ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم تنهایی لیلا, Loneliness of Leila, پیش درآمدی بر " تنهائی لیلی "

محمود نامی
۴ سال پیش - ۵ دقیقه مطالعه

نقد سریال های تلویزیونی و قضاوت پیرامون آنها، معمولاً در پایان پخش آن ها صورت می گیرد، اما در عین حال، مخاطبین سریال های پر بیننده، علاقمندند تا برداشت هائی حتی ابتدائی، از سریالی که هر شب آنها را به پای تلویزیون می نشاند، داشته باشند، تا در روند پیگیری داستان، با اطلاع از نقطه نظرات موجود، توجه بیشتری نسبت به سریال مورد علاقه خود معطوف نمایند. روی این اصل، فعلاً نگاهی کلی به سریال " تنهائی لیلی " که به واسطه کارهای قبلی موفق محمد حسین لطیفی،...

نقد سریال های تلویزیونی و قضاوت پیرامون آنها، معمولاً در پایان پخش آن ها صورت می گیرد، اما در عین حال، مخاطبین سریال های پر بیننده، علاقمندند تا برداشت هائی حتی ابتدائی، از سریالی که هر شب آنها را به پای تلویزیون می نشاند، داشته باشند، تا در روند پیگیری داستان، با اطلاع از نقطه نظرات موجود، توجه بیشتری نسبت به سریال مورد علاقه خود معطوف نمایند. روی این اصل، فعلاً نگاهی کلی به سریال " تنهائی لیلی " که به واسطه کارهای قبلی موفق محمد حسین لطیفی، این روزها تعداد قابل توجهی از مردم کشورمان را پای آنتن صدا و سیما کشانده است، خواهیم داشت، تا انشاء اله در پایان سریال، جمع بندی کامل تری نسبت به آن ارائه گردد.

" تنهائی لیلی" را باید ادامه سریال دغدغه های فکری و روحی و روانی کارگردان آن دانست که سعی دارد تا لطمات و صدمات ناشی از سرخوردگی آمال و آرزوهای برباد رفته یک نسل را، با تلنگری هر چند آرام و البته دیر هنگام، به نسل جدید یادآور شود و آنها را به تعمق و تفکر در روش زندگی و عادات روزمره وادارد. محمد حسین لطیفی در جستجوی بهشت، خود را در سرابی احساس می کند که آمال و آرزوهای یک نسل در آن بر باد رفته است، او به دنبال تبلیغ بهشت گمشده ای است که سال ها به انتظار آن نشسته است. لذا اگر گفته شود " تنهائی لیلی " در واقع، همان " تنهائی لطیفی " است، سخن بگزاف گفته نشده است.

لطیفی در سریال های قبلی خود نشان داده بود که به تنهائی سعی می کند تا آب رفته را به جوی بازگرداند که این خود نشان ازهمت بلند، غیرت و روح لطیف لطیفی دارد که قابل ستایش و بسیار ارزشمند است.

یک تفاوت عمده کارهای لطیفی با بسیاری دیگر از کارگردانان مطرح کشورمان در این است که لطیفی حرف دل بسیاری از کسانی را می زند، که خاموشی گزیده،بی تفاوتی پیشه کرده و چشم به آینده دوخته اند. لطیفی موضوعاتی را موشکافی می کند که آنها دوست دارند و چون او فیلم و سریال سفارشی نمی سازند، لذا سریال هایش مصداق " آنچه از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند " را پیدا می کند.

نقل است که در حین برداشت آخرین پلان های سریال صاحبدلان، زمانی که سید خلیل روی تخت دراز کشیده بود و دعوت حق را لبیک می گفت، همه عوامل فیلم که سر صحنه حضور داشتند، گریه می کردند. صداقت در کار، اعتقاد به ایده، کار از روی عقیده و سفارشی نبودن کار، حتی برای تبلیغ قرآن که کلام خدا است، چنان تاثیری عمیقی از خود برجای می گذارد که به باورپذیری عمیق عوامل فیلم از داستان و به تبع آن تماشاگر سریال می انجامد که این خود نوعی خلاقیت و موفقیت در کاری است که دنبال می شود. در این فضا است که دیالوگ ها درانتقال مفاهیم موفق عمل می کنند، نقش روحانی سریال بر دل می نشیند و سخنان محمد در داخل پیکان که به لیلی می گوید: " من تا حالا در زندگی دروغ نگفته ام." عرق شرم بر پیشانی تمام آنانی می نشاند که دروغ گوئی جزئی از زندگی روزمره شان شده است. صداقت و راست گوئی حلقه مفقوده ای است که لطیفی از هر دو آن ها برخوردار است و همین هم هست که به فیلم ها و سریال های او رنگ، بو و طعم دیگری می بخشد.

" تنهائی لیلی " به لطف بازی درخشان مینا ساداتی (لیلی) و بهروز شعیبی (محمد) و مهمتر از همه نقش آفرینی تعداد قابل توجهی از اساتید سینما در آن، هم نشان از انتخاب خوب بازیگر دارد و هم نشان از درایت نویسنده، کارگردان، آهنگ ساز و سایر عوامل که باید به همه آنها دست مریزاد گفت.

