپور ) مهران است . ازدواجی که مدت هاست به طلاق ختم شده است . پدر و مادر مهران دو آدم ناهمگون دیگر فیلم هستند . الهه ، مادر مهران فردی برون گرا ، اجتماعی و خردمند است در حالی که پدر ، فردی درون گرا ، منزوی و لاابالی است . پدری که بعد از طلاق به سمت روابط جنسی ناسالم رفته است . اما مادر پس از طلاق به سمت رابطه با فردی رفته است که نیمۀ همگون زندگی اوست ، این مرد ( حسین پاکدل ) دارای همان تیپ شخصیتی است که می تواند مکمل خوبی برای زندگی با الهه باشد اما این نیمه های مکمل خیلی دیر به هم رسیده اند .

حسین پاکدل و بهنوش بختیاری دیگر ازدواج ناهمگون فیلم هستند . دو تیپ شخصیتی کاملا متفاوت که چهرۀ باطراوت و جذاب مرد در مقابل چهرۀ پژمرده و افسردۀ زن ( با گریم ضعیف بهنوش بختیاری ) به وضوح نمایان است . مردی که در میانسالی به دنبال ازدواج با فردی همگون با تیپ شخصیتی خود است . 

ازدواج ناهمگون دیگری نیز در فیلم وجود دارد و آن هم رابطۀ معلم کسری ( نیکی کریمی ) با همسرش ( هادی حجازی فر ) است . معلم فردی اجتماعی و برون گراست که با تیپ شخصیتی اشتباهی ازدواج کرده است ، همسری که کاملا نقطۀ مقابل اوست و همین امر سبب افسردگی خانم معلم شده است . این تضاد در جایی به وضوح دیده می شود که همسر معلم در خطاب به پدر و مادر کسری ، می گوید : « فرزند شما حرف هایی به همسر من زده است که من در طول زندگی با او هیچگاه بر زبان نیاورده ام » ، حرف هایی که در اصل نیازعاطفی خانم معلم بوده اند که حالا آن ها را از زبان یک کودک دبستانی شنیده است .

اما کسری اتفاق اصلی فیلم را رقم می زند . کسری قربانی یک ازدواج نادرست است ، همانطور که پدر او نیز حاصل چنین رابطه ای بوده است . مهران راه پدرش را رفته است اما کسری می خواهد راه دیگری را پیش بگیرد . مهران الکل را به عنوان یک مکانیزم دفاعی در مقابل مشکلات زندگی انتخاب کرده است . اما کسری با جابجایی « عقدۀ ادیپ » از مادر به معلم ، وارد رابطه ای عاشقانه با معلم خود شده است .

در روانکاوی فرویدی ، کودک پسر بین 3 تا 5 سال مادرش را موضوع عشق می داند اما او به تدریج پی می برد که مادر موضوع عشق پدر است و در تصاحب پدر . پسر ، پدر را رقیب خود می داند اما سرانجام از عشق ورزیدن به مادر به عنوان موضوع عشق چشم پوشی می کند و به همانند سازی با پدر روی می آورد . همین امر سبب می شود که کودک بتواند در بزرگسالی به زنان دیگر عشق بورزد . 

اگر در مسیر رشد خللی ایجاد شود ، عقدۀ ادیپ از شکل بهنجار به وضعیت نابهنجار تبدیل می شود . کسری به دلیل بحرانی که در روابط پدر و مادرش وجود دارد و دوری گاه به گاه از مادر ، عقدۀ ادیپ بی سرانجام خود را به معلمش انتقال می دهد . او آنقدر با پدرش همانندسازی می کند که حلقۀ مادر خود را به معلمش می دهد و با حرف های عاشقانه سعی در حل عقدۀ ادیپ خود دارد . سردی و غم پنهانی که در چهرۀ کسری دیده می شود ، حاکی از بحران عمیق روانی اوست . وی به جای بازی و ارتباط با همسالان که شاخصۀ دورۀ رشد 5 تا 12 سال است ، به موضوع عشقی خود ، یعنی معلمی که حاصل همانند سازی با مادر است ، روی آورده است و می خواهد از این راه ایگوی شکنندۀ خود را ترمیم کند .

بحران روابط ، ناهمگونی ازدواج ها و در نهایت پرورش فرزندان آسیب دیده مسئلۀ جدی و مهمی است که فیلمساز به خوبی آن را به یک اثر نمایشی قابل دفاع تبدیل کرده است .

امید میرحسینی - روانشناس 





0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi