ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم اعجوبه, the prodigy, فیلمی ترسناک با نگاه عمیقی به مفهوم پدر و مادری

گری گلدستین
۵ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم نگاه عمیقی به مفهوم پدر و مادری دارد، ترس و وحشتی که در این جا دیده می شود فراتر از استعارات معمول است. در اینجا با استناد به مشکلات بالقوه ای که وجود دارد دانایی و عقلانیت افرادی که تصمیم به بچه دار شدن می گیرند زیرسوال برده می شود. بخش سوم فیلم دلهره آور و دیوانه کننده است و نقطه اوج آن حساب می شود. این فیلم برخلاف تمامی نقاط قوتی که برای جذب مخاطب دارد در طرح اصلی داستان نیز نواقصی دارد.

اختصاصی سلام سینما-  کودک شروری که" اعجوبه "را به فیلم ترسناکی تبدیل کرده است، ممکن است منجر شود تا انتخاب های والدین تان را زیرسوال ببرید.   

به گفته بزرگان: اگر کودک 8 ساله تان به طور ناگهانی از شما ادویه پاپریکا خواست تا به غذایش اضافه کند، مراقب باشید. ممکن است دلیل آن تغییر ذائقه کودک نباشد بلکه شاید نشانه ای از زندگی قبلی باشد. 

این یکی از چیزهایی است که وحشت را در" اعجوبه" آغاز می کند، چنین ترس و دلهره ای که برخواسته از یک کودک باشد یادآور فیلم هایی مانند" جن گیر"، "پسرخوب"،" بدذات" و "طالع نحس" است اما" اعجوبه" روش های خاص خودش را برای ایجاد ترس و وحشت دارد.   

به والدین هم هشدار داده می شود که قبل از تهیه بلیت برای تماشای چنین فیلمی درباره آن فکر کنند. فیلم نگاه عمیقی به مفهوم پدر و مادری دارد، ترس و وحشتی که در این جا دیده می شود فراتر از استعارات معمول است. در اینجا با استناد به مشکلات بالقوه ای که وجود دارد دانایی و عقلانیت افرادی که تصمیم به بچه دار شدن می گیرند زیرسوال برده می شود، غرایزی که منجر می شود تا والدین همواره به حفاظت از فرزندانشان بپردازند مورد لعن و نفرین قرار می گیرد. 

در زمان تماشای این فیلم همانطور که در حال رد و بدل کردن پاپ کرن هستید می گویید" حواست باشد که آرزوی چه چیزی را داری، ممکن است یک ماشین مرگ را به وجود آورید"

سارا( تیلورشیلینگ بازیگر" نارنجی مد جدید است" ) و جان بلوم( پیتر مونی )زوجی جوان و جذاب هستند که در حومه فیلادلفیا زندگی می کنندو آن دو تصور می کنند که بچه دار نخواهند شد. تا اینکه بلاخره سارا فرزندی به نام" مایلز" به دنیا می آورد. همه چیز در خانه بلوم فوق العاده به نظر می رسد اما واقعا این چنین است؟  

تنها دقایقی قبل از تولد مایلز یک قاتل سریالی به دست پلیس کشته می شود. زمانی که مایلز( جکسون رابرت اسکات ) 8 ساله است، تنها امید زندگی والدینش محسوب می شود: پسر باهوشی که خیلی سریع شروع به راه رفتن کرد، در امتحان ورودی مدرسه قبول شده و وارد مدرسه تیزهوشان می شود. 

اما علاوه بر چیزی که در مورد ادویه پاپریکا و تغییر ذائقه کودک گفته شد، داستان و مایلز به یک باره تغییر کرده و وقایع وحشتناکی اتفاق می افتد. در حین خواب گفتگوهایی می شود که بر خلاف ظاهرش چندان هم ساده نیست. 

همه این ها باعث می شود تا مایلز به دیدن یک روانشناس( پائولا بودرو ) برود، اما چیزی نمیگذرد که وی مایلز را به یکی از متخصصین تناسخ(کولم فیور) ارجاع می دهد. 

ارتباط مرگباری بین قاتل سریالی کشته شده و روح مایلز وجود دارد و این روح در جدالی برای رسیدن به برتری است. مایلز زمانی که می بیند مادرش بسیار ترسیده به او می گوید:" زمانی که بدنم را ترک می کنم اتفاقات ناگواری رخ می دهد".   

بخش سوم فیلم دلهره آور و دیوانه کننده است و نقطه اوج آن حساب می شود. براساس دو بخش ابتدایی وقایع ترسناکی که در این قسمت اتفاق می افتد چندان هم غافلگیر کننده نیست.  جف بولر نویسنده فیلمنامه فیلم خشن" The Midnight Meat Train " در سال 2008 و  فیلمنامه های" قبرستان حیوانات خانگی" و "نردبان جیکوب" است. 

متاسفانه این فیلم برخلاف تمامی نقاط قوتی که برای جذب مخاطب دارد( این ها را مدیون نیکولاس مک کارتی، کارگردان فیلم های" پیمان" و" At the Devil's Door"،  و موسیقی ترسناک جوزف بیشارا است )، در طرح اصلی داستان نیز نواقصی دارد اما این نواقص مانعی برای تماشای فیلم نیست- مخاطبین از لحظات شوکه کننده ی آن احساس رضایت خواهند کرد- با این حال برای تمام شدنش نیز لحظه شماری می کنید. 

منبع: لس آنجلس تایمز

مترجم: مهتاب عیوضی

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است