فرانسوی ها هنرپیشه ای به نام سوفی مارسو داشتند که بعنوان یک چهره و شخصیت تیپیک در دنیا مطرح بوده است. هنرمندی که گفته می شد، کاراکتر خاص وی، به تنهائی برای کشاندن تماشاچی به سالن سینما کافی است. حال بعد از سال ها، در عرصه سینمای ایران، ما دو هنرمند تیپیک ( ساداتی - شعیبی ) را مشاهده می کنیم که به تنهائی قادرند با تماشاگر ارتباط برقرار نموده و آنها را پای جعبه جادو بکشانند. لذا می توان گفت که برای سریالی با مضامین متعدد عاشقی،عاطفی، مذهبی، پلیسی و ....، لطیفی در انتخاب بازیگر کاملاً موفق عمل کرده است. لطیفی قبل از این نیز با انتخاب حسین محجوب و باران کوثری برای سریال زیبای " صاحبدلان" و پوریا پور سرخ و هانیه توسلی برای سریال " وفا " که باعث معروف شدن و محبوبیت آنان شد، نشان داده بود که هم وسواس خاصی روی انتخاب بازیگر دارد و هم اعتقاد به بازیگر سازی درعرصه سینما، موضوعی که این روزها از سایر کارگردانان کمتر دیده می شود. پیش بینی می شود لیلی و محمد سریال " تنهائی لیلی " نیز در آینده به همان راهی بروند که قبل از این، سایر بازیگران جوان فیلم ها و سریال های لطیفی رفته اند.

همانطور که گفته شد، لطیفی در " تنهائی لیلی "، تنهائی آمال و آ رزو های خود را به تصویر می کشد. او به دنبال بهشت گمشده ای است که همانند امضاهای قرآن در دست سید خلیل، فقط تصویری از آن باقی مانده است ، قرآن خوان ها همه رفته اند، لطیفی می خواهد این تصویر را همچون عکس برگردان، دوباره به جامعه برگرداند، اما بخوبی می داند که تنها است. مخاطب دهه شصتی وی نیز شاید قطره اشکی از دیدن برخی از بخش های سریال و دیالوگ های سریال بر گونه اش جاری شود، اما نه لطیفی، که هیچکس دیگری نمی تواند، آب رفته را به جوی بازگرداند، لطیفی زمانی ایده بازگشت به کشور، سر کردن چادر، ازدواج ساده، زندگی در روستا و امامزاده و گورستان و صداقت و رفاقت و ..... را مطرح می کند که ازدواج سفید جامعه را فرا گرفته و برای طلاق جشن و سرور راه می افتد.

اینکه دختری از کانادا به تهران بیاید، با یک بدعت شکنی آشکار، با ابرازعشق به یک پسر، عاشق متولی جوان مریض امامزاده بشود و ضمن ازدواج با کسی که یک سال بیشتر زنده نخواهد ماند، در ادامه زندگی خود را در گورستانی ادامه دهد که قبل از او شوهرش در آن می زیست ( در سفر سبز هم شاهد استفاده لطیفی از گورستان برای محل زندگی بوده ایم، که تکرار آن نمی تواند اتفاقی باشد). شاید از نظر خیلی ها ایده آلیستی تلقی شود، هر کس دیگری هم این سریال را ساخته بود، ایده آلیست خوانده می شد، اما این در مورد لطیفی مصداق پیدا نمی کند، چرا که وی با کارهای قبلی خود نشان داده بود که یک رئالیست است. او قصد شعار دادن در این سریال را ندارد، لطیفی اهل غلو و گنده گوئی نیست، داستان سریال های او، سیر روائی مشخصی دارند، او با صداقت می خواهد دروازه بهشت و سعادت را به شیوه خود به مردم نشان دهد، اما ناچار از طرح ایده هائی می شود که در تضاد با ذهن و فکر و اعتقاد بسیاری از افراد جامعه است، لذا برخی از مخاطبین سریال های وی، تا آخر آنها را دنبال کرده و به تمجید و تحسین وی می پردازند و برخی دیگر تا حد سطحی برخورد کردن با موضوعات پیچیده ای که از تاروپود پیچیده مغز لطیفی تراوش پیدا می کنند، پیش رفته و با رها کردن سریال در میانه راه، نسبت به اصل و فرع موضوع واکنش منفی نشان می دهند.

لطیفی دون کیشوتی است که با اعتقاد و با سلاح فیلم و سینما می خواهد، ایده هائی را در جامعه ای مطرح و رواج دهد که بخش اعظم مخاطبین در آن، در خط باطل پیرامون خود، همواره در حال دورزدن هستند.

اینکه لطیفی در این جنگ نابرابر تا چه حد موفق خواهد شد، آینده آن را نشان خواهد داد. ما که طرفدار ایده ها و نظرات بدیع و خلاقانه وی هستیم و برایش آرزوی موفقیت می کنیم.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است