ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم خشم و هیاهو, Sound and Fury, خشم و هیاهویی که حیف می شود

امیر فرهنگی
۴ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعیادداشت شخصی
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم "خشم و هیاهو"  علی رغم ادعایی که قبل از شروع فیلم می کند شباهت‌های فراوانی را به یکی از پرونده‌های داغ ژورنالیستی دهه اخیر دارد. در دید کلی فیلم حول مضمون تکراری مثلث عشقی و قتل می گذرد. همین خطر کلیشه‌ای شدن باعث می شود که کارگردان از برخی حقه‌های تصویری و داستانی برای روایت فیلم استفاده کند.  فیلم با ورود حنا به زندگی خسرو که خواننده ای مشهور است آغاز می شود.  معرفی شخصیت ها شروع می شود و روند قصه گویی به خوبی پیش می رود تا جایی که...

فیلم "خشم و هیاهو"  علی رغم ادعایی که قبل از شروع فیلم می کند شباهت‌های فراوانی را به یکی از پرونده‌های داغ ژورنالیستی دهه اخیر دارد. در دید کلی فیلم حول مضمون تکراری مثلث عشقی و قتل می گذرد. همین خطر کلیشه‌ای شدن باعث می شود که کارگردان از برخی حقه‌های تصویری و داستانی برای روایت فیلم استفاده کند. 

فیلم با ورود حنا به زندگی خسرو که خواننده ای مشهور است آغاز می شود.  معرفی شخصیت ها شروع می شود و روند قصه گویی به خوبی پیش می رود تا جایی که می فهمیم این روایت درواقع چیزی است که خسرو در فرآیند بازپرسیش تعریف می کند. بعد از این است که فیلم راهش را گم می کند و گیج می‌ماند. سیر خطی زمان شکسته شده و دوباره با دیدگاه حنا با قصه همراه می شویم. در روایت خسرو، وی مردی خانواده دوست است و حنا که دختری ولنگ و باز با مشکلات روانی است به زور وارد زندگی او شده و تینا را به قتل می رساند اما در روایت حنا این خسرو است که خواستار رابطه با حنا بوده و به دلایل مالی دست به قتل تینا می زند ولی آیا این روایت دوگانه از قصه از طرف دو کاراکتر که مضونونین یک قتل هستند منجر به کشف تناقضات از طرف تماشاگر و گره‌گشایی از ماجرای قتل می شود؟  پاسخ خیر است و این پس و پیش شدن زمانی وقایع جز القای حس سردرگمی در تماشاگر چیزی را به همراه ندارد. تماشاگری که به جای نزدیک شدن به شخصیت ها و فرورفتن در دل داستان به دلیل همین گیجی بی‌مورد از همراه شدن با فیلم جا می ماند تا جایی که دیگر حتی کشف قاتل نیز دغدغه‌اش نمی گردد و زمانی که فیلم در پایان گره گشایی کرده و حنا به شکل تصنعی به قتل اعتراف می کند هیچ هم حسی با او ندارد. بنابراین فیلم دقیقا از جایی ضربه می خورد که ادعای آن را دارد بدین معنی که کارگردان در ایجاد فرم برای روایت مناسب فیلم موفق نمی شود و بیشتر ادای فرم را در می آورد.

فیلم سرشار از فضاسازی های فانتزی از موقعیت هاست در حدی که اگر تماشاگر بنابر تجربه‌ی خود در این موقعیت ها قرار گرفته باشد به کل آن ها را نامانوس می داند به عنوان مثال هیچ کدام از موقعیت های کنسرت، بازپرسی، دادگاه و حتی ساده ترینشان یعنی خوابگاهی که حنا در آن سکونت دارد درنیامده‌اند و به شدت فانتزیند. از جو اگزجره ی کنسرت گرفته تا بازپرس به شدت منفعل در بازپرسی و دادگاهی تیپیک که در آن وکیل مدافعی برای طرفین وجود ندارد و حتی خوابگاهی که بیشتر به زندان شبیه است. این فانتزی بودن در شخصیت پردازی نیز وجود دارد و به جز شخصیت خسرو، بقیه در حد تیپ باقی می مانند. حنا به ظاهر دانشجوست ولی به ندرت وی را در حال مطالعه و یا همراه با کوله پشتی با سر و وضع دانشجویی می بینیم. بازپرس در اوج استیصال است و هیچ اقدامی به جز بازجویی برای حل پرونده نمی کند  و در آخر بچه ای که حتی وجودش اضافی است.

فیلم گاها صحنه های بدیعی دارد مثل صحنه ای که خانواده‌ی مقتول جمع شده اند تا حنا پیش آن ها همه چیز را اعتراف کند اما چیزی جز سکوت در آن نمی گذرد یا صحنه ی دست دراز کردن حنا به سمت پنجره سلولش. ولی هیچ کدام از این صحنه ها در خدمت فیلم نیستند و بیشتر تبدیل به صحنه هایی برای قدرت نمایی کارگردان می شوند.

و در آخر سکانس های ابتدایی و انتهایی فیلم چه هستند؟

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است