ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم کسوف, Leclisse , الیناسیون در ملاعام

کامران محرابیان
۴ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

الیناسیون در ملاعام نقد و بررسی فیلم کسوف فیلم کسوف از لحاظ سینمایی به هیچ روی  با منطق نیست،می خواهد خودش را با منطق و رئالیسم نشان دهد،که از دست می رود،می خواهد با واژه ی الیناسیون و ادعای آن ادای روشن فکری در بیاورد،که ناکام می ماند،این را خاطر نشان کنم؛فیلم به هیچ ترتیب فیلم فلسفی نیست،ما در سینما فلسفه نداریم،اصلا و ابدا فلسفه در سینما نمی گنجد.کدام و چه فلسفه ی را می خواهد باز گو کند؟آن ها همه فیلسوف کتب قطور نوشته اند بعد در صد و...

الیناسیون در ملاعام

نقد و بررسی فیلم کسوف

فیلم کسوف از لحاظ سینمایی به هیچ روی  با منطق نیست،می خواهد خودش را با منطق و رئالیسم نشان دهد،که از دست می رود،می خواهد با واژه ی الیناسیون و ادعای آن ادای روشن فکری در بیاورد،که ناکام می ماند،این را خاطر نشان کنم؛فیلم به هیچ ترتیب فیلم فلسفی نیست،ما در سینما فلسفه نداریم،اصلا و ابدا فلسفه در سینما نمی گنجد.کدام و چه فلسفه ی را می خواهد باز گو کند؟آن ها همه فیلسوف کتب قطور نوشته اند بعد در صد و بیست دقیقه،فیلم چه چیز فلسفی دارد که بگوید؟آیا الیناسیون شدن را می توان در کادر و قاب سینما به نمایش گذاشت؟نه،این اشتباه ترین کار این سینما گر است.

فیلم از سینما به دور است،یک جای کارش می لنگد آن هم کش دار بودنش است(البته همه جایش می لنگد).با تیتراژ کاری ندارم که برای خودش شاهکاری است با آن ریتم آهنگ ها و...،فیلم می خواهد روابط انسانی را به بیننده نشان بدهد،ابتدای فیلم ما رابطه ی زن و مردی را که در خانه ی حضور دارند با وضع اسفناک دوربین و طولانی بودن و بادکنکی بودن بازیگران می بینیم.زن این طرف و آن طرف می ورد،هیچ حرفی نمی زنند(انگار که کارگردان نمی خواهد ما چیزی بدانیم،هیچ سرنخی نمی دهد)بعدش هم که حرف می زنند یک مشت اراجیف می گویند و ما به هیچ روی از آشفتگی که میان رابطه آن ها است و به شدت از طرف زن است خبر دار نمی شویم،این جا نقطه ی شروع الیناسیون شدن زن است،آن هم با چه چیزی؛رابطه ی که یک دفعه خراب شده و زنی که در گیجی ممتد با اطرف و حتی خودش قرار گرفته( یعنی مساله ای بزرگ و پرداختی کم) که تا آخر هم به آن نمی پردازد و دنبال یک چیز دیگر می رود.دوربین در همان شروع طولانی یک جاهای را نشان می دهد که هیچ تفسیری ندارد دوربین اصلا کار نمی کند(روی قاب خالی که زن نگه داشته کلوز می گیرد،دوربین را بالای سر مرد و زن می برد پایین می اورد پاهای زن را نشان می دهد روی دیوار می ماند و خیلی جاهای دیگر)این یکی از بدترین شروع های فیلم در تاریخ سینما است.

زن آشفته است،چرا؟روی مبل می خوابد،بلند می شود،راه می ورد،مرد از آن بد تر،رابطه سرد است و ما فقط همین را می فهمیم.بالاخره بعد از آن همه کشش و پلان های اشتباه و طولانی و دوربینی که در هر سوراخ از خانه ی مرد رفته است که دیگر هم تا آخر با آن کار ندارد به خیابان می اید،زن به بازار بورس می رود(اگر مادرش آنجا نبود کجا می رفت؟)آن جا همه فریاد می کشند،همهمه ای به پا است آلن دلون  چند باری از جلوی دوربین  رد می شود و یکی دو جمله ی پرت ول می کند،از بازار بورس بیرون می آید مثلا با  بی خبری مادر از دخترش می خواهد رابطه ی میان فرزند و خانواده را نشان دهد بالاخره دو ساعت فیلم است باید به همه ی موضوعات بپردازد.زن به خانه می ورد و آن ماجرای آفریقا و کنیا و کلیمانجارو و آن رقص که به شدت بیرون است و تا آخر فیلم هم بیرون می ماند،پیش می آید.باز هم می خواهد الیناسیون بودن را نشان دهد آن هم  با رقص آفریقایی زن تازه از نژاد پرستی هم می گوید و آن را بد تلقی می کند(بازاری است برای خودش)یک ساعت ابتدای فیلم به زن می پردازد و با نشان دادن آن سکانس های بی محتوا و بی معنی می خواهد الناسیون بودن را نشان دهد که الکن می ماند هنوز یک ساعت خسته کننده تر مانده که به آلن دلون می پردازد آلن دلونی که ول است و کلا تا آخر ول می ماند،آلن دلونی که به قول دوستان طبیعت مادی گرا  دارد باز هم چه چیز های گنده ی که به فیلم می بندند و برچسب های بزرگی که با کلمات پر طمطراق است بروی فیلم نمی چسبانند،آلن دولنی که بازار بورس را بالا و پایین می کند و خودش را وقف آن کرده با زن اشنا می شود یک سری سکانس طولانی و خسته کننده دیگر و آن پایان،که برای خودش فیلم کوتاهی است.دوربین خیابان را نشان می دهد و زندگی روز مره،می خواهد الیناسیون شدن آدم های داستانش را با این مردمی که عادی زندگی می کنند یکی کند و حتی به خیابان و شهر هم رحم نمی کند و می گوید همه به این درد گرفتار شده اند و آن تیر چراغ برق با آن نور سفیدش که مثل ماه می ماند و با DEEP WHITE شدن،می خواهد چه بگوید؟آخر فیلم رو می آورد به مفهوم سازی(اگر تا الان سکانس های بیهوده دیده اید با این سکانس ها شما را تنها می گذارم تا به تفکر بیفتید)این چیزها فیلم نمی سازد،تفکر به وجود نمی آرود،فیلمی که سرگرم کننده باشد و حرفش را به اندازه ی فرمش بزند و محتوایش را بسازد،نمی سازد.به طور مثال(فیلم اعتراف می کنم اثری از هیچکاک یک سکانس فیلم شخصیت کشیش را در کنار صلیب و در دادگاه زمانی که باید رازش را بر ملا کند نشان می دهد،کشیش حرفی به زبان نمی اورد و هیچکاک آن سوگند کشیش را با این دوربین نشان می دهد) فیلم همان طور که گفتم پرت است از دنیای خودش و از هر چیزی که فکرش را بکنید عقب تر است می خواهد فلسفه بافی کند و با آن به سکانس های طولانی اش مولف گونه به شمار برود،شاید بگویند فیلم  رئالیست محض است!اما چه رئالیستی که مردمانش را اخته و سکون می داند و آن ها را گرفتار به الیناسیون.

امتیاز:4/0

1.الیناسیون:در لغت به معنای از خود بیگانگی.

   

     

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است