ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم فروشنده, the salesman, فروشنده پیام

بهزاد لاچینی
۴ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

فروشنده با هیاهو و فریادهای ساکنان آپارتمانی آغاز می شود که به دلیل گودبرداری در زمین مجاور، در حال خراب شدن است. شخصیت های اصلی، عماد و همسرش رعنا، هر دو بازیگر تئاتراند و عماد علاوه بر بازیگری، معلم نیز هست. مثل مابقی آثار آقای فرهادی، بازیگری نقطه قوت فروشنده است و بحران و اندکی معما، عامل جذب مخاطب اند. اما فروشنده ایرادات اساسی نیز دارد که در ادامه به آن ها اشاره می شود.  پس از صحنه آپارتمان، سطح حسی فیلم فروکش می کند و سکانس هایی می...

فروشنده با هیاهو و فریادهای ساکنان آپارتمانی آغاز می شود که به دلیل گودبرداری در زمین مجاور، در حال خراب شدن است. شخصیت های اصلی، عماد و همسرش رعنا، هر دو بازیگر تئاتراند و عماد علاوه بر بازیگری، معلم نیز هست. مثل مابقی آثار آقای فرهادی، بازیگری نقطه قوت فروشنده است و بحران و اندکی معما، عامل جذب مخاطب اند. اما فروشنده ایرادات اساسی نیز دارد که در ادامه به آن ها اشاره می شود. 

پس از صحنه آپارتمان، سطح حسی فیلم فروکش می کند و سکانس هایی می آید، که بر خلاف وظیفه سکانس های ابتدایی، چندان در پرداخت شخصیت موفق نیستند (توجه کنید که اگر بخواهیم ویژگی های شخصیتی بابک، عماد و رعنا را بر اساس نیم ساعت اول فیلم توصیف کنیم جز صفات ظاهری تقریباً چیز دیگری نمی توانیم بگوییم). بعضی از سکانس های ابتدایی نیز اثر چندانی در پیشبرد روایت ندارند. به طور مثال قهر کردن یکی از بازیگران تئاتر که خیلی زود دوباره آشتی می کند و یا سکانس دبیرستان که چند محصل در حین کلاس سؤال هایی از معلم (عماد) می پرسند و شوخی هایی می کنند و به نظر می رسد تنها کاربردش این است که نویسنده/کارگردان می خواهد با این شیوه کلیشه ای "پیام" هایی بدهد و از روی نحوه دکوپاژ پیداست مهم ترین "پیام" این صحنه در این پرسش نهفته است که "چرا ایرانیا به بی ام دبلیو میگن بی ام و؟". این پرسش، مثالی است برای اثبات یکی از "پیام" های صاحب اثر. نمونه این استدلال های عامیانه در ادامه فیلم باز هم وجود دارد که به آن اشاره خواهم کرد ولی پیش از آن اجازه بدهید این اپیدمی را کمی حلاجی کنیم. حتما زیاد شنیده اید که کسی مثلاً بگوید: "بابا ایرانیا همشون . . . . اند. دیدی به بی ام دبلیو میگن بی ام و؟". در این موارد تنها با یک مثال نتیجه ای کلی بر ضد همه مردم گرفته می شود با اینکه خود مثال (در اینجا بی ام و) می تواند دلایل بسیاری داشته باشد مثلاً در این مورد، این رفتار مردم ممکن است ریشه زبان شناسی داشته باشد و نه اجتماعی و از طرفی هیچ وقت هیچ رفتاری را نمی توان مثال زد که حتی درصد بالایی از مردم یک کشور عینا به یک دلیل آن را انجام دهند. این عادتِ برخی از هموطنانمان در تعمیم دادن البته از نظر جامعه شناسی قابل تحلیل است اما ارائه استدلال هایی این چنینی در یک اثر هنری در بهترین حالت، ساده لوح انگاشتن مخاطب است. سوال و جواب دیگری در صحنه کلاس درس وجود دارد که قابل تأمل است. آن جا که دانش آموزی می پرسد: "آقا اجازه آدما چجوری گاو میشن؟" و عماد پاسخ می دهد "به مرور". البته "خام شدن" توده ها که در اینجا با تشبیه نامناسب گاو شدن بیان شده است اتفاقی رایج در میان ملت هاست اما این که صاحب اثر به شیوه ای نصیحت گونه این مسأله را به همین آسانی به ایرانیان تعمیم می دهد کمی تکبر آمیز است. 

حول و حوش دقیقه 30، یخ داستان می شکند و نقطه عطف اول از راه می رسد. شخصی وارد آپارتمان عماد و همسرش می شود و خارج از کادر درگیری بین او و همسر عماد ایجاد می شود و سپس فرار می کند. عماد به خانه بر می گردد و وقتی می بیند رعنا در منزل نیست، در جست و جوی او به بیمارستان می رود. از ورود ضارب ناشناس به بعد، بحران آغاز می شود اما با اینکه نویسنده/کارگردان مهارت زیادی در پروراندن آن دارد، بحران فروشنده ضعیف تر از آثار قبلی صاحب اثر نظیر درباره الی است و هیچ وقت تکمیل نمی شود و مهم ترین دلیلش هم رفتارهای غیر قابل باور عماد است. اول از همه زمانی که همسرش را برای اولین بار روی تخت بیمارستان می بیند قبل از اینکه پزشک از عماد بخواهد از اتاق خارج شود خودش از چارچوب در جلوتر نمی آید و هیچ علاقه ای برای نزدیک شدن به بدن نحیف و خون آلود همسرش ندارد! بعد از ترخیص از بیمارستان هم حتی در خلوت دو نفره خودشان از او نمی پرسد چه اتفاقی رخ داده و حتی او را دلداری هم نمی دهد. گویا اصلاً به همسرش کوچک ترین علاقه ای ندارد. از همه عجیب تر این است که عماد از روی دسته کلیدی که فرد ضارب در خانه آن ها جا گذاشته است، وانت-پیکان او را در کوچه پیدا می کند اما بدون این که به پلیس اطلاع دهد وانت را وارد پارکینگ می کند و سپس از خانه خارج می شود (!) و همسرش را با ضارب شرور که هر لحظه ممکن است برای پیدا کردن سوئیچ ماشین و بردن آن، باز گردد، تنها می گذارد! تا اینکه همسرش مجبور می شود برای اینکه بتواند اتومبیلش را از خانه خارج کند وانت ضارب را خودش جابجا کند! اما دلیل رفتار های غیر قابل باور عماد چیست؟ این بار هم به نظر می رسد صاحب اثر می خواهد "پیام" هایی بدهد که برای انتقال آن پیام ها مجبور شده است منطق روایی را قربانی کند و این گونه است که شخصیت اصلی، عماد، سردرگم و بلاتکلیف است ("پیام" به این دلیل که واجد فرم هنری نیست و تنها با چند گفت و گو بیان می شود، اثرگذاری ندارد و آهن سرد کوبیدن است و در نتیجه پرداختن به پیام ها، پرداختن به چیزیست که در اثر وجود ندارد).

 

تمرین و اجرای نمایش نامه مرگ فروشنده نیز یکی دیگر از عوامل قطع شدن جریان داستان اصلی است که باعث فروکش کردن بحران می شود با این حال بعد از این صحنه ها و نیز بعد از یک سری کشمکش بین عماد و همسرش و بابک، با تأخیر به سمت نقطه اوج هدایت می شویم. در نقطه اوج مشخص می شود که ضارب (یا متجاوز) پیرمردی حدوداً 70 ساله است که با مستأجر قبلی رابطه نامشروع داشته است. شخصیت منفی در این فیلم نیز مانند اغلب آثار دیگر صاحب اثر، از طبقه کارگر است (کارگر خشک شویی در گذشته، حجت در جدایی نادر از سیمین و نوجوان قاتل در شهر زیبا) و همسرش هم آنقدر گودی گودی است که در تمام طول این سکانس مرتب ناز پیرمرد را می کشد و اینقدر ساده لوح است که هیچ بویی از ماجرا نبرده است. حتی زمانی که عماد پیرمرد را با اصرار به اتاق می برد و در را هم می بندد باز هم همسر پیرمرد شک نمی کند که ماجرایی در کار است. متأسفانه دلیل سستی منطق در این سکانس هم "پیامی" است که طبق یک استدلال عامیانه دیگر قرار است به مخاطب منتقل شود. استدلال عامیانه ای که این بار به قضیه تجاوز و فساد جنسی سرایت کرده است. در پایان لازم می دانم به مصاحبه ای اشاره کنم که در آن صاحب اثر اعلام کرده که این فیلم درباره "حریم خصوصی و آبرو" است. با دانستن این مطلب علت قرارگیری بعضی از صحنه ها و گفت و گو ها روشن می شود اما اینکه آیا همگی این "نشانه" ها تأثیرگذاری حسی دارند یا نه مسأله دیگری است.

"اگر می خواهید پیام بدهید تلگراف بزنید"-جمله معروفی که به شکل های مختلف افرادی مثل ساموئل گلدوین و فرانک کاپرا آن را به کار برده اند.

 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است